انیاگرام

تفاوت‌ها و شباهت‌های تیپ 2 و تیپ 3 انیاگرام

تفاوت‌ها و شباهت‌های تیپ 2 و تیپ 3 انیاگرام
5
(139)

تیپ 2 (مددکار) آزاد و خودجوش است، در حالی که تیپ 3 (موفقیت‌طلب) کنترل‌شده و ترسان از رها کردن است.

تیپ 2 تمایل به نفوذ دارد، اما تیپ 3 بیشتر به مرزها توجه می‌کند.

تیپ 2 خود را به عنوان فردی بزرگ معرفی می‌کند و با گرمی سخاوتش را نشان می‌دهد. اما تیپ 3 کار یا کارایی سازمانی‌اش را به نمایش می‌گذارد و احساس ناامنی درونی دارد.

تصویر تیپ 2 بزرگ و اغراق‌آمیز است. او در خیال خود درخشان و باشکوه است، اما در واقعیت ریشه ندارد. این یک رویا است، اما رویایی مسری که خودش و دیگران را قانع می‌کند. این با خودپسندی تیپ 3 متفاوت است که تصویرش را با عناوین، دستاوردهای ملموس، ساعات تمرین در باشگاه و سلیقه زیاد در لوازم آرایشی و جراحی پلاستیک تأیید می‌کند.

تیپ 2 هم مانند تیپ 3 با یک تصویر شاد شناسایی می‌شود، اما تیپ 2 بیشتر با تصویر “مثبت” و تیپ 3 با تصویر “موفق” شناخته می‌شود. این بدان معناست که تیپ 3 بیشتر تحت تأثیر انتظارات جامعه و استانداردهای توافقی قرار دارد و با برآورده کردن این استانداردها احساس موفقیت می‌کند. در مقابل، تیپ 2 تصویری از خود دارد که بزرگی‌اش واضح است و نیازی به تکیه بر هیچ استانداردی ندارد، زیرا استانداردها محدودیت ایجاد می‌کنند.

خودپسندی به ویژه در ناحیه “هیستروئید” انیاگرام (شامل تیپ‌های II، III و IV) وجود دارد. اما در مورد غرور، این احساس از ترکیبی از بزرگ‌نمایی خیالی و حمایت افراد منتخب تأمین می‌شود. در حالی که در تیپ 3، فرد خود را برای “اثبات” ارزشش به طور عینی با اجرای فعال تصویر خود در برابر دیگران بسیج می‌کند.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 5 / 5. تعداد رای‌ها: 139

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

درباره حسام الدین عالمیان

از روزی که اولین سایت انگلیسی خودم رو راه اندازی کردم حدود 5 سالی میگذره. البته من 15 ساله که وب سایت های مختلف و کسب و کارهای آنلاین زیادی رو هم راه اندازی کرده بودم و هنوز هم ادارشون میکنم. تو این مدت یک نفره همه کارهای سایت رو انجام می دادم. اونم سایت انگلیسی با مخاطب و بازدیدکننده از سرتاسر دنیا. اینکه محتوا تولید کنم، اینکه روی سئو سایت کار کنم، اینکه امنیت سایت رو بالا ببرم و جلوی هکرها و خرابکارها رو بگیرم. اینکه درآمد دلاری رو نقدش کنم و به راه های افزایش درآمد فکر کنم. نتیجش این شد که تونستم به بازدیدکننده بالایی روی سایت برسم. روزی نزدیک 70هزار بازدیدکننده از گوگل. و تونستم چیزی که همیشه آرزوش رو داشتم، یک سایت انگلیسی با بازدیدکننده بالا از سرتاسر دنیا.

  1. بابک گفت:

    تفاوت در ‘کنترل’ هم نکته خوبی بود. تیپ ۳ می‌خواهد محیط را کنترل کند تا خروجی تضمین شود، تیپ ۲ می‌خواهد آدم‌ها را تحت نفوذ داشته باشد تا جایگاهش حفظ شود. عالی بود.

  2. هانیه گفت:

    بحث ‘ناامنی درونی’ تیپ ۳ خیلی برای من جالب بود. یعنی هر چقدر هم موفق باشند باز هم ته دلشان می‌ترسند؟

  3. سعید مرادی گفت:

    مقاله کاربردی بود. به نظرم تیپ ۳ برای بخش فروش و تیپ ۲ برای بخش منابع انسانی (HR) فوق‌العاده هستند. موافقید؟

    1. 9persona.ir گفت:

      سعید عزیز، این یک نگاه کلاسیک و درست است، اما با یک تبصره: تیپ ۳ در فروش عالی است چون هدف‌گراست، اما باید مراقب باشد رابطه با مشتری را فدای بستن قرارداد نکند. تیپ ۲ در HR عالی است چون همدل است، اما باید مراقب باشد که درگیری‌های عاطفی مانع از اجرای قوانین سازمانی نشود.

  4. مهسا گفت:

    من به عنوان یک تیپ ۲ همیشه احساس می‌کنم باید لبخند بزنم حتی وقتی حالم بد است. این با تصویر ‘مثبتی’ که گفتید خیلی همخوانی دارد. چطور می‌توانم در محیط کار صادق‌تر باشم؟

    1. 9persona.ir گفت:

      مهسای عزیز، گام اول پذیرش این است که ‘ارزش شما به مفید بودن یا شاد بودن همیشگی نیست’. تمرین کنید که گاهی ‘نه’ بگویید و آسیب‌پذیری‌های خود را با افراد مورد اعتماد به اشتراک بگذارید. این کار به مرور تصویر اغراق‌آمیز ‘مددکار همیشه‌خندان’ را در ذهن شما و دیگران متعادل می‌کند.

  5. پیمان گفت:

    آیا امکان دارد فردی در محیط کار تیپ ۳ باشد و در خانواده تیپ ۲؟

    1. 9persona.ir گفت:

      پیمان عزیز، طبق اصول انیاگرام، تیپ شخصیتی اصلی ما ثابت است. اما ما ‘بال‌ها’ و ‘خطوط حرکت’ داریم. ممکن است فردی تیپ ۳ با بال ۲ باشد، یا در شرایط امن و استرس رفتارهای متفاوتی نشان دهد. اما انگیزه بنیادین (ترس از بی‌ارزشی در ۳ یا ترس از دوست‌داشته نشدن در ۲) تغییر نمی‌کند.

  6. فاطمه گفت:

    بخش مربوط به ‘رویای مسری’ تیپ ۲ خیلی دقیق بود. من مدیری داشتم که با همین انرژی مثبت همه را قانع می‌کرد که در حال انجام کار بزرگی هستیم، در حالی که از نظر بیزینسی مدل ما ایراد داشت.

    1. 9persona.ir گفت:

      دقیقاً فاطمه عزیز؛ این همان جنبه‌ای است که در مقاله به آن اشاره شد. تیپ ۲ می‌تواند با خوش‌بینی افراطی و ایجاد یک تصویر باشکوه، واقعیت‌های تلخ یا ضعف‌های ساختاری را بپوشاند. در این موارد، حضور یک مشاور واقع‌بین یا استفاده از داده‌های سخت (Hard Data) برای تعدیل آن رویا ضروری است.

  7. امیرحسین گفت:

    ممنون از مقاله خوبتون. در مورد تیپ ۳ و ترس از رها کردن بیشتر توضیح بدید. این کنترل‌گری در پروژه‌های تیمی چطور کنترل می‌شود؟

  8. الناز گفت:

    اینکه تیپ ۳ به جراحی پلاستیک یا برندینگ شخصی اهمیت می‌دهد، به نظرم در دنیای امروز خیلی پررنگ شده. آیا تیپ ۲ هم به ظاهرش اهمیت می‌دهد؟

    1. 9persona.ir گفت:

      الناز جان، تیپ ۲ هم به ظاهر اهمیت می‌دهد اما هدفش متفاوت است. تیپ ۲ می‌خواهد ‘دوست‌داشتنی’، ‘جذاب’ و ‘پذیرا’ به نظر برسد تا دیگران را جذب کند. اما تیپ ۳ می‌خواهد ‘قدرتمند’، ‘لایق’ و ‘بی‌نقص’ به نظر برسد تا احترام و تحسین جلب کند.

  9. حامد رئیسی گفت:

    در بیزنس کوچینگ، مدیریت تعارض بین یک مدیر تیپ ۳ و یک معاون تیپ ۲ چطور انجام می‌شود؟ به نظر می‌رسد چالش‌های زیادی داشته باشند.

    1. 9persona.ir گفت:

      حامد عزیز، تعارض اصلی معمولاً بر سر ‘اولویت‌ها’ست. مدیر تیپ ۳ روی خروجی و عدد تمرکز دارد، در حالی که معاون تیپ ۲ روی اتمسفر تیم و رضایت افراد. راهکار اصلی، ایجاد تعادل بین ‘وظیفه‌گرایی’ و ‘رابطه‌گرایی’ است؛ به طوری که هر دو درک کنند موفقیت پایدار بدون داشتن هر دو عامل ممکن نیست.

  10. نیلوفر گفت:

    مقایسه جالبی بود. من بین تیپ ۲ و ۳ شک داشتم. حالا می‌فهمم که چون بیشتر دنبال تایید حرفه‌ای هستم تا محبوبیت فردی، احتمالاً تیپ ۳ هستم. ممنون از شفاف‌سازی.

    1. 9persona.ir گفت:

      خوشحالیم که این مطلب به شناخت بهتر شما کمک کرد نیلوفر عزیز. توجه به انگیزه اصلی (موفقیت در برابر محبوبیت) یکی از بهترین راه‌ها برای تشخیص این دو تیپ نزدیک به هم است.

  11. امین گفت:

    من متوجه نشدم که چرا تصویر تیپ ۲ را ‘بی‌ریشه’ خواندید؟ یعنی مهربانی آن‌ها واقعی نیست؟

    1. 9persona.ir گفت:

      امین عزیز، منظور از بی‌ریشه بودن در اینجا، ‘خیالی بودن تصویر از خود’ است. تیپ ۲ در ذهن خود، خودش را بسیار بخشنده‌تر و فداکارتر از آنچه واقعاً هست می‌بیند و گاهی نیازهای واقعی خودش را نادیده می‌گیرد. این به معنای دروغگو بودن نیست، بلکه یک مکانیسم دفاعی برای حفظ آن تصویر ‘مثبت’ و ‘بزرگ’ است.

  12. مریم سعیدی گفت:

    بسیار جالب بود که تیپ ۳ تحت تاثیر انتظارات جامعه است. به نظرم در اکوسیستم استارتاپی ایران، اکثر بنیان‌گذاران ناخودآگاه به سمت رفتارهای تیپ ۳ سوق داده می‌شوند چون جامعه فقط ‘موفقیت ملموس’ را تشویق می‌کند.

    1. 9persona.ir گفت:

      تحلیل درستی داشتید مریم خانم. فرهنگ سازمانی استارتاپ‌ها که بر پایه KPI و رشد سریع بنا شده، فضای ایده‌آلی برای درخشش تیپ ۳ است. اما چالش اصلی اینجاست که وقتی این افراد با شکست مواجه می‌شوند، به دلیل همان ناامنی درونی که در مقاله ذکر شد، دچار بحران هویت شدیدی می‌شوند.

  13. رضا گفت:

    تفاوت تیپ ۳ در استفاده از عناوین و دستاوردها برای تایید تصویرش، خیلی در جلسات مذاکره مشهود است. تیپ ۳ معمولاً با رزومه سنگین وارد می‌شود. تیپ ۲ چطور در مذاکرات خودش را نشان می‌دهد؟

    1. 9persona.ir گفت:

      رضا عزیز، تیپ ۲ در مذاکرات بیشتر بر روی ‘ایجاد رابطه’ و ‘شبکه‌سازی عاطفی’ سرمایه‌گذاری می‌کند. او سعی می‌کند با نشان دادن سخاوت و گرمی، طرف مقابل را مدیون یا مجذوب خود کند. برخلاف تیپ ۳ که بر روی کارایی (Efficiency) مانور می‌دهد، تیپ ۲ بر روی ارتباطات (Connections) تاکید دارد.

  14. سارا گفت:

    به عنوان یک مدیر که تیپ ۲ هستم، همیشه با بحث مرزگذاری مشکل داشتم. این که در مقاله اشاره کردید تیپ ۲ تمایل به نفوذ دارد اما تیپ ۳ به مرزها توجه می‌کند، برای من یک زنگ خطر بود. آیا این نفوذ تیپ ۲ می‌تواند در تیم باعث ایجاد وابستگی ناسالم شود؟

    1. 9persona.ir گفت:

      بله سارا جان، دقیقاً همین‌طور است. تیپ ۲ به دلیل میل به ‘مورد نیاز بودن’، ممکن است ناخودآگاه فضایی ایجاد کند که کارمندان برای هر تصمیمی به او وابسته شوند. در کوچینگ کسب‌وکار، ما به لیدرهای تیپ ۲ توصیه می‌کنیم روی ‘توانمندسازی’ به جای ‘حمایت افراطی’ تمرکز کنند تا استقلال تیم حفظ شود.

  15. علیرضا گفت:

    مطلب بسیار عمیقی بود. من همیشه فکر می‌کردم چون هر دو تیپ به دنبال تایید دیگران هستند، شبیه هم عمل می‌کنند. اما تفاوت بین ‘تصویر مثبت’ و ‘تصویر موفق’ واقعاً نکته کلیدی بود. در محیط کاری چطور می‌توان به یک تیپ ۳ کمک کرد که کمتر نگران استانداردهای بیرونی باشد؟

    1. 9persona.ir گفت:

      علیرضا عزیز، نکته بسیار هوشمندانه‌ای را مطرح کردی. برای کمک به تیپ ۳ در محیط کار، باید تمرکز را از ‘نتایج ملموس’ به ‘ارزش‌های درونی’ و ‘فرآیند’ تغییر داد. برگزاری جلسات بازخورد که در آن بر ویژگی‌های انسانی و تلاش‌های غیررسمی آن‌ها (نه فقط اعداد و ارقام) تاکید شود، می‌تواند به آن‌ها کمک کند تا از فشار استانداردهای بیرونی رها شوند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *