بلاگ
پیچیدگی شناخت تیپ 6
استراتژی دفاعی تیپ 6
استراتژی دفاعی تیپ 6 “ترس از ترس خود” است. این استراتژی ممکن است به سختی قابل شناسایی باشد زیرا تیپ 6 همیشه در حال نظارت بر نگرانیها و آمادهسازی برای بدترین سناریوهاست. آنها خود را با آمادگی شناسایی میکنند و نمیبینند که آمادگی راهی عالی برای کنترل ترسها و نگرانیهاست. بسیاری از تیپ 6 به طور خودکار برای سناریوهای منفی احتمالی آماده میشوند و راهحلهای خود را در ذهن خود ذخیره میکنند، بنابراین از مدیریت خود بیخبرند. به همین دلیل، تیپ 6 اغلب نمیداند که ترس بر فرآیند تصمیمگیریاش حاکم است. برای مثال، تیپ اجتماعی 6w7 در شناسایی تیپ خود مشکل دارد و معمولاً به اشتباه به عنوان تیپ 7 شناخته میشود.
این برای تیپ 6 بسیار مفید است که هر چه زودتر تیپ واقعی خود را پیدا کنند. این کار برای آنها آسان نیست زیرا معمولاً با 2 یا 3 تیپ دیگر شناسایی میشوند قبل از اینکه به تیپ اصلی خود برسند. تیپ 6 ممکن است در تلاش برای یافتن تیپ انیاگرام و انباشته غریزی خود، استرس زیادی را تجربه کند. به محض اینکه فکر میکنند تیپ خود را پیدا کردهاند، ممکن است شک کنند و دوباره تصمیم خود را زیر سوال ببرند.
مشکل این است که استراتژی دفاعی 6 باعث می شود که تصور کند تیپ ديگری بجز 6 دارند و متوجه نمی شوند که تیپهایی را که “با آنها شناسایی میشود” بر اساس رفتارها و کارهایی که انجام دادهاند، انتخاب کردهاند، نه “چرا” کارهایی که انجام میدهند.
وقتی تیپ 6 به “انگیزههای واقعی” خود از نظر آنچه بیشتر از آن میترسند نگاه میکند، به زودی متوجه میشود که هر کاری که انجام میدهند، برای احساس اطمینان و امنیت بیشتر است.
ترس یک انگیزه بزرگ است. این احساسات جنگ، فرار و انجماد را تحریک میکند. تیپ 6 مدتی طول میکشد تا متوجه شود که از ترس خود انگیزه میگیرد و از ترس ترسیدن میترسد.
آنها میترسند که ممکن است بترسند، بنابراین از موقعیتهایی که میترسند یا ممکن است بترسند اجتناب میکنند و یا برای موقعیتهای ترسناک که باید در آنها باشند یا ممکن است پیش بیاید، آماده میشوند. آنها این کار را با تمرین آنچه باید بگویند یا انجام دهند و یا با یادگیری قویتر شدن برای عدم ترس انجام میدهند.
آنها همچنین از ندانستن آنچه مهم میدانند میترسند و معمولاً به خود یا دیگران شک میکنند. شک کردن بر روی شک کردن قبلی باعث ایجاد ترسهای بالقوه و آشفتگی میشود وقتی که نمیدانند چه کار کنند.
آنها همچنین از تنها ماندن و ترک شدن میترسند. تیپ 6 به دنبال یک فرد مورد اعتماد است تا در زندگی با او باشد و یا در مواقع شک، عدم اطمینان، اضطراب یا نیاز به پردازش نگرانیها به او مراجعه کند. بنابراین، آنها معمولاً قبل از تصمیمگیری از یک یا چند عضو خانواده، دوستان مشورت میگیرند. آنها از دیگران میپرسند و تحقیق میکنند تا زمانی که احساس کنند میدانند چه کار کنند و دیگر احساس اضطراب نکنند.
اشتباهات رایج در تشخیص تیپ 6
- اگر تیپ 6 تمایلات کمالگرایانه داشته باشد و از اشتباه کردن بترسد، به اشتباه به عنوان تیپ 1 شناخته میشود.
- اگر تیپ 6 واقعاً کمککننده و پشتیبان دوستان و خانواده باشد، معمولاً به اشتباه به عنوان تیپ 2 شناخته میشود.
- اگر تیپ 6 بر جلب توجه تمرکز کند و در مواقع لازم چهرهای مطمئن به خود بگیرد، معمولاً به اشتباه به عنوان تیپ 3 شناخته میشود.
- اگر تیپ 6 مضطرب، عاطفی و از ترک شدن میترسد، معمولاً به اشتباه به عنوان تیپ 4 شناخته میشود.
- اگر تیپ 6 درونگرا، باهوش، پژوهشگر و دست و پا چلفتی باشد، معمولاً به اشتباه به عنوان تیپ 5 شناخته میشود.
- اگر تیپ 6 محتاط باشد و محیط خود را برای خطرات و موقعیتهای خطرناک بررسی کند، به عنوان تیپ 6 شناخته میشود.
- اگر تیپ 6 اجتماعی 6w7 باشد، در شناسایی تیپ خود مشکل دارد و معمولاً به اشتباه به عنوان تیپ 7 شناخته میشود.
- اگر تیپ 6 ضدترس، پرخاشگر و واکنشی باشد، معمولاً به اشتباه به عنوان تیپ 8 شناخته میشود.
- اگر تیپ 6 درونگرا و آرام باشد، معمولاً به اشتباه به عنوان تیپ 9 شناخته میشود.
تیپ 6 و “به شرایط بستگی دارد”
تیپ 6 همیشه در شناسایی تیپ واقعی خود مشکل دارد. آنها با تمام 9 تیپ انیاگرام احساس همذاتپنداری میکنند. تیپ 6 ضدترس معمولاً خود را تیپ 8 میداند، در حالی که تیپ 6 خجالتی و درونگرا خود را تیپ 5 و تیپ 6 کمالگرا خود را تیپ 1 معرفی میکند.
وقتی از آنها سوال میشود، معمولاً میگویند: “به شرایط بستگی دارد” و به سادگی به سوالات با بله یا خير پاسخ نمیدهند. تیپ 6 نه تنها در شناسایی خود به عنوان تیپ 6 مشکل دارد، بلکه خود و دیگران را در تناقض میبیند. آنها بیشتر رفتارهایی را دنبال میکنند تا از انگیزهها، از برنامههای پنهان یا فریب خوردن در امان بمانند.
تیپ 6 همچنین میگوید که معمولاً تیپی را انتخاب میکنند که فکر میکنند باید باشند، میتوانند باشند، میخواهند باشند یا شدهاند. به طور کلی، آنها به سوالات به صورت “غیرمستقیم” پاسخ میدهند. دلیلشان این است که میدانند گاهی میتوانند بله بگویند و گاهی نه، و باز هم میگویند: “به شرایط بستگی دارد”.
تیپ 6 معمولاً از واژگانی مانند باهوش، محتاط، وفادار و قابل اعتماد استفاده میکند و از افراد یا موقعیتهای خطرناک دوری میکند، اما هنوز خود را به عنوان تیپهای دیگر شناسایی میکند. وقتی با آنها صحبت میشود، متوجه میشوند که واقعاً تیپ 6 هستند، به خصوص وقتی که بارها میگويند “به شرایط بستگی دارد”.
علاوه بر این، تیپ 6 معمولاً در تست ها و آزمونهای شخصیت شناسی محتاط برخورد می کند و به دلیل عدم اطمینان از نحوه استفاده از پاسخهایشان، کمی مخفی کار میشوند. به همین دلیل، ممکن است سعی کنند آزمون شخصیت شناسی را “فریب” دهند. همچنین، آنها معمولاً به سوالات با پاسخ “گاهی” جواب میدهند چون نمیخواهند خیلی افراطی باشند. آنها احساس میکنند که پاسخ بله یا نه بدون توضیح اضافی خیلی قاطع است. این نشان میدهد که تیپ 6 سعی دارد افراطها را متعادل کند.
لطفاً در مورد نحوه تعامل مدیران با کارمندان تیپ ۶ هم بنویسید. چطور میشه بهشون اطمینان خاطر داد بدون اینکه استقلالشون زیر سوال بره؟
پیشنهاد بسیار خوبی است آیدا عزیز. شفافیت در ارتباطات و ارائه بازخوردهای مستمر و صادقانه، بزرگترین کمک به یک کارمند تیپ ۶ است. آنها وقتی بدانند دقیقاً کجای مسیر هستند و چه انتظاری از آنها میرود، وفادارترین و کارآمدترین اعضای تیم خواهند بود.
اینکه گفتید تیپ ۶ ممکنه با ۲ یا ۳ تیپ دیگه اشتباه گرفته بشه برای من اتفاق افتاد. اول فکر کردم ۴ هستم چون خیلی به درونم توجه داشتم، بعد فکر کردم ۵ هستم چون عاشق تحلیل کردنم. بالاخره فهمیدم همه اینها برای پیدا کردن یک زمین سفت برای ایستادنه.
برای من که تیپ ۶ هستم، اعتماد کردن به دیگران در محیط کار خیلی سخته. همیشه فکر میکنم یک جای کار میلنگه.
ممنون از مقاله خوبتون. من به عنوان یک ۶ متوجه شدم که وقتی تحت فشار هستم خیلی به تیپ ۳ شباهت پیدا میکنم و فقط میخوام کارها رو تموم کنم بدون توجه به کیفیت.
مشاهده جالبی بود علی جان. در انیاگرام، تیپ ۶ در زمان حرکت به سمت پویایی یا استرس، رفتارهای متفاوتی نشان میدهد. شناخت این جابجاییها به شما کمک میکند در اوج شلوغی کاری، مرکزیت خود را حفظ کنید.
من به عنوان یک کوچ، با مراجعی کار میکنم که مدام بین تیپ ۱ و ۶ شک دارد. هر دو خیلی ساختارگرا هستند. راه افتراق اصلی چیه؟
مونا عزیز، کلید در ‘منبع قوانین’ است. تیپ ۱ از یک ‘منتقد درونی’ و استانداردهای اخلاقی خودش پیروی میکند، اما تیپ ۶ به دنبال قوانین و ساختارهای بیرونی برای کسب امنیت است. تیپ ۱ خشمگین میشود اما تیپ ۶ مضطرب.
آیا تیپ ۶ در تیمهای استارتاپی که ریسک بالاست دوام میاره؟ یا بهتره در سازمانهای دولتی و با ثبات کار کنه؟
اتفاقاً تیپ ۶ در استارتاپها بسیار ضروری است! آنها کسانی هستند که حفرههای بیزنس مدل را پیدا میکنند. فقط باید یاد بگیرند که چگونه اضطراب خود را مدیریت کنند تا باعث توقف حرکت تیم نشوند. ثبات برای آنها امنیت میآورد، اما چالش به آنها رشد میدهد.
چقدر این جمله که گفتید ‘تیپ ۶ نمیداند ترس بر فرآیند تصمیمگیریاش حاکم است’ دقیق بود. من همیشه تصمیماتم رو منطقی جلوه میدم در حالی که ریشهاش نگرانیه.
واقعاً بخش ‘ترس از ترس خود’ برای من تکاندهنده بود. من همیشه در حال برنامهریزی برای اتفاقات نیفتاده هستم و فکر میکردم این یعنی هوش بالا!
بابک جان، این در واقع ‘هوش اضطرابی’ است. اگرچه آمادگی عالی است، اما هزینه انرژی روانی که بابت آن میپردازید بسیار بالاست. هدف ما در توسعه فردی این است که شما از این هوش برای خلاقیت استفاده کنید، نه فقط برای بقا و پیشگیری از فاجعه.
در مورد تیپ ۶ کانتر فوبیک یا ضدترس هم مطلب بذارید. فکر میکنم شناخت اونا خیلی سختتر باشه چون ظاهرشون خیلی شجاع به نظر میاد.
کاملاً درست میگویید. تیپ ۶ ضدترس (Counter-phobic) به جای فرار از ترس، به سمت آن هجوم میبرد و گاهی با تیپ ۸ اشتباه گرفته میشود. حتماً در مقالات آینده به صورت تخصصی به این زیرمجموعه خواهیم پرداخت.
من مدتیه با سیستم Enneagram آشنا شدم. آیا تستهای آنلاین برای تشخیص قطعی تیپ ۶ معتبر هستند یا حتماً باید با متخصص صحبت کرد؟
حامد عزیز، تستها معمولاً ۶۰ تا ۷۰ درصد دقت دارند، اما برای تیپ ۶ به دلیل ماهیت ‘شکاک بودن’ و ‘تغییر وضعیت’، تستها اغلب نتایج متناقضی میدهند. بهترین راه، مطالعه عمیق و جلسات تایپینگ (Typing Interview) با یک کوچ حرفهای است تا لایههای پنهان انگیزه شما تحلیل شود.
مقاله عالی بود. به خصوص بخش مربوط به تیپ اجتماعی ۶ که با ۷ اشتباه گرفته میشه. من به عنوان یک لیدر همیشه سعی میکنم جو رو شاد نگه دارم اما ته دلم همیشه نگران از دست رفتن کنترل هستم.
نیلوفر عزیز، این دقیقاً ویژگی تیپ ۶ اجتماعی است که سعی میکند با ‘ایجاد اتحاد’ و ‘خوشرویی’ یک حاشیه امن برای خود و تیمش بسازد. درک این موضوع به شما کمک میکند که به جای کنترلگری پنهان، به اعتماد واقعی به توانمندیهای تیم برسید.
در محیطهای کاری ایرانی که ثبات اقتصادی کمه، تشخیص تیپ ۶ سختتر هم میشه چون واقعاً دلایل منطقی برای ترس وجود داره. چطور میشه فهمید ترس ما شخصیتیه یا محیطی؟
سوال بسیار کلیدی بود. تفاوت در ‘تکرار الگو’ است. اگر شما حتی در شرایط آرام و با ثبات هم به دنبال سناریوهای بدترین حالت (Worst-case scenarios) میگردید، این یک الگوی شخصیتی تیپ ۶ است. کوچینگ انیاگرام به شما کمک میکند مرکز آرامش درونی خود را مستقل از تلاطمات بازار پیدا کنید.
من دقیقاً در مرحله شک و تردید هستم! یک روز فکر میکنم تیپ ۲ هستم چون خیلی حامیام، روز بعد فکر میکنم تیپ ۶ هستم چون نگران نظر دیگرانم. این بلاتکلیفی خیلی خستهکننده است.
سارا گرامی، همین ‘شک و تردید’ مستمر خودش یکی از نشانههای کلاسیک تیپ ۶ است. تیپ ۶ به دلیل نیاز به مرجعیت بیرونی، مدام بین گزینههای مختلف در نوسان است. پیشنهاد میکنیم به جای تمرکز بر رفتارها، بر روی ‘ترس بنیادین’ (Basic Fear) خود تمرکز کنید که در تیپ ۶ عدم امنیت و حمایت است.
به عنوان یک مدیر پروژه، همیشه فکر میکردم مدیریت ریسک قوی دارم. اما الان متوجه شدم که شاید این فقط یک مکانیزم دفاعی تیپ ۶ باشد. آیا این ویژگی در بیزنس یک نقطه قوت محسوب نمیشود؟
دقیقاً همینطور است رضا جان. تیپ ۶ بهترین تحلیلگران ریسک در سازمانها هستند. چالش زمانی شروع میشود که این آیندهنگری از حالت منطقی خارج شده و به ‘اضطراب مزمن’ تبدیل شود که مانع تصمیمگیری قاطعانه (Decisiveness) میگردد. آگاهی از این تیپ به شما کمک میکند مرز بین احتیاط لازم و شکاکیت ممانعتکننده را تشخیص دهید.
واقعاً این مقاله به نکته درستی اشاره کرد. من سالها فکر میکردم تیپ ۷ هستم چون خیلی برونگرا و پرانرژی رفتار میکردم، اما وقتی دقیقتر شدم دیدم تمام آن فعالیتها برای فرار از سناریوهای منفی ذهنم بوده. چطور میتوانم بین شور و اشتیاق واقعی ۷ و اضطراب پوشیده ۶ تمایز قائل شوم؟
نکته بسیار هوشمندانهای را مطرح کردید مریم عزیز. تفاوت اصلی در ‘انگیزه درونی’ است. تیپ ۷ به دنبال لذت و تجربه است، در حالی که تیپ ۶ (بهویژه ۶ با بال ۷) برای کاهش تنش و ایجاد امنیت کاذب فعالیت میکند. در بیزنس کوچینگ، ما روی ریشه این هیجانات کار میکنیم تا فرد متوجه شود آیا در حال ‘ساختن’ است یا در حال ‘دویدن برای فرار’.