بلاگ
تفاوتها و شباهتهای تیپ 2 و تیپ 7 انیاگرام
هر دو تیپ جذاب و لذتجو هستند، اما تیپ 2 (مددکار) نوعی احساسی واقعی است، در حالی که تیپ 7 (لذت طلب) در فضایی گرم و دوستانه با استقلال بیشتری زندگی میکند و کمتر درگیر میشود.
تیپ 7 از درد فاصله میگیرد، اما تیپ 2 احساس کمبود را سرکوب میکند. تیپ 2 زندگی را به گونهای تجربه میکند که گویی فراوانی دارد و این حس کاذب از وفور را با انکار ناامیدی حفظ میکند.
هر دو تیپ 2 و 7 شخصیتهای مثبت و اجتماعی هستند و هر دو ظاهری گرم، دوستانه، پرجنبوجوش، لذتجو، خودشیفته دارند. اما تفاوت اصلی در این است که تیپ 2 بیشتر تحت تأثیر احساسات است و تیپ 7 بیشتر به عقل و فکر وابسته است. تیپ 2 با محبت مادرانه یا پدرانه به احساسات دیگران پاسخ میدهد و خود را دوست دارد؛ خودشیفتگیاش بیشتر به سمت دیگران است. در مقابل، تیپ 7 خودشیفتهای است که با سخنرانیهای جذاب و ایدههای خوب خود را معرفی میکند و خودشیفتگیاش بیشتر به درون متمرکز است. تیپ 7 همچنین دوستانهتر و دیپلماتیکتر است، در حالی که تیپ 2 ظرفیت بیشتری برای رفتار تهاجمی دارد.
ممنون از تیم ۹پرسونا. این تفکیک مرکز تفکر و مرکز احساس خیلی به من در شناخت همکارانم کمک کرد.
در مورد تیپ ۷ و فاصله گرفتن از درد، این موضوع در مدیریت بحران چطور عمل میکند؟ آیا آنها از مشکلات فرار میکنند؟
سوال خوبی است مهدی عزیز. در بحران، تیپ ۷ تمایل دارد سریعاً ‘نقاط روشن’ را پیدا کند که این یک مزیت برای روحیه تیم است، اما ریسک نادیده گرفتن واقعیتهای تلخ را هم دارد. آنها نیاز دارند یک ‘ناظر واقعبین’ در کنارشان باشد.
واقعاً انیاگرام در بیزینس معجزه میکند. شناخت این تفاوتها جلوی خیلی از سوءتفاهمهای تیمی را میگیرد.
کاملاً موافقم هانیه جان. هدف ما در ۹پرسونا هم دقیقا همین است که با استفاده از ابزارهای شخصیتی، بهرهوری و آرامش را در فضای حرفهای افزایش دهیم.
آیا تیپ ۷ هم مثل تیپ ۲ دچار فرسودگی شغلی میشود؟ چون همیشه پرانرژی به نظر میرسند.
فرسودگی تیپ ۷ متفاوت است بابک عزیز. آنها از ‘تکرار’ و ‘یکنواختی’ دچار فرسودگی میشوند، نه از کار زیاد. وقتی حس کنند دیگر چیزی برای یادگیری یا لذت بردن وجود ندارد، انگیزه خود را از دست میدهند.
برای من بخش ‘استقلال بیشتر تیپ ۷’ خیلی ملموس بود. تیپ ۲ انگار همیشه به یک ‘دیگری’ نیاز دارد تا هویت پیدا کند، اما ۷ خودش مرکز جهان خودش است.
تحلیل بسیار ظریفی بود رویا جان. به همین دلیل در محیطهای کاری، تیپ ۷ به راحتی میتواند فریلنسر باشد، اما تیپ ۲ معمولاً در ساختارهای تیمی و تعاملی شکوفا میشود.
چطور میتوانیم به یک تیپ ۲ کمک کنیم تا به جای سرکوب نیازهایش، آنها را در محیط کار بیان کند؟
مقاله بسیار دقیقی بود. به خصوص تفاوت خودشیفتگی درونی ۷ و بیرونی ۲. این موضوع در پرسنل برندینگ خیلی به چشم میآید.
دقیقاً الناز جان. تیپ ۲ برندینگ خود را بر پایه ‘خدمت به دیگران’ میسازد و تیپ ۷ بر پایه ‘نوآوری و کاریزما’. شناخت این ظرافتها در کوچینگ توسعه فردی بسیار حیاتی است.
در متن اشاره شد تیپ ۷ دیپلماتیکتر است. این یعنی در مذاکرات تجاری بهتر عمل میکنند؟
بله پیمان عزیز، تیپ ۷ به دلیل دوری از تنش و توانایی در ‘بستهبندی مجدد’ ایدهها (Reframing)، میتواند سختترین مخالفتها را به شکلی دوستانه دور بزند. آنها استاد پیدا کردن راهحلهای ‘برد-برد’ سریع هستند.
آیا تیپ ۲ میتواند در نقش مدیر منابع انسانی (HR) موفق باشد؟ با توجه به اینکه گفتید تحت تاثیر احساسات هستند، نگران سوگیری عاطفیشان هستم.
سپیده جان، تیپ ۲ به دلیل هوش هیجانی (EQ) بالا در درک نیاز کارکنان عالی است، اما چالش بزرگ آنها ‘قاطعیت در تصمیمگیریهای سخت’ است. یک مدیر تیپ ۲ باید یاد بگیرد که بین دلسوزی و استانداردهای سازمان تعادل برقرار کند تا دچار فرسودگی شغلی نشود.
من خودم تیپ ۷ هستم و واقعاً در محیطهای کاری خشک و دستوری دوام نمیآورم. این استقلالی که در متن اشاره شد، کلید اصلی بازدهی ماست.
ممنون از مشارکتت فرهاد عزیز. برای تیپ ۷، ‘آزادی عمل’ به اندازه اکسیژن مهم است. در مدیریت این افراد، بهتر است به جای کنترل ساعت کاری، روی خروجیهای خلاقانه تمرکز کرد.
تفاوت در ‘انکار ناامیدی’ در تیپ ۲ خیلی عمیق است. یعنی آنها واقعاً حس میکنند مشکلی ندارند یا تظاهر میکنند؟
نیلوفر عزیز، این یک مکانیسم دفاعی ناخودآگاه است. تیپ ۲ برای حفظ تصویر ‘بخشنده’ خود، نیازهای شخصی و کمبودهایش را سرکوب میکند تا به خودش ثابت کند همیشه ‘فراوانی’ دارد که میتواند به دیگران ببخشد. این با بهینهبینی (Optimism) تیپ ۷ که برای فرار از درد است، تفاوت ماهوی دارد.
به عنوان یک مدیر فروش، ترجیح میدهم از تیپ ۲ در بخش خدمات مشتریان استفاده کنم، اما برای بازاریابی و جذب مشتری جدید، تیپ ۷ به دلیل خوشبینی و انرژیاش انگار موفقتر است. نظر شما چیست؟
تحلیل درستی است رضا عزیز. تیپ ۲ در نگهداری مشتری (Retention) به دلیل ایجاد پیوند عاطفی عالی عمل میکند. تیپ ۷ هم به دلیل تفکر استراتژیک و توانایی متقاعدسازی، در توسعه بازار (Market Development) بینظیر است. فقط باید مراقب بود که تیپ ۷ از پیگیریهای تکراری خسته نشود.
برام جالب بود که تیپ ۲ پتانسیل پرخاشگری بیشتری نسبت به ۷ دارد. همیشه فکر میکردم مددکارها فقط مهربان هستند.
مریم جان، این یکی از سوءتفاهمهای رایج در انیاگرام است. تیپ ۲ وقتی احساس کند محبتش بیپاسخ مانده یا نیازش سرکوب شده، ممکن است به سمت تیپ ۸ (خشم) حرکت کند و بسیار تهاجمی شود. در حالی که تیپ ۷ در مواجهه با تضاد، معمولاً با دیپلماسی و شوخی از فضا فاصله میگیرد.
در مورد خودشیفتگی تیپ ۷ که فرمودید با ایدههای خوب خودش را معرفی میکند، دقیقاً در تیمهای استارتاپی دیده میشود. این افراد سخنوران فوقالعادهای هستند.
دقیقاً همینطور است امیرحسین عزیز. در بیزینس کوچینگ، ما به تیپ ۷ کمک میکنیم تا از مرحله ‘ایدهپردازی جذاب’ به مرحله ‘اجرای عمیق’ برسد. خودشیفتگی ذهنی آنها گاهی باعث میشود جزئیات عملیاتی را فدای تصویر بزرگ و لذتبخش پروژه کنند.
مطلب بسیار مفیدی بود. من همیشه فکر میکردم چون هر دو تیپ برونگرا و پرانرژی هستند، تشخیصشان در محیط کار سخت است. چطور میتوانیم در جلسات کوچینگ متوجه شویم که انگیزه اصلی فرد تایید گرفتن است (تیپ ۲) یا صرفاً فرار از محدودیت (تیپ ۷)؟
سارای عزیز، نکته هوشمندانهای را مطرح کردید. در کوچینگ حرفهای، باید به ‘مرکز هوش’ توجه کنید. تیپ ۲ از مرکز احساس عمل میکند و اگر احساس کند نادیده گرفته شده، واکنش نشان میدهد. اما تیپ ۷ از مرکز تفکر است؛ او به دنبال تنوع و گزینههای متعدد است. اگر فرد در برابر تعهد به یک مسیر واحد مقاومت میکند، احتمالاً با یک تیپ ۷ روبرو هستید که از محدود شدن میترسد.