هوش هیجانی

هوش عاطفی و فرهنگ کاری: ایجاد یک محیط حمایتی

هوش عاطفی و فرهنگ کاری: ایجاد یک محیط حمایتی
5
(115)

در دنیای پرشتاب امروز، محل‌های کار بیش از مجرد مکان‌هایی برای کسب درآمد هستند. آن‌ها محیط‌های پویایی هستند که پر از شخصیت‌ها، تجربیات و احساسات متنوع می‌باشند. برای ایجاد یک فرهنگ کاری موفق، عوامل مختلفی دخیل هستند و یکی از مهم‌ترین آن‌ها هوش عاطفی است. درک و پرورش هوش عاطفی در یک تیم می‌تواند محیطی حمایتی ایجاد کند که به موفقیت منجر شود.

📌 بیشتر بخوانید:رابطه بین تیپ‌های 8 و تیپ 9 انیاگرام

هوش عاطفی چیست؟

هوش عاطفی (EI) به توانایی شناسایی، درک و مدیریت احساسات خود و دیگران اشاره دارد. این مهارت نقش حیاتی در نحوه تعامل ما با همکاران، حل تعارضات و ایجاد روابط دارد. هوش عاطفی شامل چندین مؤلفه است:

  1. خودآگاهی: شناخت احساسات خود و چگونگی تأثیر آن‌ها بر افکار و رفتار شما.
  2. تنظیم خود: مدیریت احساسات به شیوه‌ای سالم، به‌ویژه در شرایط فشار.
  3. انگیزه: انگیزه برای دستیابی به اهداف به خاطر رضایت شخصی به جای پاداش‌های خارجی.
  4. همدلی: درک و احترام به احساسات دیگران که می‌تواند به روابط قوی منجر شود.
  5. مهارت‌های اجتماعی: ایجاد ارتباطات سالم و استراتژی‌های حل تعارض.
📌 انتخاب هوشمند برای شما:رابطه بین تیپ ۳ و تیپ ۵ انیاگرام

تأثیر هوش عاطفی بر فرهنگ کاری

زمانی که هوش عاطفی در یک محل کار اولویت پیدا می‌کند، تأثیر مثبتی بر فرهنگ و محیط کلی دارد. در اینجا چند مورد از تأثیرات آن آورده شده است:

  • ارتباطات بهبود یافته: کارکنان با هوش عاطفی بالا معمولاً ارتباط مؤثرتری دارند. آن‌ها از تأثیر کلمات و لحن خود بر دیگران آگاه هستند که منجر به تعاملات واضح‌تر و مهربانانه‌تر می‌شود. این ارتباط باز موجب اعتماد و شفافیت در میان اعضای تیم می‌شود.
  • روابط قوی‌تر: هوش عاطفی به ایجاد ارتباطات عمیق‌تر بین کارکنان کمک می‌کند. زمانی که کارکنان احساس درک و ارزشمندی کنند، احتمال همکاری مؤثر و حمایت از یکدیگر بیشتر می‌شود.
  • تقویت کار تیمی: تیم‌هایی که اعضای آن‌ها هوش عاطفی دارند، معمولاً همبستگی بیشتری دارند. آن‌ها می‌توانند با همدلی به تعارضات پرداخته و درک کنند که دیگران ممکن است دیدگاه‌ها و احساسات متفاوتی داشته باشند. این امر محیطی مناسب برای راه‌حل‌های خلاقانه و نوآوری ایجاد می‌کند.
  • مدیریت استرس: محل کاری که هوش عاطفی را پرورش می‌دهد، آگاهی عاطفی را تشویق می‌کند. کارکنان یاد می‌گیرند که استرس را بهتر مدیریت کنند و از فرسودگی شغلی جلوگیری کنند. این موضوع برای حفظ روحیه و بهره‌وری در شرایط فشار بسیار حیاتی است.
  • رضایت بیشتر کارکنان: زمانی که کارکنان از نظر عاطفی حمایت می‌شوند، رضایت بیشتری از شغل خود دارند. فرهنگ مثبت کاری منجر به افزایش سطح درگیری، حفظ و وفاداری می‌شود.
📌 پیشنهاد ویژه برای شما:رابطه بین تیپ ۱ و تیپ ۶ انیاگرام

مراحل توسعه هوش عاطفی در محل کار

  1. برنامه‌های آموزشی: سازمان‌ها می‌توانند دوره‌های آموزشی متمرکز بر هوش عاطفی ارائه دهند. کارگاه‌ها می‌توانند ابزارهایی برای شناسایی و مدیریت احساسات و درک بهتر دیگران به کارکنان ارائه دهند.
  2. ترویج گفت‌وگوی باز: فرهنگی ایجاد کنید که در آن کارکنان احساس امنیت کنند تا احساسات و تجربیات خود را مطرح کنند. بررسی‌های منظم، جلسات تیمی و جلسات بازخورد می‌تواند به اشتراک‌گذاری و باز بودن کمک کند.
  3. رهبری با الگو: رهبران باید هوش عاطفی را در رفتار خود مدل‌سازی کنند. زمانی که کارکنان می‌بینند رهبرانشان احساسات را به‌طور سازنده مدیریت می‌کنند، احتمالاً آن‌ها نیز از این الگو پیروی می‌کنند.
  4. تشویق همدلی: درک متقابل بین اعضای تیم را از طریق تمرین‌هایی که دیدگاه‌های مختلف را برجسته می‌کند، ترویج دهید. فعالیت‌های تیم‌سازی می‌تواند در توسعه همدلی مؤثر باشد.
  5. شناسایی و پاداش هوش عاطفی: کارکنانی که هوش عاطفی بالایی را نشان می‌دهند، شناسایی و پاداش دهید. این شناسایی اهمیت هوش عاطفی را در ایجاد فرهنگ مثبت کاری تقویت می‌کند.
📌 شاید این مطلب هم برایتان جالب باشد:رابطه بین تیپ ۱ و تیپ ۹ انیاگرام

نتیجه‌گیری

هوش عاطفی سنگ بنای یک فرهنگ کاری حمایتی است. با پرورش هوش عاطفی در تیم‌ها، سازمان‌ها محیطی ایجاد می‌کنند که در آن کارکنان احساس ارزشمندی، درک و توانمندی می‌کنند. فرهنگی که هوش عاطفی را در اولویت قرار می‌دهد، نه تنها رضایت کارکنان را افزایش می‌دهد بلکه موفقیت کلی را نیز به همراه دارد. با تعهد به پرورش این مهارت‌ها، شرکت‌ها می‌توانند پایه‌گذار یک محل کار پرجنب‌وجوش و حمایتی شوند که می‌تواند چالش‌ها را پشت سر بگذارد و موفقیت‌ها را با هم جشن بگیرد.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 5 / 5. تعداد رای‌ها: 115

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

درباره حسام الدین عالمیان

از روزی که اولین سایت انگلیسی خودم رو راه اندازی کردم حدود 5 سالی میگذره. البته من 15 ساله که وب سایت های مختلف و کسب و کارهای آنلاین زیادی رو هم راه اندازی کرده بودم و هنوز هم ادارشون میکنم. تو این مدت یک نفره همه کارهای سایت رو انجام می دادم. اونم سایت انگلیسی با مخاطب و بازدیدکننده از سرتاسر دنیا. اینکه محتوا تولید کنم، اینکه روی سئو سایت کار کنم، اینکه امنیت سایت رو بالا ببرم و جلوی هکرها و خرابکارها رو بگیرم. اینکه درآمد دلاری رو نقدش کنم و به راه های افزایش درآمد فکر کنم. نتیجش این شد که تونستم به بازدیدکننده بالایی روی سایت برسم. روزی نزدیک 70هزار بازدیدکننده از گوگل. و تونستم چیزی که همیشه آرزوش رو داشتم، یک سایت انگلیسی با بازدیدکننده بالا از سرتاسر دنیا.

  1. آرمین گفت:

    ارتباطات شفاف و همدلانه تو تیم ما بعد از یه سری کارگاه EQ خیلی بهتر شد. این مهارت‌ها واقعاً عملی هستن و فقط حرف نیستن.

    1. 9persona.ir گفت:

      آرمین جان، تجربه موفق شما در تیمتان، شاهدی عالی بر کاربردی بودن و تاثیرگذاری مهارت‌های هوش عاطفی است. این نشان می‌دهد که با سرمایه‌گذاری بر روی آموزش و توسعه EQ، می‌توان بهبودهای ملموسی در پویایی تیم، کیفیت ارتباطات و در نهایت عملکرد کلی سازمان مشاهده کرد. ادامه دادن این روند و تقویت مستمر این مهارت‌ها، کلید موفقیت پایدار است.

  2. پریسا گفت:

    خودتنظیمی برای من تو برخورد با مشتری‌های ناراضی خیلی مهمه. اگه نتونم احساسات خودمو کنترل کنم، ممکنه اوضاع بدتر بشه. مقاله شما یادآوری خوبی بود.

    1. 9persona.ir گفت:

      پریسا خانم، شغل شما در ارتباط مستقیم با مشتری، نیازمند سطح بالایی از خودتنظیمی است. توانایی حفظ آرامش، گوش دادن فعال و پاسخگویی منطقی در برابر نارضایتی مشتری، نه تنها از تشدید وضعیت جلوگیری می‌کند، بلکه می‌تواند به حل مسئله و حتی تبدیل مشتری ناراضی به مشتری وفادار کمک کند. خوشحالیم که مقاله توانست این نکته را برای شما یادآوری کند.

  3. مهراد گفت:

    به عنوان یک مدیر منابع انسانی، می‌دونم که هوش عاطفی در استخدام نیروهای جدید هم باید مورد توجه قرار بگیره. صرفاً مهارت‌های فنی کافی نیست.

    1. 9persona.ir گفت:

      مهراد عزیز، دیدگاه شما به عنوان یک متخصص منابع انسانی کاملاً صحیح و حیاتی است. در فرآیند استخدام، سنجش هوش عاطفی از طریق مصاحبه‌های رفتاری، ارزیابی‌های موقعیتی و حتی ابزارهای روانسنجی می‌تواند به شناسایی نامزدهایی که علاوه بر دانش فنی، از مهارت‌های ارتباطی و مدیریت هیجانات لازم برای هماهنگی با فرهنگ سازمانی برخوردارند، کمک شایانی کند.

  4. حامد گفت:

    ممنون از مقاله. ولی به نظر من تو ایران، خصوصاً تو شرکت‌های سنتی، هنوز فرهنگ زور و تحکم زیاده و جایی برای هوش عاطفی نیست.

    1. 9persona.ir گفت:

      حامد جان، متاسفانه در برخی محیط‌های کاری سنتی، چالش‌هایی که شما اشاره کردید وجود دارد. اما حتی در چنین محیط‌هایی نیز، افرادی که هوش عاطفی بالاتری دارند، می‌توانند با مدیریت هوشمندانه ارتباطات و استفاده از مهارت‌های خود، تاثیر مثبتی ایجاد کنند و به مرور الگویی برای تغییر باشند. تغییر فرهنگ نیازمند زمان و تلاش است، اما با شروع از افراد پیشرو، می‌توان آن را آغاز کرد.

  5. ژاله گفت:

    واقعاً این مهارت‌ها باید از بچگی تو مدارس به ما آموزش داده می‌شد. الان همه باید سعی کنیم خودمونو اصلاح کنیم و یاد بگیریم.

    1. 9persona.ir گفت:

      ژاله خانم، دیدگاه شما در مورد آموزش هوش عاطفی از سنین پایین بسیار آینده‌نگرانه است. بسیاری از سیستم‌های آموزشی در حال حاضر به اهمیت مهارت‌های زندگی و هوش عاطفی پی برده‌اند و در تلاش برای گنجاندن آن‌ها در برنامه‌های درسی هستند. اما خبر خوب این است که یادگیری این مهارت‌ها هیچوقت دیر نیست و بزرگسالان نیز می‌توانند با تمرین و آگاهی، به سطوح بالاتری از هوش عاطفی دست یابند.

  6. بهرام گفت:

    چه کتاب‌هایی رو برای مطالعه بیشتر در مورد هوش عاطفی پیشنهاد می‌کنید؟ می‌خوام واقعاً روی این موضوع کار کنم.

    1. 9persona.ir گفت:

      بهرام عزیز، برای شروع، کتاب «هوش هیجانی» نوشته دانیل گلمن، که پدر علم هوش هیجانی شناخته می‌شود، یک منبع عالی و جامع است. همچنین کتاب‌های «رهبری با هوش هیجانی» و «هوش اجتماعی» از همین نویسنده نیز می‌توانند بسیار راهگشا باشند. برای رویکردهای عملی‌تر، کتاب‌های تراویس برادبری و جین گریوز با عنوان «10 راز هوش هیجانی» نیز توصیه می‌شود.

  7. سحر گفت:

    موضوع انگیزه و رضایت شخصی خیلی مهمه. دیدم جاهایی که فقط روی حقوق و مزایا تمرکز دارن، کارکنان رضایت طولانی‌مدتی ندارن.

    1. 9persona.ir گفت:

      سحر خانم، شما به نکته مهمی اشاره کردید. در حالی که حقوق و مزایا برای جذب و حفظ استعدادها ضروری است، اما تحقیقات نشان می‌دهد که عوامل انگیزشی درونی مانند حس هدفمندی، فرصت رشد و ارتباطات مثبت، نقش پررنگ‌تری در رضایت شغلی پایدار و تعهد کارکنان دارند. محیطی با هوش عاطفی بالا، این انگیزه‌های درونی را تقویت می‌کند.

  8. شهرام گفت:

    حل تعارضات در محیط کار ما همیشه یه دردسر بزرگه. معمولاً به جای حل مشکل، صورت مسئله پاک میشه. شاید اگه EQ بالا باشه، این مشکلات هم کمتر بشن.

    1. 9persona.ir گفت:

      شهرام عزیز، هوش عاطفی به طور مستقیم بر توانایی حل تعارضات تاثیر می‌گذارد. افرادی با EQ بالا می‌توانند ریشه‌های احساسی تعارض را شناسایی کنند، همدلی بیشتری با طرفین درگیر داشته باشند و راه‌حل‌هایی را پیشنهاد دهند که نه تنها مشکل را حل می‌کند، بلکه روابط را نیز تقویت می‌کند. آموزش مهارت‌های مذاکره و میانجیگری مبتنی بر هوش عاطفی می‌تواند برای تیم شما بسیار مفید باشد.

  9. کیارش گفت:

    گاهی حس می‌کنم هوش عاطفی یه جورایی ذاتیه، یعنی بعضیا بیشتر دارن و بعضیا کمتر. آیا واقعاً میشه این مهارت‌ها رو یاد گرفت و تقویت کرد؟

    1. 9persona.ir گفت:

      کیارش جان، این یک تصور رایج است، اما تحقیقات علمی نشان داده‌اند که هوش عاطفی یک مهارت قابل یادگیری و توسعه است. همانند هر مهارت دیگری، با تمرین مداوم، خودآگاهی و بازخورد، می‌توان مولفه‌های مختلف EI را تقویت کرد. هرچند ممکن است برخی افراد به طور طبیعی استعداد بیشتری داشته باشند، اما همه می‌توانند با تلاش و آموزش بهبود یابند.

  10. لیلا گفت:

    تأثیر هوش عاطفی بر ارتباطات رو واقعاً میشه حس کرد. وقتی یه مدیر EQ بالایی داره، جلسات سازنده‌ترن و سوءتفاهم‌ها خیلی کمتر پیش میاد.

    1. 9persona.ir گفت:

      دیدگاه شما لیلا خانم دقیقاً به یکی از اصلی‌ترین مزایای هوش عاطفی در محیط کار اشاره دارد. رهبران با هوش عاطفی بالا، توانایی بیشتری در شنیدن فعال، تفسیر صحیح پیام‌های غیرکلامی و پاسخگویی همدلانه دارند که این امر به بهبود چشمگیر کیفیت ارتباطات و افزایش اثربخشی جلسات منجر می‌شود.

  11. نوید گفت:

    محیط حمایتی واقعاً به معنی اینه که آدما بدون ترس از قضاوت یا تنبیه، بتونن احساسات و نگرانی‌هاشونو مطرح کنن. این فضا تو کمتر شرکتی وجود داره.

    1. 9persona.ir گفت:

      حق با شماست نوید جان. ایجاد فضایی برای امنیت روانشناختی (Psychological Safety) که افراد بتوانند بدون ترس از عواقب منفی، ایده‌ها، سوالات، نگرانی‌ها و حتی اشتباهات خود را مطرح کنند، سنگ بنای یک محیط حمایتی است. این موضوع نیازمند تلاش مستمر از سوی رهبران برای تشویق به باز بودن، شفافیت و پذیرش آسیب‌پذیری است.

  12. سمیرا گفت:

    ایجاد انگیزه در تیم من همیشه یک دغدغه بوده. مقاله به انگیزه درونی اشاره کرده که خیلی مهمتر از پاداش‌های خارجیه. چطور میشه این نوع انگیزه رو تو کارکنان ایجاد کرد؟

    1. 9persona.ir گفت:

      سمیرا خانم، تمرکز بر انگیزه درونی یک رویکرد عالی است. برای تقویت این نوع انگیزه، می‌توانید بر عواملی مانند استقلال (فراهم کردن آزادی عمل در نحوه انجام کار)، تسلط (ایجاد فرصت برای رشد و یادگیری مهارت‌های جدید) و هدفمندی (روشن ساختن چگونگی ارتباط کار فرد با یک هدف بزرگتر و ارزشمند) تاکید کنید. شناخت علایق و ارزش‌های فردی کارکنان و همسو کردن آن‌ها با اهداف سازمان، نقش کلیدی دارد.

  13. حمید گفت:

    ما در تیممون از آزمون‌های شخصیت‌شناسی مثل DISC برای شناخت بهتر همکاران استفاده می‌کنیم. این کار کمک می‌کنه همدلی بیشتر بشه و هرکس سبک کاری بقیه رو بهتر درک کنه. فکر می‌کنید ابزارهایی مثل این چقدر می‌تونن مفید باشن؟

    1. 9persona.ir گفت:

      حمید جان، استفاده از ابزارهایی مانند DISC یا MBTI (Myers-Briggs Type Indicator) می‌تواند بسیار مفید باشد، به خصوص برای افزایش خودآگاهی و درک متقابل اعضای تیم. این ابزارها با فراهم کردن چارچوبی برای شناخت تفاوت‌های فردی در سبک‌های ارتباطی و کاری، می‌توانند به تقویت همدلی و بهبود مهارت‌های اجتماعی کمک کنند. اما باید توجه داشت که این ابزارها تنها نقاط شروع هستند و توسعه واقعی هوش عاطفی نیازمند تمرین مداوم و استفاده کاربردی از این دانش در تعاملات روزمره است.

  14. نازنین گفت:

    گاهی اوقات فکر می‌کنم مدیران ما حتی نمی‌دونن هوش عاطفی چیه، چه برسه به اینکه بخوان تو سازمان پرورش بدن. تغییر فرهنگ سازمانی از بالا باید شروع بشه.

    1. 9persona.ir گفت:

      کاملاً با شما موافقم نازنین خانم. برای ایجاد یک فرهنگ کاری حمایتگر و مبتنی بر هوش عاطفی، تعهد و پیشگامی رهبران سازمان ضروری است. برنامه‌های آموزشی برای مدیران ارشد، کوچینگ اجرایی و مدل‌سازی رفتار مطلوب توسط آن‌ها، می‌تواند تاثیرگذارترین راه برای شروع این تغییر باشد.

  15. محسن گفت:

    مقاله به نکته مهمی اشاره کرده. من در شغلم با فروش و مذاکره سروکار دارم و واقعاً می‌بینم افرادی که EQ بالاتری دارن، تو برقراری ارتباط و بستن قراردادها موفق‌ترن. مهارت‌های اجتماعی واقعاً حیاتیه.

    1. 9persona.ir گفت:

      محسن جان، تجربه شما در حوزه فروش و مذاکره، تاییدی بر اهمیت مهارت‌های اجتماعی و EQ است. در این زمینه‌ها، توانایی درک نیازها و احساسات طرف مقابل، برقراری ارتباط مؤثر و حل تعارضات، مستقیماً با نتایج کسب‌وکار در ارتباط است. پرورش این مهارت‌ها به صورت مداوم می‌تواند مزیت رقابتی قابل توجهی برای شما و تیمتان ایجاد کند.

  16. فاطمه گفت:

    تنظیم خود و مدیریت احساسات در محیط کار پر استرس ما تقریباً غیرممکنه. همیشه یه نفر هست که با رفتارش جو رو متشنج کنه.

    1. 9persona.ir گفت:

      فاطمه خانم، حق با شماست که در محیط‌های پر استرس، مدیریت احساسات دشوارتر می‌شود. اما نکته اینجاست که با تمرین و تکنیک‌های خاص، می‌توانیم ظرفیت خود را برای تنظیم هیجانات افزایش دهیم. آموزش مهارت‌های مدیریت استرس، تکنیک‌های تنفس عمیق و همچنین تعیین مرزهای سالم در روابط کاری می‌تواند به شما کمک کند. اگر فضای کاری شما دارای چنین فردی است، ممکن است نیاز به مداخله مدیریت یا آموزش‌هایی در سطح سازمان برای همه اعضا باشد.

  17. رضا گفت:

    خودآگاهی برای من همیشه چالش بزرگی بوده. اینکه بدونی چه احساسی داری و چرا، خیلی سخته، خصوصاً وقتی تحت فشاری. راهکاری برای افزایش خودآگاهی وجود داره؟

    1. 9persona.ir گفت:

      رضا جان، خودآگاهی یکی از ستون‌های اصلی هوش عاطفی است و چالش‌برانگیز بودن آن کاملاً طبیعی است. برای افزایش خودآگاهی، می‌توانید تمرینات ذهن‌آگاهی (mindfulness) را آغاز کنید، به صورت منظم به دفترچه یادداشت (journaling) روی بیاورید و احساسات و واکنش‌هایتان را ثبت کنید، و از افراد مورد اعتماد خود بازخورد بخواهید. این تمرینات به شما کمک می‌کنند تا الگوهای فکری و احساسی خود را بهتر بشناسید.

  18. مریم گفت:

    من همیشه فکر می‌کردم فقط IQ مهمه، ولی الان می‌بینم EQ چقدر می‌تونه تو موفقیت شغلی و حتی رضایت از زندگی مؤثر باشه. ممنون از مقاله خوبتون.

    1. 9persona.ir گفت:

      خوشحالیم که مقاله برای شما مفید بوده مریم خانم. بله، در دهه‌های اخیر اهمیت هوش هیجانی (EQ) در کنار هوش شناختی (IQ) به وضوح اثبات شده است. در واقع، بسیاری از تحقیقات نشان می‌دهند که EQ حتی می‌تواند فاکتور پیش‌بینی‌کننده قوی‌تری برای موفقیت حرفه‌ای و رضایت فردی باشد، زیرا مهارت‌های ارتباطی و مدیریت روابط نقش اساسی در دنیای کار امروز دارند.

  19. علی گفت:

    همدلی واقعاً کلیدیه. من دیدم تیم‌هایی که اعضاشون همدلی بیشتری دارن، خیلی بهتر با هم کنار میان و حتی در شرایط فشار هم عملکرد بهتری دارن. چطور میشه همدلی رو تو یه تیم تقویت کرد؟

    1. 9persona.ir گفت:

      پرسش بسیار خوبی است علی آقا. برای تقویت همدلی، می‌توانید به برگزاری کارگاه‌های آموزشی مهارت‌های شنیداری فعال، تمرین‌های ایفای نقش (role-playing) برای درک دیدگاه‌های مختلف، و تشویق به بازخوردهای سازنده در محیطی امن فکر کنید. همچنین، ایجاد فرصت‌هایی برای ارتباطات غیرکاری و شناخت متقابل اعضا می‌تواند مؤثر باشد.

  20. سارا گفت:

    مطلب بسیار ارزشمندیه. واقعاً در محیط کار ما، کمبود هوش عاطفی کاملاً محسوسه و منجر به سوءتفاهم‌ها و تعارضات زیادی میشه. کاش مدیران بیشتر به این موضوع توجه کنن.

    1. 9persona.ir گفت:

      ممنون از دیدگاه شما سارا خانم. دقیقاً همینطور است؛ توجه مدیران و رهبران سازمان به هوش عاطفی، گام اول و بسیار مهم در ایجاد تغییرات مثبت و کاهش تعارضات است. آموزش و توسعه این مهارت‌ها از سطوح بالا شروع شده و به مرور در کل سازمان نهادینه می‌شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *