بلاگ
هوش هیجانی، مهارت شماره یک رهبری
اگر یک چیز وجود داشته باشد که تمام رهبران مؤثر و حرفهایهای با عملکرد بالا در آن مشترک هستند و هر رهبر و مدیری باید در توسعه حرفهای خود به آن توجه کند، و آن داشتن سطح بالای هوش هیجانی (EQ) است. طبق گزارش “آینده مشاغل 2023” از مجمع جهانی اقتصاد، ویژگیهای مرتبط با هوش هیجانی مانند تابآوری، کنجکاوی، یادگیری مادامالعمر، انگیزه و خودآگاهی، برای کسبوکارها بسیار ارزشمند است و در سالهای آینده نیز ادامه خواهد داشت. این گزارش تأکید میکند که کسبوکارها به اهمیت کارمندان تابآور که فرهنگ یادگیری مادامالعمر را درک میکنند، توجه دارند.
در واقع، یک نظرسنجی از 500 مدیر در سال 2019 نشان داد که حدود 75% از آنها از سطح هوش هیجانی به عنوان معیاری برای ارتقاء یا افزایش حقوق اعضای تیم خود استفاده میکنند.
از آنجا که این مهارت برای شما به عنوان یک رهبر و مدیر بسیار حیاتی است، سوال مهم این است: هوش هیجانی چیست و چگونه میتوانم مهارتهای EQ را ایجاد کنم؟
هوش هیجانی چیست؟
هوش هیجانی که توسط دکتر دانیل گلمن در اواسط تا اواخر دهه 1990 معرفی شد، توانایی شناسایی، درک و مدیریت مؤثر احساسات خود و دیگران است. کارفرمایان به EQ اهمیت میدهند زیرا نشاندهنده تمایل به یادگیری و رشد است، که به عنوان خودآگاهی شناخته میشود و نشان میدهد که شما نگرش مثبتی دارید و به راحتی بازخورد را برای بهبود عملکرد خود میپذیرید.
عملکرد بالاتر به معنای حقوق بالاتر و مسئولیتهای بیشتر است. همچنین، هوش هیجانی به شما کمک میکند تا در روابط کاری موفق باشید، نیازهای ذینفعان را درک کنید و روابط آسیبدیده با شرکای تجاری، اعضای تیم و مشتریان را بازسازی کنید. این در نهایت به تقویت شهرت شرکت و دامنه بازار شما کمک میکند.
چگونه میتوانم هوش هیجانی را ایجاد کنم؟
برای ساخت مهارتهای هوش هیجانی، چند حوزه وجود دارد که باید به آنها توجه کنید:
یادگیری مادامالعمر
یکی از جنبههای کلیدی رهبری و پیشرفت شغلی، پذیرش سبک زندگی یادگیری مداوم است. بهطور منظم به دنبال فرصتهای جدید برای افزودن به مهارتها و دانش خود باشید. با کارفرمای خود در ارتباط باشید و از آنها فرصتهایی برای یادگیری بخواهید.
تابآوری
تابآوری یکی دیگر از مهارتهای ضروری است. به معنای باز بودن به نوآوری و پذیرش ریسکها و شکستها است. برای ساخت تابآوری، از اشتباهات خود درس بگیرید و از خود بپرسید که چه میتوانید یاد بگیرید و چگونه میتوانید بهبود یابید.
خودآگاهی
با داشتن سطح بالای EQ، میتوانید احساسات خود را شناسایی و کنترل کنید. برای توسعه خودآگاهی، تکنیکهای مدیریت استرس را یاد بگیرید و احساسات و واکنشهای خود را در پایان روز یا هفته یادداشت کنید.
همدلی
همدلی برای رهبران در 2024 بسیار حیاتی است. این به معنای درک نیازهای دیگران و توجه به سلامت روان و تعادل کار و زندگی است. رهبران باید به نیازهای هر نسل توجه کنند و از نقاط قوت آنها بهره ببرند.
مهارتهای تیمی
در نهایت، به مجموعهای از مهارتهای اجتماعی و تیمی نیاز دارید. بر روی مهارتهای برقراری ارتباط و حل تعارض تمرکز کنید. این به شما کمک میکند تا در نقش فعلی خود موفق باشید و در آینده به رهبری و مدیریت تیمها بپردازید.
در نهایت، قرار دادن EQ به عنوان اولویت اصلی در اهداف شغلی شما برای ۲۰۲۵ تأثیر زیادی بر موفقیت حرفهای بلندمدت شما خواهد داشت. این مهارت را از طریق خودآگاهی، یادگیری مادامالعمر، تابآوری و ساخت روابط سالم با تیم خود تقویت کنید.
این تاکید بر ارزشمند بودن EQ برای کسبوکارها، باید آلارمی باشه برای تمام سازمانها. دیگه دوره مدیران خشک و صرفاً منطقی تموم شده.
در مورد ‘مدیریت مؤثر احساسات خود و دیگران’ که در تعریف گلمن آمده، چه استراتژیهای عملیای را پیشنهاد میکنید؟ گاهی اوقات درک احساسات دیگران راحتتر است تا مدیریت واکنشهای خودمان.
برای مدیریت مؤثر احساسات خود، تکنیکهایی مانند ‘بازسازی شناختی’ (Cognitive Reframing) برای تغییر دیدگاه نسبت به موقعیتها و ‘تأخیر در پاسخ’ (Delaying Response) برای جلوگیری از واکنشهای تکانشی بسیار مفیدند. برای مدیریت احساسات دیگران، گوش دادن فعال و همدلانه، اعتبار بخشیدن به احساسات آنها (حتی اگر با آنها موافق نیستید)، و کمک به آنها برای یافتن راه حل به جای ارائه مستقیم آن، استراتژیهای موثری هستند.
مقاله مختصر و مفید بود. واقعاً EQ یک مهارت کلیدی در دنیای امروز مدیریته.
همه اینها عالیه، ولی به نظرم گاهی اوقات مدیران این موضوع رو فقط در حد حرف نگه میدارن و تو عمل وقتی تحت فشار قرار میگیرن، به رفتارهای قدیمی برمیگردن. چطور میشه پایداری در این مهارتها رو تضمین کرد؟
نکته بسیار مهمی را مطرح کردید. پایداری در توسعه EQ نیازمند تعهد مداوم و تمرین است. ایجاد مکانیزمهای بازخورد مستمر، داشتن یک مربی (کوچ) یا منتور، و مشارکت در گروههای همتا برای تبادل تجربیات، میتواند به حفظ این مهارتها در مواجهه با فشار کمک کند. همچنین، رهبران باید به طور آگاهانه فضای امنی را برای تیم ایجاد کنند تا خودشان و دیگران بتوانند آسیبپذیری نشان داده و از اشتباهات درس بگیرند.
در مورد توسعه EQ، آیا چارچوبهای خاصی مثل DISC یا Enneagram میتونه کمککننده باشه برای شناخت ابعاد شخصیتی و بعد کار روی EQ؟
بله، ابزارهایی مانند DISC، Enneagram، یا MBTI میتوانند نقطه شروع بسیار خوبی برای افزایش خودآگاهی باشند که یکی از ستونهای اصلی EQ است. با درک بهتر ترجیحات، نقاط قوت و نقاط کور خود، میتوانید هوشمندانهتر روی بهبود واکنشهای هیجانی و تعاملات بینفردی خود کار کنید. این ابزارها نقشه راهی برای سفر توسعه EQ شما فراهم میکنند.
هوش هیجانی فقط برای رهبران نیست، به نظرم تو زندگی شخصی و روابطمون هم حرف اول رو میزنه. وقتی یک رهبر بتونه EQ بالایی داشته باشه، اثرش روی کل تیم و حتی خارج از محیط کار هم حس میشه.
از اینکه به دکتر گلمن و نقش ایشون در معرفی EQ اشاره کردید ممنونم. به نظرم هنوز خیلیها از عمق و گستردگی کار ایشون بیخبرن. این مقاله یک یادآوری خوب بود.
این نکته که ‘کسبوکارها به اهمیت کارمندان تابآور که فرهنگ یادگیری مادامالعمر را درک میکنند، توجه دارند’ خیلی مهمه. چطور میتونیم این فرهنگ یادگیری مادامالعمر رو در سازمانمون نهادینه کنیم و با EQ ترکیبش کنیم؟
برای نهادینه کردن فرهنگ یادگیری مادامالعمر، سازمانها باید فرصتهای آموزشی مستمر فراهم کنند، از اشتراکگذاری دانش حمایت کنند و از شکستها به عنوان فرصتهای یادگیری استقبال کنند. ترکیب آن با EQ به معنای تشویق به خودآگاهی برای شناسایی شکافهای مهارتی، همدلی برای درک نیازهای آموزشی دیگران، و خودتنظیمی برای تعهد به فرآیند یادگیری است. رهبران باید نقش منتور را ایفا کرده و کنجکاوی را در تیم پرورش دهند.
من مدیر یک استارتاپ هستم و مدام با چالشهای ارتباطی و حفظ انگیزه تیم مواجهام. این مقاله به من دید جدیدی داد که چقدر این مهارتها برای بقای تیممون مهمه. باید جدیتر بهش نگاه کنم.
من به جنبه انگیزه و خودانگیزشی EQ خیلی علاقهمندم. چطور میشه این بخش رو در یک تیم پرورش داد، خصوصاً وقتی چالشها زیادن؟
پرورش انگیزه در تیم، بهویژه در شرایط چالشبرانگیز، نیازمند رهبری الهامبخش است. تعیین اهداف واقعبینانه و در عین حال چالشبرانگیز، جشن گرفتن موفقیتهای کوچک، فراهم کردن فرصتهای رشد و یادگیری، و ایجاد حس تعلق و هدفمندی مشترک در تیم، همگی به تقویت انگیزه کمک میکنند. رهبر باید بتواند چشمانداز را به گونهای ترسیم کند که هر فردی سهم خود را در آن مهم ببیند.
خودآگاهی که در مقاله به عنوان یکی از عناصر EQ ذکر شد، به نظرم پایه و اساس همه چیزه. اگر خودمون رو نشناسیم، چطور میتونیم دیگران رو درک کنیم یا مدیریت کنیم؟ آیا راهکار خاصی برای افزایش خودآگاهی در محیط کار وجود داره؟
بله، خودآگاهی در محیط کار از اهمیت بالایی برخوردار است. میتوانید با درخواست بازخورد 360 درجه از همکاران، زیردستان و بالادستان خود شروع کنید. همچنین، تحلیل دقیق واکنشهای خود به موقعیتهای استرسزا یا موفقیتها، و درک ریشههای این واکنشها، به افزایش خودآگاهی کمک میکند. تمرین ذهنآگاهی (Mindfulness) نیز ابزار قدرتمندی برای اتصال به احساسات و افکار در لحظه حال است.
گزارش ‘آینده مشاغل 2023’ خیلی وقته ذهن منو درگیر کرده بود. اینکه EQ و مهارتهای نرم انقدر در آینده مهم میشن، نشون میده که باید سرمایهگذاری جدی روی خودمون بکنیم. ممنون از مقاله شفاف و مفیدتون.
ممنون بابت این مقاله عالی. اگه ممکنه، منابع یا کتابهای کاربردی برای توسعه هوش هیجانی معرفی کنید. مخصوصاً برای یک مدیر میانی.
حتماً. برای مدیران میانی، کتاب ‘هوش هیجانی’ نوشته دانیل گلمن یک نقطه شروع عالی است. همچنین ‘کار با هوش هیجانی’ (Working with Emotional Intelligence) از همین نویسنده، کاربردیتر است. کتاب ‘هوش اجتماعی’ (Social Intelligence) نیز به بعد بینفردی EQ میپردازد. شرکت در کارگاههای مدیریت خشم، مهارتهای ارتباطی و همدلی نیز میتواند بسیار مفید باشد.
این آمار 75% مدیران که برای ارتقا از EQ استفاده میکنند واقعاً جالبه. اما به نظرم تو فرهنگ کاری ما هنوز اونقدر که باید به این موضوع اهمیت داده نمیشه و بیشتر فاکتورهای سنتی مدنظره. چطور میشه این فرهنگ رو تغییر داد؟
تغییر فرهنگ سازمانی یک فرآیند زمانبر است که از بالا شروع میشود. رهبران باید ابتدا خودشان الگوی هوش هیجانی بالا باشند. سپس، با برگزاری کارگاههای آموزشی، گنجاندن EQ در فرآیندهای ارزیابی عملکرد و ترفیع، و تشویق به بازخوردهای سازنده، میتوان به تدریج این تغییر را ایجاد کرد. نمایش موفقیتهای تیمهایی که EQ بالایی دارند نیز میتواند الهامبخش باشد.
مقاله به تابآوری اشاره کرد که خیلی مهمه. چطور میشه تابآوری رو به عنوان یکی از مولفههای EQ در خودمون و تیممون پرورش بدیم؟
برای تقویت تابآوری، ابتدا شناخت عوامل استرسزا و الگوهای واکنش به آنها اهمیت دارد. سپس، تمرین دیدگاه مثبت، تمرکز بر نقاط قوت، و ایجاد شبکههای حمایتی قوی در تیم میتواند بسیار کمککننده باشد. تشویق به یادگیری از شکستها و مشاهده چالشها به عنوان فرصتهای رشد، به جای موانع، از دیگر راهکارهای موثر برای پرورش تابآوری فردی و تیمی است.
همیشه فکر میکردم هوش فنی (IQ) مهمترین چیزه، ولی بعد از اینکه خودم تو یه پروژه با یه مدیر که EQ فوقالعادهای داشت کار کردم، نظرم کلاً عوض شد. اون تونست تنشهای تیم رو مدیریت کنه و همه رو به سمت هدف مشترک سوق بده. واقعا گلمن حق داشت!
کاملاً با مقاله موافقم. تجربه نشون داده که رهبرانی که هوش هیجانی بالایی دارن، تیمهای وفادارتر و پربازدهتری میسازن. ولی سوال اینجاست که چطور میشه این هوش رو در محیطهای کاری پرفشار تقویت کرد؟
تقویت هوش هیجانی در محیطهای پرفشار نیازمند تمرین مداوم است. شروع با خودآگاهی، از طریق مدیتیشن یا ژورنالنویسی، میتواند گام اول باشد. سپس، تمرکز بر همدلی و گوش دادن فعال به همکاران و اعضای تیم، درک بهتر احساسات آنها را فراهم میکند. همچنین، مدیریت استرس و کنترل واکنشهای هیجانی در موقعیتهای چالشبرانگیز، از طریق تکنیکهای تنفس عمیق یا مکث قبل از پاسخ، بسیار موثر است.