بلاگ
ویژگیهای مدیران کسب و کار تیپ ۷ انیاگرام
سیستم انیاگرام یک سیستم طبقهبندی شخصیتی است که نه تیپ متمایز شخصیتی را شناسایی میکند. هر تیپ دارای ویژگیها، انگیزهها و ترسهای خاص خود است. مدیران کسب و کار که به عنوان تیپ ۷ شناخته میشوند، معمولاً به عنوان “شورشیان” شناخته میشوند. آنها به خاطر انرژی، خوشبینی و روحیه ماجراجویانه خود شناخته میشوند که به طور قابل توجهی بر سبک مدیریت و تعاملات آنها با کارمندان تأثیر میگذارد. این مقاله به بررسی ویژگیهای شخصیتی مدیران تیپ ۷، تأثیر این ویژگیها بر رفتار آنها در محیط کار، تأثیرات مثبت و منفی این ویژگیها و ارائه پیشنهاداتی برای بهینهسازی نقاط قوت آنها به منظور ایجاد یک محیط کار مثبت میپردازد.
ویژگیهای شخصیتی مدیران تیپ ۷
مدیران تیپ ۷ به خاطر انرژی بالا و اشتیاق خود شناخته میشوند. آنها به طور طبیعی کنجکاو هستند و تمایل زیادی به تجربههای جدید دارند که اغلب به تمایل به اکتشاف ایدههای نو منجر میشود. این رهبران به طور ذاتی خوشبین هستند و معمولاً در شرایط چالشبرانگیز به جنبههای مثبت توجه میکنند که میتواند تیمهایشان را در برابر سختیها مقاوم کند.
یکی از ویژگیهای بارز مدیران تیپ ۷، سازگاری آنهاست. آنها در محیطهای پویا به خوبی عمل میکنند و به سرعت استراتژیهای خود را در مواجهه با فرصتهای جدید تغییر میدهند. این انعطافپذیری به آنها این امکان را میدهد که فضایی شمولی ایجاد کنند که در آن کارمندان احساس راحتی کنند تا ایدههای خود را به اشتراک بگذارند و ریسک کنند. با این حال، این ویژگی ممکن است با تمایل به حواسپرتی یا بیتوجهی در مواقعی که روال کار خستهکننده یا بیالهام به نظر میرسد، همراه باشد.
ویژگی قابل توجه دیگر مدیران تیپ ۷، جستجوی شادی و هیجان است. آنها به دنبال ایجاد یک محیط کار مثبت هستند و معمولاً از شوخی و خلاقیت برای جذب تیمهای خود استفاده میکنند. رویکرد پرجنبوجوش آنها میتواند به فرهنگی از دوستی منجر شود که در آن کارمندان تشویق میشوند تا به همکاری و اشتراکگذاری ایدهها بپردازند.
سبک مدیریت و تعاملات با کارمندان
مدیران تیپ ۷ با روحیهای تشویقکننده به مدیریت میپردازند. آنها بر ایجاد روابط مبتنی بر اعتماد و ارتباط تأکید میکنند و معمولاً کارمندان خود را ارزشمند و شامل در فرآیند تصمیمگیری احساس میکنند. به عنوان مثال، یک مدیر تیپ ۷ ممکن است جلسات طوفان فکری برگزار کند که در آن همه تشویق میشوند تا ایدههای خود را بیان کنند، بدون توجه به رتبه یا تجربه. این امر حس تعلق و وفاداری را در میان کارمندان تقویت میکند، زیرا آنها احساس میکنند که مشارکتهایشان معنادار است.
با وجود روحیه شاداب خود، مدیران تیپ ۷ ممکن است گاهی در تعهد دچار مشکل شوند. طبیعت پرشور آنها میتواند باعث شود که پروژههای متعددی را به طور همزمان دنبال کنند که ممکن است تیم را تحت فشار قرار دهد. با این حال، این میتواند به ایجاد محیطی پررونق برای نوآوری منجر شود، زیرا کارمندان فرصتی برای شرکت در ابتکارات مختلف و مشارکت در زمینههای متعدد کسب و کار دارند.
اصول اخلاقی نقش مهمی در رفتار مدیران تیپ ۷ ایفا میکند. انگیزه درونی آنها برای ایجاد شادی و مثبتاندیشی معمولاً به سیستم ارزشی آنها نیز گسترش مییابد. آنها تمایل دارند محیطهای کاری اخلاقی ایجاد کنند که در آن صداقت در اولویت قرار دارد. به عنوان مثال، یک مدیر تیپ ۷ ممکن است در برابر رفتارهای غیراخلاقی ایستادگی کند و از رفتار عادلانه با همه کارمندان حمایت کند و بدین ترتیب فضای مسئولیتپذیری و احترام را در سازمان ایجاد کند.
تأثیرات مثبت و منفی بر محیط کار
مدیران تیپ ۷ چندین ویژگی مثبت به محیط کار میآورند، از جمله خوشبینی، نوآوری و اشتیاق. توانایی آنها در الهامبخشی و انگیزهدهی میتواند به سطوح بالای مشارکت و رضایت کارمندان منجر شود. اعضای تیم معمولاً احساس انرژی و هیجان در مورد وظایف خود میکنند که میتواند به یک محیط کاری بسیار تولیدی منجر شود. به عنوان مثال، در طول یک پروژه چالشبرانگیز، یک مدیر تیپ ۷ ممکن است با سازماندهی فعالیتهای تیمسازی یا ادغام چالشهای سرگرمکننده، روحیه تیم را بالا ببرد.
با این حال، ویژگیهایی که مدیران تیپ ۷ را جذاب میکند، میتواند به چالشهای بالقوهای نیز منجر شود. تمایل آنها به اجتناب از منفینگری ممکن است منجر به نادیده گرفتن یا کماهمیت جلوه دادن مسائل شود. در موقعیتهایی که نیاز به گفتگوهای دشوار یا حل تعارض وجود دارد، یک مدیر تیپ ۷ ممکن است در رسیدگی به نگرانیهای کارمندان به درستی عمل نکند و این میتواند باعث ناامیدی در میان اعضای تیم شود. علاوه بر این، تمایل آنها به تجربههای جدید میتواند به عدم ثبات یا عدم پیگیری پروژهها منجر شود و کارمندان را در مورد اولویتها گیج کند.
ایجاد یک محیط کار سازنده و مثبت
مدیران تیپ ۷ میتوانند با بهرهبرداری از نقاط قوت ذاتی خود و در عین حال رسیدگی به چالشهای بالقوه، به طور قابل توجهی اثربخشی خود را افزایش دهند. در اینجا چند پیشنهاد برای بهینهسازی سبکهای مدیریتی آنها آورده شده است:
- تمرکز بر اولویتبندی: مدیران تیپ ۷ باید بر روی بهبود مهارتهای سازمانی خود کار کنند تا پروژهها را به طور مؤثر اولویتبندی کنند. پیادهسازی تکنیکهای مدیریت زمان ساختاریافته میتواند به آنها کمک کند تا بر روی وظایف حیاتی تمرکز کنند و در عین حال فضایی برای اکتشاف خلاقانه فراهم کنند.
- تشویق ارتباطات باز: حفظ یک کانال ثابت برای بازخورد ضروری است. مدیران تیپ ۷ باید فرصتهایی برای بیان نگرانیها و چالشهای کارمندان ایجاد کنند. به طور فعال بازخورد بگیرند که اعضای تیم در مورد پروژههای جاری یا دینامیکهای محیط کار چه احساسی دارند و آماده باشند تا به زمینههایی که نیاز به بهبود دارند، رسیدگی کنند.
- تعادل بین خوشبینی و واقعگرایی: در حالی که حفظ نگرش مثبت ضروری است، مدیران تیپ ۷ باید فضایی را ایجاد کنند که در آن موضوعات دشوار بتوانند به طور آزادانه مورد بحث قرار گیرند. تشویق فرهنگ آسیبپذیری میتواند اعتماد را در تیم ایجاد کند و کار را برای مقابله با چالشها آسانتر کند.
- تعیین انتظارات واضح: برای جلوگیری از فشار زیاد، مدیران تیپ ۷ باید اولویتها را به وضوح ارتباط دهند و مهلتهای واقعبینانه تعیین کنند. با ایجاد یک نقشه راه واضح، آنها میتوانند به کارمندان اجازه دهند که در خلاقیت شرکت کنند بدون اینکه مسئولیتپذیری را قربانی کنند.
- درگیری آگاهانه: مدیران تیپ ۷ باید تمایل خود را به دنبال کردن چندین ابتکار به طور همزمان شناسایی کنند و در تعاملات خود آگاهی بیشتری داشته باشند. این ممکن است شامل تکنیکهای ذهنآگاهی برای باقی ماندن در حال حاضر در بحثها و به طور فعال گوش دادن به اعضای تیم بدون اینکه به آینده فکر کنند، باشد.
- توسعه مهارتهای حل تعارض: سرمایهگذاری در آموزشهای مربوط به مدیریت گفتگوهای دشوار و حل تعارض میتواند به مدیران تیپ ۷ کمک کند تا به طور بهتری در موقعیتهای چالشبرانگیز عمل کنند و از سوءتفاهمها جلوگیری کنند.
در خلاصه، مدیران تیپ ۷ کسب و کار، شور و شوق و نوآوری را به نمایش میگذارند که میتواند به طور قابل توجهی فرهنگ محیط کار را بهبود بخشد. با درک ویژگیهای خود و تأثیر آنها بر دینامیکهای تیم، مدیران تیپ ۷ میتوانند رویکرد مدیریتی خود را اصلاح کنند، محیط کاری سازندهای ایجاد کنند و روابط معناداری با کارمندان خود برقرار کنند که رشد، رضایت و موفقیت کلی را ترویج میکند.
توی این مقاله به ‘ترس از محدود شدن’ اشاره کردید، این موضوع توی قراردادهای کاری چطور خودش رو نشون میده؟
مونا جان، مدیران ۷ معمولاً از قراردادهای خیلی طولانی یا بندهایی که آزادی عملشون رو سلب میکنه گریزان هستن. اونها ترجیح میدن همیشه راهی برای خروج یا تغییر مسیر باز باشه.
آیا تیپ ۷ تمایلی به تفویض اختیار (Delegation) داره یا دوست داره خودش توی همه کارهای هیجانانگیز دخالت کنه؟
رضا عزیز، تیپ ۷ معمولاً کارهای روتین رو سریع تفویض میکنه، اما ممکنه در بخشهای خلاقانه وسوسه بشه که در همه جا حضور داشته باشه. یادگیری تفویض اختیار استراتژیک برای رشد اونها حیاتیه.
عالی بود، منتظر تحلیل تیپهای دیگه برای نقشهای مدیریتی هستیم.
مدیران تیپ ۷ معمولاً از شنیدن بازخوردهای منفی فرار میکنن. بهترین راه برای فیدبک دادن بهشون چیه؟
مهدی عزیز، سعی کنید فیدبک رو در قالب یک ‘فرصت برای بهتر شدن’ و به صورت ساندویچی (مثبت-منفی-مثبت) ارائه بدید تا حالت دفاعی نگیرن و روی جنبه سازنده تمرکز کنن.
نوشتن این مقالات برای توسعه فرهنگ سازمانی در ایران خیلی ضروریه. ممنون از تیم ۹پرسونا.
به عنوان یک مدیر تیپ ۷، چطور میتونم صبر و حوصله خودم رو در پروژههای طولانیمدت بالا ببرم؟
بابک عزیز، پیشنهاد میکنیم برای خودتون پاداشهای مرحلهای تعریف کنید. یعنی بعد از اتمام هر فاز از پروژه، به خودتون اجازه بدید یک کار جدید یا هیجانانگیز انجام بدید تا انگیزه ادامه دادن رو داشته باشید.
من فکر میکنم بالا بودن EQ در تیپ ۷ باعث میشه اونها در نتورکینگ و برقراری ارتباط با مشتریان عالی باشن.
دقیقاً الناز جان. توانایی اونها در جذب دیگران و انتقال اشتیاق، اونها رو به فروشندگان و مذاکرهکنندگان تراز اولی تبدیل میکنه.
آیا ممکنه یک مدیر تیپ ۷ در محیطهای بسیار ساختاریافته مثل بانک موفق بشه؟
کامران عزیز، معمولاً تیپ ۷ در محیطهای خیلی خشک و بوروکراتیک احساس خفگی میکنه. اما اگر در بخشهایی مثل توسعه بازار یا روابط عمومی قرار بگیره، میتونه حتی در یک ساختار سنتی هم تحول ایجاد کنه.
مرسی از محتوای خوبتون. انیاگرام دید من رو نسبت به رفتارهای همکارانم کاملاً عوض کرده.
مشکل من با مدیر تیپ ۷ اینه که هر روز با یک ایده جدید میاد و ایدههای قبلی رو نیمهکاره رها میکنه. این موضوع باعث فرسودگی تیم عملیاتی میشه.
پیمان عزیز، این چالش بسیار رایج است. در این موارد توصیه میشه یک ‘فیلتر ایدهها’ در سازمان ایجاد کنید تا ایدههای جدید قبل از اجرایی شدن، از نظر عملیاتی بررسی بشن و فشار روی تیم تقسیم بشه.
مدیران ۷ خیلی خوب بلدن به تیم انگیزه بدن. روحیه شورشی اونها باعث میشه کارمندان هم از چارچوبهای ذهنیشون خارج بشن و خلاقیت به خرج بدن.
بله ساناز عزیز، این ‘کاریزما’ و توانایی در ترسیم چشماندازهای روشن، یکی از بزرگترین داراییهای یک سازمان با رهبری تیپ ۷ هست.
بسیار عالی. کاش در مورد تعامل تیپ ۷ با تیپ ۸ (مبارز) در یک تیم مدیریتی هم مطلب بنویسید.
آیا تمرینات Mindfulness میتونه به مدیران تیپ ۷ کمک کنه تا تمرکز بیشتری روی کارها داشته باشن؟
صد در صد هانیه جان. ذهنآگاهی به تیپ ۷ کمک میکنه تا از ‘آیندهنگری افراطی’ فاصله بگیره و در زمان حال روی تسکهای فعلی متمرکز بمونه. این یکی از ابزارهای اصلی توسعه فردی برای این تیپه.
من در تست Enneagram امتیاز بالایی در تیپ ۷ آوردم. همیشه فکر میکردم بیشفعال هستم، اما الان میفهمم که این بخشی از ساختار شخصیتی منه برای فرار از درد و خستگی.
سعید عزیز، آگاهی اولین قدم برای رشد است. تیپ ۷ با شناخت این مکانیزم دفاعی (فرار به سمت لذت)، میتونه یاد بگیره که در لحظات سخت هم حضور داشته باشه و از پتانسیل رهبری خودش بهتر استفاده کنه.
سازگاری مدیران ۷ در بحرانها واقعاً تحسینبرانگیزه. توی دوران کرونا، مدیر ما که تیپ ۷ بود تنها کسی بود که ناامید نشد و سریع بیزنس مدل رو تغییر داد.
دقیقاً مریم عزیز! مدیران تیپ ۷ در محیطهای پویا و زمانهای تغییر (Change Management) بهترین عملکرد رو دارن چون ذاتاً بنبست رو قبول نمیکنن.
تفاوت مدیر تیپ ۷ با تیپ ۳ در چیست؟ هر دو بسیار فعال و پرانرژی به نظر میرسند.
سوال عالی بود فرهاد عزیز. تفاوت اصلی در انگیزه درونی است. تیپ ۳ به دنبال ‘دستاورد و پرستیژ’ است و روی نتیجه نهایی تمرکز دارد، اما تیپ ۷ به دنبال ‘لذت و تجربه جدید’ است و ممکن است در مسیر رسیدن به هدف، چندین بار مسیرش را عوض کند.
من با یک مدیر تیپ ۷ کار میکنم. ایشون بسیار خوشبین هستن اما گاهی این خوشبینی باعث میشه ریسکهای مالی پروژه رو جدی نگیرن. چطور باید این موضوع رو بهشون منتقل کنم؟
نیلوفر عزیز، هنگام صحبت با مدیر تیپ ۷، بهتره از رویکرد ‘ترساندن’ استفاده نکنید. به جای آن، ریسکها رو به شکل ‘موانعی برای رسیدن به اهداف بزرگتر و جذابتر’ مطرح کنید. زبان مثبت تأثیر بیشتری روی اونها داره.
مقاله بسیار مفیدی بود. آیا انیاگرام میتونه در فرآیند استخدام مدیران ارشد هم به ما کمک کنه تا ترکیب بهتری در هیئت مدیره داشته باشیم؟
من خودم تیپ ۷ هستم و همیشه از جلسات طولانی و روتینهای اداری فراری بودم. الان که مدیر بخش فروش هستم، سعی میکنم جلسات رو پرانرژی و کوتاه نگه دارم، ولی حس میکنم گاهی جزئیات مهم رو فراموش میکنیم.
سارا جان، این دقیقاً چالش کلاسیک تیپ ۷ است. داشتن یک دستیار یا همکار که در تیپهای ۱ یا ۶ قرار داره (اصطلاحاً Detail-oriented)، میتونه مکمل فوقالعادهای برای شما باشه تا بخش اجرایی و جزئیات فدا نشه.
به عنوان کسی که سالها در فضای استارتاپی فعالیت کرده، واقعاً مدیران تیپ ۷ رو موتور محرک نوآوری میبینم. اما چالش اصلی اینجاست که چطور میشه انرژی اونها رو روی یک هدف واحد متمرکز کرد بدون اینکه احساس محدودیت کنن؟
نکته بسیار هوشمندانهای بود علیرضا عزیز. برای مدیریت تمرکز در تیپ ۷، پیشنهاد میشه از سیستمهای مدیریت عملکرد مثل OKR استفاده بشه تا اهداف بزرگ به بازههای کوتاهمدت تقسیم بشن. اینطوری حس تنوعطلبی اونها هم ارضا میشه.