انیاگرام

هماهنگی در تیم‌های متنوع بر اساس تیپ های شخصیتی

هماهنگی در تیم‌های متنوع بر اساس تیپ های شخصیتی
5
(150)

اگر در زمینه توسعه تیم کار کرده‌اید یا خودتان بخشی از یک تیم بوده‌اید، می‌دانید که عوامل زیادی بر عملکرد تیم تأثیر می‌گذارند. یکی از این عوامل مهم، هماهنگی تیم است. این یعنی چه؟ (یک نکته: نبودن درگیری نیست) و چرا هماهنگی برای عملکرد مؤثر تیم این‌قدر اهمیت دارد؟

تصور کنید تیمی از افراد متنوع و مخالف تشکیل دهیم و به آن‌ها بگوییم که باید به دیدگاه‌های منحصر به فرد، تفاوت‌های فلسفی و نظرات مخالف ارزش بدهند. این تیم چه شکلی خواهد بود؟ برای بسیاری، فکر کردن به یک تیم متنوع کاملاً غیرمنطقی است. ما می‌دانیم که تیم‌ها باید توافق و همکاری داشته باشند تا به اهداف خود برسند. اما این فقط تا حدی درست است. در واقع، وجود نظرات مختلف و درگیری‌ها می‌تواند شانس تیم را برای دستیابی به اهدافش افزایش دهد.

تیم‌ها اکنون به عنوان بلوک‌های اصلی سازمان‌ها شناخته می‌شوند. بنابراین، توانایی ایجاد و حفظ تیم‌های متنوع برای موفقیت سازمان حیاتی است. موسیقی یک تشبیه عالی است: در موسیقی، نت‌های مختلف که با هم ترکیب می‌شوند، صدا را زیبا می‌کنند. اگر همه یک نت را بخوانند، صدا یکنواخت و خسته‌کننده خواهد بود. در یک ارکستر، وقتی سازها با هم هماهنگ می‌شوند، صداهای یکدیگر را پر می‌کنند و یک قطعه دلنشین تولید می‌کنند. این قدرت تنوع است!

در تیم‌ها، “جادو” زمانی اتفاق می‌افتد که افراد کاملاً متفاوت با مهارت‌ها، شخصیت‌ها و انگیزه‌های منحصر به فرد بتوانند همکاری کنند.

📌 پیشنهاد ویژه برای شما:رابطه بین تیپ 5 و تیپ 8 انیاگرام

هماهنگی در تیم به چه معناست؟

بیایید ببینیم یک تیم غیرهماهنگ چه ویژگی‌هایی دارد. جلسات کسل‌کننده، همه سرشان را به نشانه توافق تکان می‌دهند، هیچ‌کس وضعیت موجود را به چالش نمی‌کشد و همگی به یک فکر یا دیدگاه پایبندند. اگرچه این رفتارها ممکن است نشان‌دهنده یک محیط هماهنگ به نظر برسند، در واقع برعکس است. این وضعیت می‌تواند خطراتی برای دوام و پایداری تیم به همراه داشته باشد. باید به یاد داشته باشیم که هماهنگی در تیم‌ها به معنای نبود درگیری نیست.

هماهنگی یک تیم بیشتر از همکاری افراد برای دستیابی به یک هدف است. بلکه به این مربوط می‌شود که اعضای تیم چگونه با هم ترکیب می‌شوند و تعادل ایجاد می‌کنند. به عبارت دیگر، مشارکت اعضای متنوع تیم، هر کدام با توانایی‌های خاص خود، به کارایی تیم و دستیابی به نتایج کمک می‌کند. بنابراین، هماهنگی تیمی مخالف تنوع نیست؛ بلکه به رسمیت شناختن و بهره‌برداری از تنوع تیم است.

این بدان معناست که سرکوب تفاوت‌ها و فشار برای رسیدن به اجماع (بدون در نظر گرفتن دیدگاه‌های متضاد) تنوع ذاتی تیم و ارزش منحصر به فرد آن را تضعیف می‌کند. دسترسی به تجربیات، دانش و مهارت‌های منحصر به فرد تیم می‌تواند منجر به راه‌های جدیدی برای تفکر و حل مسئله شود. تیم‌هایی که یاد می‌گیرند این تنوع را بپذیرند، بیشتر به هماهنگی دست می‌یابند.

وقتی تیم‌ها می‌توانند نیروهای متضاد و تعارضات موجود در ساختار خود را مدیریت کنند، می‌توانند از اختلافات عبور کنند. چگونه؟ با شرکت در بحث‌های سازنده و بدون فیلتر که عاری از احساس ناامنی یا شرمندگی باشد. آن‌ها پتانسیل درگیری را به پتانسیل تنش خلاق تبدیل می‌کنند. اعضای تیم وقتی احساس امنیت می‌کنند که نظرات و دیدگاه‌های متضاد خود را بیان کنند، و این به هماهنگی یا کمال منجر می‌شود.

با پذیرش درگیری‌های سازنده و حفظ ایمنی روانی، تیم‌ها در واقع بیشتر به هماهنگی می‌رسند، نه کمتر.

پاتریک لنسینی، محقق و نویسنده تیم، توضیح می‌دهد: “تیم‌های بزرگ از یکدیگر دریغ نمی‌کنند. آن‌ها از بیان مشکلات خود نمی‌ترسند. آن‌ها اشتباهات، ضعف‌ها و نگرانی‌های خود را بدون ترس از عواقب اعتراف می‌کنند.”

📌 شاید این مطلب هم برایتان جالب باشد:رابطه بین تیپ ۱ و تیپ ۵ انیاگرام

چرا هماهنگی یک ویژگی قابل تحسین در تیم است؟

وقتی در یک تیم هماهنگی وجود دارد، یعنی روابط بین اعضا سالم است. در این حالت، توافق (اگرچه ممکن است توافق کامل نباشد)، هم‌راستایی، درگیری‌های سازنده و احساس امنیت، ارتباط و اعتماد وجود دارد. این تیم‌ها ویژگی‌های زیر را دارند:

  • همبستگی حول هدف مشترک
  • بازخورد صادقانه، سوالات و تبادل ایده‌ها
  • پاسخ‌های سنجیده و متفکرانه
  • حمایت و ارتباط متقابل
  • مسئولیت و پاسخگویی مشترک
  • بهره‌وری و عملکرد فردی بالا

این ویژگی‌ها به پیشرفت عمیق در جهت دیدگاه و اهداف مشترک کمک می‌کند و در نتیجه، اثربخشی و موفقیت تیم را افزایش می‌دهد.

در مقابل، در یک تیم غیرهماهنگ، وقتی روابط بین اعضا نادیده گرفته می‌شود، وقتی از درگیری‌ها اجتناب می‌شود یا به شیوه‌ای غیرسازنده با آن‌ها برخورد می‌شود، و وقتی چالش‌ها و مشکلات حل‌نشده باعث ایجاد شک و بی‌اعتمادی می‌شوند، ویژگی‌های زیر را مشاهده می‌کنیم:

  • واکنش‌های تند یا منفعل-تهاجمی
  • انرژی کاهش‌یافته
  • عدم حمایت (هیچ‌کس مسئولیت نمی‌پذیرد)
  • شرمندگی، طرد و احتمالاً تنبیه برای کسانی که صحبت می‌کنند
  • سرزنش‌های مکرر
  • عدم نوآوری به دلیل ترس یا بی‌توجهی به مخالفت
  • عدم مشارکت فردی
  • سطوح بالای استرس

در نهایت، این ویژگی‌ها منجر به کاهش بهره‌وری تیم و توقف پیشرفت می‌شود که در درازمدت به شکست تیم منجر خواهد شد.

یک مثال زیبا از طبیعت وجود دارد که نشان می‌دهد چرا هماهنگی در یک تیم مطلوب است.

به گفته دان کویل، این پرندگان که دسته ای و در قالب گروه پرواز می کنند، “نماد اوج عملکرد گروهی هستند: همبسته، همکار و چابک. آن‌ها هیچ‌گونه ‘مهارت نرم’ی ندارند؛ زیرا مغزهایشان به اندازه یک دانه برنج است. اما آن‌ها می‌توانند این‌گونه عمل کنند زیرا در یک چیز خوب هستند: توجه مداوم به سیگنال‌های کوچک ارتباط، فضا و جهت.” این پرندگان نشان‌دهنده هماهنگی بالقوه‌ای هستند که در یک تیم ممکن است. وقتی اعضا احساس کنند که به‌طور ایمن متصل هستند، اطلاعات دقیقی را به اشتراک می‌گذارند و می‌دانند که به کدام سمت حرکت کنند. وقتی احساس تعادل ایجاد می‌شود و در رویکرد آن‌ها هم‌راستایی (نه یکنواختی) وجود دارد.

تحلیل‌ها و تحقیقات اخیر نیز این موضوع را تأیید می‌کنند. گزارش‌های جهانی دلاویت درباره روندهای سرمایه انسانی و طراحی محیط کار نشان می‌دهد که تیم‌ها چقدر برای موفقیت سازمانی مهم هستند. به‌ویژه، نشان می‌دهند که تیم‌های موفق – که انتظارات عملکردی را برآورده می‌کنند – تیم‌هایی هستند که از درگیری‌ها اجتناب نمی‌کنند. این تیم‌ها قادرند به مسائل به محض بروز رسیدگی کنند، از دینامیک‌های تیمی و مراحل توسعه تیم آگاهند و به انگیزه‌ها، سبک‌ها، استعدادها، آرزوها و اشتیاق‌های اعضای فردی احترام می‌گذارند و از آن‌ها بهره‌برداری می‌کنند.

📌 بیشتر بخوانید:رابطه بین تیپ‌های 7 و تیپ 9 انیاگرام

چگونه انیاگرام می‌تواند به تیم‌ها در دستیابی به هماهنگی کمک کند؟

پروفایل یا سبک انیاگرام یک تیم، نتیجه تیپ‌های اصلی انیاگرام اعضای آن است. این سبک بینش زیادی درباره چگونگی ارتباط افراد با یکدیگر و همچنین با کل تیم و محیط اطراف آن‌ها ارائه می‌دهد.

درک انگیزه‌های اصلی اعضای تیم، الگوهای رفتاری ریشه‌دار و محرک‌ها، همچنین ارزش‌ها و انگیزه‌های جمعی تیم، به اعضا این فرصت را می‌دهد که هوش اجتماعی خود را تقویت کنند. آن‌ها می‌توانند به قطبیت‌های موجود بین اعضا بپردازند، رویکرد اعضا به درگیری و احترام را درک کنند و از تفاوت‌های بین اعضای تیم بهره‌برداری کنند. این بینش‌ها و دیدگاه‌ها از طریق انیاگرام، توانایی تیم را برای ایجاد هماهنگی افزایش می‌دهد.

با نگاهی به هر یک از سبک‌های ممکن تیم، می‌بینیم که هماهنگی ممکن است وقتی:

هماهنگی تیم‌ با تیپ 1

اعضای تیم نشان می‌دهند که در راستای دیدگاه و اهداف تیم، با استعداد، مسئول و اخلاقی هستند. اگر فرصت توسعه رویه‌ها و بهبود ساختار تیم فراهم شود، احتمالاً تیم تجربه‌ای از هماهنگی خواهد داشت. (به شرطی که سطح بالای خودکنترلی آن‌ها مانع از درگیری‌های سازنده نشود.)

هماهنگی تیم‌ با تیپ 2

اعضای تیم گرما، حمایت و توجه به جنبه‌های ارتباطی دیدگاه و اهداف تیم را نشان می‌دهند. اگر فرصت ارائه “مراقبت و توجه” به تلاش‌های تیم فراهم شود، احتمالاً حس هماهنگی به دست می‌آید. اما این ممکن است با تمایل تیم به بروز خشم در درگیری‌ها مختل شود و بهره‌وری درگیری را کاهش دهد.

هماهنگی تیم‌ با تیپ 3

اعضای تیم نشان می‌دهند که در تعیین و دستیابی به اهداف تیم، کارآمد و مؤثر هستند. اگر فرصت توسعه برنامه‌های اجرایی هدفمند و حل مسائل به شیوه‌های عملی فراهم شود، این تیم احتمالاً حس هماهنگی خواهد داشت. اما تمایل تیم به بحث و رقابت داخلی می‌تواند این حس هماهنگی را مختل کند.

هماهنگی تیم‌ با تیپ 4

اعضای تیم در کار بر روی دیدگاه و اهداف تیم، ارتباط، تخیل و بیان خود واقعی را نشان می‌دهند. اگر فرصت پیدا کردن اشتیاق و تمرکز بر زیبایی‌شناسی فراهم شود، این تیم احتمالاً تجربه‌ای از هماهنگی خواهد داشت. چالش برای این تیم می‌تواند از درون‌گرایی اعضا و احساسات شخصی ناشی شود.

هماهنگی تیم‌ با تیپ 5

اعضای تیم نشان می‌دهند که در کار بر روی دیدگاه و اهداف تیم، توانمند، منطقی و خودکفا هستند. اگر فرصت تمرکز و حل مسائل از طریق پرسش فراهم شود، این تیم می‌تواند حس هماهنگی را تجربه کند. اما این هماهنگی ممکن است کوتاه‌مدت باشد اگر اعضا از تماس حضوری غافل شوند و به‌طور مستقل کار کنند.

هماهنگی تیم‌ با تیپ 6

اعضای تیم در کار بر روی دیدگاه و اهداف تیم، تعهد، آگاهی از موقعیت و قابلیت اعتماد را نشان می‌دهند. اگر فرصت حل مشکلات و توسعه برنامه‌های اضطراری فراهم شود، چنین تیمی هماهنگی را تجربه خواهد کرد. این هماهنگی با تمایل تیم به بحث تقویت می‌شود، اما اگر تیم به عمل نپردازد، ممکن است تضعیف شود.

هماهنگی تیم‌ با تیپ 7

اعضای تیم در کار بر روی دیدگاه و اهداف تیم، بینش، تمایل به تحریک و خوش‌بینی را نشان می‌دهند. اگر فرصت کار با سرعت بالا و تنوع فراهم شود، تیم حس خاصی از هماهنگی خواهد داشت. اما انرژی بالا و تمایل به مثبت‌اندیشی ممکن است مانع از درگیری‌های سازنده شود و اجتناب از مسائل دشوار می‌تواند تیم را در چرخه‌ای غیرمفید و ناکارآمد گرفتار کند.

هماهنگی تیم‌ با تیپ 8

اعضای تیم نشان می‌دهند که محترم، با اعتماد به نفس و آماده اقدام به سمت دیدگاه و اهداف تیم هستند. اگر فرصتی برای هماهنگی با یک برنامه بزرگ یا یک رهبر عالی فراهم شود و بتوانند استراتژی تعیین کنند و اقدام مؤثری انجام دهند، تیم تجربه‌ای از هماهنگی خواهد داشت. اما اگر درگیری‌های تیمی با پرخاشگری همراه باشد، هماهنگی و بهره‌وری تیم به تدریج کاهش می‌یابد.

هماهنگی تیم‌ با تیپ 9

اعضای تیم نشان می‌دهند که مؤثر، صادق و هماهنگ نسبت به دیدگاه و اهداف تیم هستند. اگر فرصتی برای ایجاد توافق‌های برد-برد، تمرکز بر فرآیند و تسهیل گفتگو فراهم شود، تیم به هماهنگی که به شدت به آن نیاز دارد، دست خواهد یافت. اما این تیم معمولاً به قاطع بودن به عنوان یک ویژگی منفی نگاه می‌کند و از درگیری‌های سازنده اجتناب می‌کند. در طول زمان، این می‌تواند به طور قابل توجهی به هماهنگی و همبستگی تیم آسیب بزند.

📌 موضوع مشابه و کاربردی:رابطه بین دو تیپ ۳ انیاگرام

نتیجه‌گیری

تیم‌ها و افراد متنوعی که تشکیل‌دهنده آن‌ها هستند، بخشی از واقعیت سازمان‌های مدرن هستند. کمک به تیم‌ها برای دستیابی به وضعیت هماهنگی که به شدت با افزایش همبستگی و بهره‌وری تیم مرتبط است، اهمیت بالایی دارد.

درک ماهیت واقعی هماهنگی، عنصر اساسی این کار است. اگر فرض کنیم که هماهنگی فقط به معنای “نبود درگیری” است، به جزئیات این مفهوم پی نخواهیم برد. در نتیجه، تیم‌ها در دستیابی واقعی به هماهنگی دچار مشکل خواهند شد. وقتی بفهمیم که موفقیت یک تیم هماهنگ در توانایی آن برای بهره‌برداری از تنوع اعضا و فراهم کردن فضا و شرایط برای درگیری‌های سازنده است، به تیم کمال، تعادل و هماهنگی می‌بخشیم.

انیاگرام یک چارچوب عملی برای این کار فراهم می‌کند و به ما درک سبک‌های فردی و تیمی را می‌دهد. همچنین راه‌هایی برای پذیرش و مدیریت پارادوکس‌ها و قطبیت‌های موجود در تیم‌ها را نشان می‌دهد. با این کار، سازمان‌ها می‌توانند از تنوع اعضای تیم بهره‌برداری کنند و به آن‌ها کمک کنند که درگیری‌های سازنده به معنای پیروزی نیست، بلکه به معنای ایمنی روانی و عمیق‌تر کردن درک ما از حقیقت است.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 5 / 5. تعداد رای‌ها: 150

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

درباره حسام الدین عالمیان

از روزی که اولین سایت انگلیسی خودم رو راه اندازی کردم حدود 5 سالی میگذره. البته من 15 ساله که وب سایت های مختلف و کسب و کارهای آنلاین زیادی رو هم راه اندازی کرده بودم و هنوز هم ادارشون میکنم. تو این مدت یک نفره همه کارهای سایت رو انجام می دادم. اونم سایت انگلیسی با مخاطب و بازدیدکننده از سرتاسر دنیا. اینکه محتوا تولید کنم، اینکه روی سئو سایت کار کنم، اینکه امنیت سایت رو بالا ببرم و جلوی هکرها و خرابکارها رو بگیرم. اینکه درآمد دلاری رو نقدش کنم و به راه های افزایش درآمد فکر کنم. نتیجش این شد که تونستم به بازدیدکننده بالایی روی سایت برسم. روزی نزدیک 70هزار بازدیدکننده از گوگل. و تونستم چیزی که همیشه آرزوش رو داشتم، یک سایت انگلیسی با بازدیدکننده بالا از سرتاسر دنیا.

  1. بابک گفت:

    لطفاً در مقالات بعدی درباره نحوه فیدبک دادن به تیپ‌های مختلف شخصیتی هم بنویسید.

    1. 9persona.ir گفت:

      حتماً بابک عزیز. پیشنهاد فوق‌العاده‌ای بود. فیدبک موثر باید شخصی‌سازی شود تا بیشترین تأثیر را بگذارد. به زودی در این باره محتوایی منتشر می‌کنیم.

  2. شیوا گفت:

    در تیم‌های کوچک هم این موضوع به همین اندازه حیاتی است یا فقط برای سازمان‌های بزرگ صدق می‌کند؟

    1. 9persona.ir گفت:

      در تیم‌های کوچک حتی حیاتی‌تر است! چون هر نفر وزن بیشتری در خروجی نهایی دارد و ناهماهنگی یک نفر می‌تواند کل پروژه را با شکست مواجه کند.

  3. سامان گفت:

    بسیار آموزنده بود. مخصوصاً بخش مربوط به ارزش دادن به دیدگاه‌های منحصر به فرد.

  4. پریناز گفت:

    استفاده از تست‌های شخصیتی در زمان استخدام چقدر اخلاقی است؟ آیا باعث برچسب زدن به افراد نمی‌شود؟

    1. 9persona.ir گفت:

      نکته ظریفی است. تست‌ها نباید برای حذف افراد استفاده شوند، بلکه باید برای چیدمان درست نقش‌ها به کار روند. اخلاق حرفه‌ای حکم می‌کند که نتایج تست‌ها محرمانه بماند و فقط برای توسعه تیم استفاده شود.

  5. حامد گفت:

    من به عنوان یک کوچ، همیشه روی ‘ایمنی روانی’ تاکید دارم. فکر می‌کنم تا زمانی که افراد احساس امنیت نکنند، تفاوت‌هایشان را بروز نمی‌دهند.

    1. 9persona.ir گفت:

      کاملاً درست است جناب حامد. ایمنی روانی (Psychological Safety) بستری است که اجازه می‌دهد تنوع شخصیتی به شکوفایی و هماهنگی منجر شود.

  6. مونا گفت:

    آیا ممکنه تنوع بیش از حد باعث بشه تیم هیچ‌وقت به تصمیم نهایی نرسه؟

    1. 9persona.ir گفت:

      بله مونا جان، اگر ‘ساختار تصمیم‌گیری’ مشخصی وجود نداشته باشد، تنوع زیاد منجر به تحلیل‌رفتگی می‌شود. راه حل، تعیین یک ددلاین مشخص و داشتن یک تسهیل‌گر در جلسات است.

  7. فرهاد گفت:

    واقعاً هماهنگی تیم‌های متنوع مثل یک پازل است که هر قطعه جای خودش را دارد. ممنون از مقاله مفیدتون.

  8. نازنین گفت:

    این موضوع برای تیم‌های ریموت (دورکار) هم صادق است؟ چون در فضای آنلاین درک شخصیت افراد سخت‌تر است.

    1. 9persona.ir گفت:

      در تیم‌های دورکار، اهمیت این موضوع دوچندان است. چون زبان بدن حذف شده، شناخت تیپ شخصیتی کمک می‌کند منظور پیام‌های متنی را بهتر درک کنیم و از سوءتفاهم جلوگیری شود.

  9. رضا گفت:

    چطور می‌توانیم در جلسات طوفان فکری، از غلبه تیپ‌های شخصیتی برون‌گرا بر درون‌گراها جلوگیری کنیم؟

    1. 9persona.ir گفت:

      سوال عالی بود رضا عزیز. یکی از روش‌ها، استفاده از متد Brainwriting است؛ یعنی ابتدا همه نظراتشان را می‌نویسند و بعد به اشتراک می‌گذارند. این کار اجازه می‌دهد ایده‌های ارزشمند درون‌گراها هم شنیده شود.

  10. سپیده گفت:

    نکته جالبی درباره ‘نبودن درگیری’ گفتید. واقعاً صلح ظاهری گاهی نشانه رکود تیم است نه هماهنگی.

    1. 9persona.ir گفت:

      دقیقاً همین‌طور است سپیده جان. ما به این پدیده ‘Artificial Harmony’ یا هماهنگی مصنوعی می‌گوییم. تیمی که درگیری فکری ندارد، خلاقیتش را از دست می‌دهد.

  11. کاوه گفت:

    من فکر می‌کنم در فرهنگ سازمانی ما، هنوز پذیرش تفاوت‌ها جا نیفتاده و همه به دنبال تیمی هستند که بله‌قربان‌گو باشند.

  12. فرناز گفت:

    خیلی ممنون از محتوای خوبتان. آیا دوره‌ای برای آموزش این مهارت‌ها به مدیران میانی دارید؟

    1. 9persona.ir گفت:

      بله فرناز عزیز، ما در مجموعه‌مان دوره‌های تخصصی ‘مدیریت تیم بر اساس تیپ‌های شخصیتی’ را برگزار می‌کنیم. می‌توانید برای جزئیات بیشتر به بخش خدمات سایت مراجعه کنید.

  13. مهدی گفت:

    به نظر شما استفاده از ابزارهایی مثل Enneagram چقدر می‌تواند به هماهنگی تیم‌های استارتاپی که تحت فشار بالا هستند کمک کند؟

    1. 9persona.ir گفت:

      در محیط‌های پرفشار مثل استارتاپ‌ها، انیاگرام فوق‌العاده است؛ چون به ما می‌گوید هر فرد تحت استرس چه واکنشی نشان می‌دهد. این دانش به اعضا کمک می‌کند در لحظات بحرانی، همدلی بیشتری با هم داشته باشند.

  14. زهرا گفت:

    مقاله به درستی به ارزش دیدگاه‌های مخالف اشاره کرد. در متدولوژی Agile هم بر این تنوع برای بهبود مستمر تأکید زیادی شده است.

  15. پیمان گفت:

    نقش مدیر در این ارکستر دقیقاً کجاست؟ آیا مدیر هم باید تیپ شخصیتی خاصی داشته باشد؟

    1. 9persona.ir گفت:

      مدیر نقش رهبر ارکستر را دارد. لزوماً نباید تیپ خاصی داشته باشد، اما باید ‘انعطاف‌پذیری رفتاری’ بالایی داشته باشد تا بتواند با هر فرد مطابق با مدل ذهنی او ارتباط برقرار کند.

  16. نیلوفر گفت:

    من در تیمی کار می‌کنم که همه تیپ شخصیتی مشابهی داریم (همه ایده‌پرداز هستیم). متأسفانه در مرحله اجرا همیشه به مشکل می‌خوریم چون کسی به جزئیات دقت نمی‌کند.

    1. 9persona.ir گفت:

      این یک مثال کلاسیک از ‘تیم همگن’ است که مقاله به آن اشاره کرد. شما به یک فرد با تیپ شخصیتی اجرایی و جزئی‌نگر نیاز دارید تا تعادل برقرار شود. تنوع در تیپ‌های شخصیتی از غرق شدن تیم در یک بعد خاص جلوگیری می‌کند.

  17. علیرضا گفت:

    آیا تست‌های شخصیت‌شناسی ابزار کافی برای چیدن یک تیم هستند یا باید به فاکتورهای دیگری مثل هوش هیجانی (EQ) هم توجه کرد؟

    1. 9persona.ir گفت:

      سوال بسیار هوشمندانه‌ای بود. تیپ شخصیتی پتانسیل‌ها را نشان می‌دهد، اما EQ تعیین‌کننده نحوه مدیریت این پتانسیل‌ها در تعامل با دیگران است. برای هماهنگی کامل، هر دو فاکتور در کنار تخصص فنی (Hard Skills) باید بررسی شوند.

  18. مریم گفت:

    مطلبتان خیلی کاربردی بود. به نظر من وجود یک تیپ شخصیتی ‘منتقد’ در تیم‌های اجرایی الزامی است تا ریسک‌ها را قبل از وقوع شناسایی کنند.

  19. امیرحسین گفت:

    در تیم ما تنوع شخصیتی زیاد است اما گاهی این تفاوت‌ها منجر به اصطکاک شدید می‌شود. چطور می‌توانیم از مرحله درگیری به مرحله هماهنگی برسیم؟

    1. 9persona.ir گفت:

      امیرحسین عزیز، اولین قدم ایجاد ‘آگاهی’ است. وقتی اعضای تیم با مدل‌هایی مثل DISC یا MBTI آشنا شوند، متوجه می‌شوند که رفتار همکارشان ریشه در تیپ شخصیتی دارد، نه لجبازی. این درک متقابل، تنش را به همکاری تبدیل می‌کند.

  20. سارا گفت:

    تشبیه ارکستر و موسیقی واقعاً عالی بود. همیشه فکر می‌کردم هماهنگی یعنی همه مثل هم فکر کنند، اما این مقاله دیدگاهم را تغییر داد که تفاوت‌ها چطور می‌توانند مکمل باشند.

    1. 9persona.ir گفت:

      دقیقاً همین‌طور است سارا جان. در بیزنس کوچینگ، ما تلاش می‌کنیم به رهبران یاد بدهیم که تفاوت‌های شخصیتی نه تنها مانع نیستند، بلکه ابزاری برای پوشش نقاط ضعف یکدیگرند. هنر در ترکیب این نت‌های متفاوت است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *