هوش هیجانی

چگونه با افرادی که از آن‌ها ناراحت هستم، همدلی کنم

چگونه با افرادی که از آن‌ها ناراحت هستم، همدلی کنم
5
(205)

تمرین همدلی، به‌ویژه با کسانی که آن‌ها را دوست نداریم یا نمی‌فهمیم، کار آسانی نیست. برای بسیاری، دید و بازدید عید نوروز معمولاً با اضطراب و ناراحتی همراه است، به‌خصوص به خاطر دیدارهای خانوادگی.

من همیشه سعی می‌کنم بهترین‌ها را در افراد ببینم، اما واقعیت این است که همدلی با برخی افراد راحت‌تر از دیگران است. در حالی که ارتباط با افرادی که ما را آزار می‌دهند چالش‌برانگیز است، پر کردن این فاصله می‌تواند به طرز غیرمنتظره‌ای معجزه کند.

در اینجا برخی از سوالاتی که مردم از شنیدن آن‌ها متنفرند، اما می‌دانند که در دیدارهای خانوادگی حتماً پرسیده می‌شود، آمده است:

  • “چرا وزن اضافه کرده‌ای؟”
  • “چرا اینقدر لاغر هستی؟”
  • “آیا پسری پیدا کرده‌ای؟”
  • “کی ازدواج می‌کنید؟”
  • “کی بچه‌دار می‌شوید؟”
  • “آیا بعد از از دست دادن شغلت، توانسته‌ای شغل جدیدی پیدا کنی؟”
  • “چقدر درآمد داری؟”
  • “آیا ضررهایت را جبران کرده‌ای؟”
  • “شنیدم که در دوران کرونا زمان سختی را گذراندی. آیا کسب‌وکارت بهتر شده است؟”

برای کسانی که این سوالات را می‌پرسند، نکاتی برای فکر کردن وجود دارد:

اینکه کسی را به یاد چیزی حساس بیندازید، فقط به این دلیل که زندگی شما خوب است، واقعاً به شما مربوط نیست.

آیا می‌دانید که این سوالات واقعاً مناسب نیستند و به احتمال زیاد باعث می‌شوند فرد احساس بدتری داشته باشد یا حداقل بی‌تفاوت شود؟

آیا با یادآوری درد کسی به خودتان احساس بهتری می‌کنید؟

اگر اوضاع تغییر نکرده باشد یا واقعاً تغییر کرده باشد، چه احساسی برای شما دارد؟

آیا این احساس حال شما را بهتر می‌کند؟

آیا این یک نقطه کور یا نشانه‌ای از برتری برای شماست که با دانستن حقیقت دیگران احساس بهتر یا بدتری داشته باشید؟

آیا آماده‌اید که اگر واقعاً شرایط طرف مقابل تغییر نکرده و خوب نباشد، برایش کاری بکنید یا کمکی به او کنید؟

در غیر این صورت، چرا سوال می‌پرسید؟

این دیدگاه من برای کسانی است که این سوالات را معمولا از دیگران می شنوند:

ما به شکل‌های متفاوتی بزرگ شده‌ایم: برخی افراد در محیط‌های سمی بزرگ شده‌اند که هیچ محدودیتی وجود ندارد. من بیشتر احساس ترحم می‌کنم تا خشم. ما نیازی به پاسخگویی یا دفاع نداریم. من فقط به سوالاتی که راحت هستم پاسخ می‌دهم.

کنترل و تأثیر: وقتی چنین سوالاتی را دریافت می‌کنیم، در یکی از سه حالت ذهنی هستیم. آیا من کاملاً کنترل دارم؟ آیا کنترل ندارم؟ آیا بر نحوه پاسخ به این سوال تأثیر دارم؟

بسته به درک و اعتماد به نفس شما، این متفاوت خواهد بود. من انتخاب می‌کنم که بر اکثر شرایط کنترل داشته باشم. اگر احساس راحتی کنم، پاسخ می‌دهم و به کسی می‌گویم که ترجیح می‌دهم گذشته را فراموش کنم و درباره چیزهایی صحبت کنم که خوشحال‌ترم.

ما در مکان‌های متفاوتی هستیم: شما با انواع مختلفی از افراد ملاقات خواهید کرد. افرادی که موفقیت های خود را به نمایش می‌گذارند، افراد متواضع، افراد ساکت، افراد پر سر و صدا و یا افراد خجالتی. شما نیازی به تقلید از کسی ندارید زیرا ما اساساً متفاوت هستیم.

با این حال، پس از سال‌ها مشاهده رفتارهای مختلف، به این نتیجه رسیده‌ام که افراد “شو کننده و یا نمایش دهنده” که بدون وقفه درباره خود و موفقیت هایشان صحبت می‌کنند و سعی دارند شما را تحقیر کنند، در واقع احساس خوبی درباره خود ندارند. و به همین دلیل دائماً نیاز دارند که خود را بزرگ‌تر و بهتر از چیزی که هستند نشان دهند.

افراد موفق و متواضع به قدری ریشه‌دار هستند که به ندرت نیاز دارند به خود یادآوری کنند که چقدر خوش‌شانس هستند، زیرا هر ثانیه از زندگی خود را تجربه می‌کنند.

از منظر هوش هیجانی، ۵ تمرین وجود دارد که می‌تواند توانایی شما را برای گذر از بی‌تفاوتی به همدلی افزایش دهد:

گوش دادن فعال: به فرد سخن‌گو توجه کامل داشته باشید. به کلمات و همچنین احساسات و زبان بدن آن‌ها گوش دهید. با آن‌ها هم‌گام شوید و آنچه را که می‌شنوید منعکس کنید تا نشان دهید واقعاً حضور دارید. آن‌ها ممکن است متوجه شوند که شما واقعاً علاقه‌مند هستید و جو تغییر کند.

خود را به جای آن‌ها بگذارید: تصور کنید اگر در موقعیت آن‌ها بودید چه احساسی داشتید. سعی کنید دیدگاه، تجربیات و احساسات آن‌ها را درک کنید و دنیا را از دیدگاه آن‌ها ببینید. ما از مرور دنیای خود کمتر یاد می‌گیریم، اما همه چیز در دنیای دیگران جدید است.

کنجکاوی را پرورش دهید: سوالات غیرقضاوتی و باز بپرسید. تمایل خود را برای درک افکار و احساسات آن‌ها نشان دهید بدون اینکه نظرات خود را تحمیل کنید یا فرضیه ای بسازید.

احساسات آن‌ها را تأیید کنید: احساسات آن‌ها را حتی اگر با آن‌ها مخالف باشید یا به‌طور کامل درک نکنید، بپذیرید. این کار نشان می‌دهد که شما اهمیت می‌دهید.

خوداندیشی را تمرین کنید: به تعصبات، پیش‌داوری‌ها و تصورات خود فکر کنید که ممکن است مانع از توانایی شما در همدلی شود.

با ادغام این ۵ تمرین مبتنی بر هوش هیجانی در تعاملات خود با افرادی که در درک آن‌ها مشکل دارید، می‌توانید مهارت همدلی خود را تقویت کرده و ارتباطات معنادارتری برقرار کنید.

همان‌طور که می‌گویند، تمرین باعث کمال می‌شود، یا حداقل آن را آسان‌تر می‌کند، پس امروز امتحان کنید و فواید آن را در زندگی حرفه‌ای و شخصی خود مشاهده کنید.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 5 / 5. تعداد رای‌ها: 205

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

درباره حسام الدین عالمیان

از روزی که اولین سایت انگلیسی خودم رو راه اندازی کردم حدود 5 سالی میگذره. البته من 15 ساله که وب سایت های مختلف و کسب و کارهای آنلاین زیادی رو هم راه اندازی کرده بودم و هنوز هم ادارشون میکنم. تو این مدت یک نفره همه کارهای سایت رو انجام می دادم. اونم سایت انگلیسی با مخاطب و بازدیدکننده از سرتاسر دنیا. اینکه محتوا تولید کنم، اینکه روی سئو سایت کار کنم، اینکه امنیت سایت رو بالا ببرم و جلوی هکرها و خرابکارها رو بگیرم. اینکه درآمد دلاری رو نقدش کنم و به راه های افزایش درآمد فکر کنم. نتیجش این شد که تونستم به بازدیدکننده بالایی روی سایت برسم. روزی نزدیک 70هزار بازدیدکننده از گوگل. و تونستم چیزی که همیشه آرزوش رو داشتم، یک سایت انگلیسی با بازدیدکننده بالا از سرتاسر دنیا.

  1. کاوه گفت:

    فکر می‌کنم یادگیری فنون مذاکره و ارتباط مؤثر، نه تنها برای کسب‌وکار، بلکه برای زندگی شخصی و روابط خانوادگی هم ضروریه. این مقاله یه شروع عالی برای پرداختن به این موضوعات بود.

    1. 9persona.ir گفت:

      دقیقاً همینطور است. مهارت‌های ارتباط مؤثر و مذاکره، ستون فقرات موفقیت در تمامی جنبه‌های زندگی هستند. چه در یک جلسه هیئت مدیره و چه در یک دورهمی خانوادگی، توانایی بیان نیازها، گوش دادن فعال و مدیریت تعارضات، به شما کمک می‌کند تا روابط سالم‌تر و نتیجه‌بخش‌تری ایجاد کنید. این مهارت‌ها قابل یادگیری و توسعه هستند و تمرین مداوم آنها، زندگی را بهبود می‌بخشد.

  2. نگین گفت:

    اینکه چطور با سوالات ‘چرا لاغر شدی؟’ یا ‘چرا چاق شدی؟’ کنار بیام، همیشه چالش بوده. به نظرم این نوع حرف‌ها خیلی بیشتر از آنچه به نظر می‌رسد، روی اعتماد به نفس آدم تأثیر می‌ذاره.

    1. 9persona.ir گفت:

      کاملاً درست می‌فرمایید. سوالات درباره ظاهر فیزیکی می‌تواند به طور مستقیم بر ‘تصویر بدنی’ (Body Image) و عزت نفس فرد تأثیر منفی بگذارد. راهکار این است که به جای دفاع از خود، با ‘اعلام مرز’ قاطعانه و در عین حال محترمانه، به این قبیل سوالات پایان دهید. مثلاً: ‘ترجیح می‌دهم کسی در مورد ظاهرم نظر ندهد، این یک موضوع کاملاً شخصی است.’ این کار به شما کمک می‌کند کنترل روایت را در دست بگیرید و مرزهای خود را تقویت کنید.

  3. سیامک گفت:

    در جلسات کوچینگ، ما مراجعین رو تشویق می‌کنیم که مهارت ‘پرسشگری قدرتمند’ رو توسعه بدن. اما این مقاله نشون میده که گاهی باید روی ‘پرسشگری مسئولانه’ هم کار کنیم.

    1. 9persona.ir گفت:

      نکته بسیار ارزشمندی را مطرح کردید. ‘پرسشگری قدرتمند’ در کوچینگ برای ایجاد بینش و اقدام در مراجع ضروری است، اما باید همواره با ‘پرسشگری مسئولانه’ همراه باشد. این یعنی احترام به حریم خصوصی، توجه به وضعیت روحی مراجع و عدم ورود به مناطق حساس بدون اجازه. در واقع، مرز بین این دو نوع پرسشگری، نشان‌دهنده حرفه‌ای‌گری و اخلاق کوچ است.

  4. آوا گفت:

    بسیار کاربردی و به موقع! متشکرم از مطلب خوبتون.

  5. بهرام گفت:

    من برای عید امسال می‌خوام روش مقاله شما رو امتحان کنم. به جای عصبانی شدن، فقط گوش بدم و سعی کنم بفهمم چرا اون شخص این حرف رو میزنه. امیدوارم جواب بده!

    1. 9persona.ir گفت:

      این یک گام شجاعانه و سازنده است. تمرکز بر ‘درک کردن به جای قضاوت کردن’ می‌تواند نتایج غیرمنتظره‌ای داشته باشد. حتی اگر نتوانستید کاملاً با فرد مقابل همدلی کنید، این رویکرد به شما کمک می‌کند آرامش درونی خود را حفظ کنید و کمتر درگیر احساسات منفی شوید. موفق باشید!

  6. مهسا گفت:

    در متد Enneagram هم به تیپ‌هایی اشاره میشه که به طور طبیعی کنجکاوی زیادی در مورد زندگی دیگران دارن. شناخت این تیپ‌ها شاید به همدلی بیشتر کمک کنه.

    1. 9persona.ir گفت:

      تحلیل شما درست است. متدهای شخصیت‌شناسی مانند Enneagram یا MBTI می‌توانند به ما کمک کنند تا الگوهای رفتاری و انگیزه‌های مختلف را درک کنیم. وقتی می‌دانیم برخی افراد به دلیل تیپ شخصیتی‌شان کنجکاوی بیشتری دارند، می‌توانیم به جای تهاجمی تلقی کردن رفتارشان، با رویکردی آگاهانه‌تر و همدلانه‌تر پاسخ دهیم و مرزهایمان را مشخص کنیم.

  7. محسن گفت:

    این نوع سوالات میتونه روی سلامت روان افراد تاثیر منفی زیادی بذاره، مخصوصاً اونایی که تو شرایط حساس هستن. آگاهی‌بخشی در این زمینه واقعاً لازمه.

    1. 9persona.ir گفت:

      کاملاً همینطور است. ‘بمباران سوالات’ (Question Bombing) می‌تواند به اضطراب، عزت نفس پایین و حتی افسردگی منجر شود. آگاهی‌بخشی عمومی در مورد حساسیت‌های فردی و اهمیت احترام به حریم خصوصی، نقش مهمی در ارتقاء سلامت روان جامعه دارد. اینجاست که نقش کوچ‌ها و متخصصان در آموزش مهارت‌های ارتباطی و همدلی پررنگ می‌شود.

  8. لیلا گفت:

    یکی از نکات کلیدی که یاد گرفتم، تعیین مرزهاست. وقتی مرزها مشخص باشن، دیگران کمتر به خودشون اجازه ورود به حریم خصوصی رو میدن. اما این مرزبندی چطور باید بدون درگیری انجام بشه؟

    1. 9persona.ir گفت:

      مرزبندی بدون درگیری نیازمند تمرین و استفاده از ‘ارتباطات غیرخشونت‌آمیز’ (Non-Violent Communication) است. به جای ‘شما همیشه…’، از جملات ‘من احساس می‌کنم وقتی شما…’ استفاده کنید. به وضوح بگویید چه چیزی برای شما قابل قبول است و چه چیزی نیست، بدون اینکه به سرزنش یا قضاوت بپردازید. مثلاً: ‘من احساس راحتی نمی‌کنم که در مورد وزنم صحبت کنم.’ این کار به تدریج مرزهای شما را روشن می‌کند.

  9. احمد گفت:

    به نظرم ریشه این سوالات اغلب نه malicious، بلکه از کنجکاوی یا حتی دلسوزی ناآگاهانه‌ست. هنر اینه که چطور این کنجکاوی رو مدیریت کنیم که به حریم خصوصی لطمه نزنه.

    1. 9persona.ir گفت:

      این بینش شما بسیار دقیق است. درک نیت پشت سوال (حتی اگر نیت خوب، نتیجه نامناسبی داشته باشد) نقطه شروع همدلی است. مدیریت این کنجکاوی نیازمند ‘قاطعیت مؤدبانه’ (Assertive Politeness) است؛ یعنی بیان مرزهای خود به شکلی که احترام طرف مقابل نیز حفظ شود. می‌توانید بگویید: ‘ممنون از دلسوزیتون، اما ترجیح می‌دهم این موضوع رو شخصی نگه دارم.’

  10. پریسا گفت:

    گاهی اوقات خودمون هم ناخواسته ممکنه چنین سوالاتی بپرسیم. این مقاله تلنگر خوبی بود که بیشتر به حرف‌ها و سوالاتم فکر کنم. ممنون.

  11. امیر گفت:

    من واقعاً خسته شدم از این مدل سؤالات. هر سال همین بساطه. کاش یه سری جملات آماده داشتیم که می‌شد در جواب این جور آدم‌ها گفت!

    1. 9persona.ir گفت:

      درک می‌کنیم که این شرایط می‌تواند فرسایشی باشد. برای پاسخ‌های آماده، می‌توانید بسته به موقعیت از گزینه‌های زیر استفاده کنید: 1. ‘ترجیح می‌دهم در مورد این موضوع در جمع صحبت نکنم.’ 2. ‘ممنون از توجهتون، ولی همه چیز خوبه.’ 3. ‘من الان ترجیح می‌دهم از عید و جمع بودن لذت ببرم.’ 4. ‘سوال جالبیه، اما من همیشه دوست دارم در مورد مسائل عمومی‌تر صحبت کنم.’ کلید، حفظ آرامش و استفاده از لحن محترمانه است.

  12. زهرا گفت:

    به عنوان یک کوچ، همیشه روی این تمرکز دارم که مراجعینم چطور می‌تونن هوش هیجانی خودشون رو تقویت کنن. این مقاله مصادیق خیلی خوبی رو ارائه داده بود. در بیزینس کوچینگ هم همدلی با ذی‌نفعان مختلف واقعاً مهمه.

    1. 9persona.ir گفت:

      دقیقاً، در بیزینس کوچینگ، همدلی با ذی‌نفعان (مشتریان، کارمندان، شرکا) سنگ بنای تصمیم‌گیری‌های استراتژیک و ایجاد روابط پایدار است. درک عمیق نیازها و نگرانی‌های آنها، به رهبران کمک می‌کند تا راهکارهای مؤثرتر و پایدارتری ارائه دهند و در بلندمدت، به موفقیت کسب‌وکار بیفزایند.

  13. محمد گفت:

    من سعی می‌کنم وقتی کسی سوالات شخصی می‌پرسه، به جای دفاعی شدن، ازش بپرسم ‘چرا این سوال رو می‌پرسی؟’ یا ‘چه کمکی از من برمیاد؟’. گاهی اوقات واقعاً قصد کمک دارن، ولی بلد نیستن.

    1. 9persona.ir گفت:

      این رویکرد شما بسیار قدرتمند و هوشمندانه است. پرسیدن ‘چرا این سوال را می‌پرسی؟’ به شما کمک می‌کند نیت پشت سوال را درک کنید و به فرد مقابل فرصت می‌دهد تا در مورد چرایی حرفش فکر کند. این یک تکنیک عالی برای ‘پرسشگری هدایت‌کننده’ است که می‌تواند مکالمه را از یک مسیر تهاجمی به یک گفتگوی سازنده‌تر تغییر دهد.

  14. نرگس گفت:

    دقیقا به موقع! من الان درگیر یه همچین موقعیتی هستم و این مقاله مثل یه راهنما بود. ممنون!

  15. حسین گفت:

    گاهی احساس می‌کنم این افراد خودشون هم قربانی یه الگوی ارتباطی غلط هستن. یعنی نمی‌دونن چطور سوال درست بپرسن و همدلی نشون بدن. آیا راهی هست که بشه این چرخه رو شکست؟

    1. 9persona.ir گفت:

      بله، دقیقاً. اغلب این افراد قصد بدی ندارند، بلکه مهارت‌های ارتباطی ضعیفی دارند. شما می‌توانید با ‘مدل‌سازی رفتارهای مثبت’ (Positive Behavior Modeling) به طور غیرمستقیم به آنها کمک کنید. یعنی خودتان با پرسیدن سوالات باز و سازنده، یا با نشان دادن همدلی بدون قضاوت، الگویی برای آنها باشید. گاهی اوقات، یک مکالمه آرام و خصوصی درباره تأثیر سوالات می‌تواند مؤثر باشد، اما این کار نیاز به سنجش موقعیت و آمادگی فرد مقابل دارد.

  16. مریم گفت:

    موضوع همدلی عمیقاً با هوش هیجانی (EQ) در ارتباطه. این مقاله یادآوری خوبی بود که چقدر باید روی این مهارت کار کنیم، مخصوصاً در روابط چالش‌برانگیز. ممنون.

    1. 9persona.ir گفت:

      بسیار نکته‌سنجانه اشاره کردید. همدلی یکی از ارکان اصلی هوش هیجانی است. توسعه EQ به ما کمک می‌کند نه تنها احساسات خود را بهتر مدیریت کنیم، بلکه احساسات و انگیزه‌های پنهان دیگران را نیز درک کنیم. این درک عمیق، امکان برقراری ارتباطات مؤثرتر و مدیریت هوشمندانه‌تر تعارضات را فراهم می‌آورد.

  17. رضا گفت:

    مقاله عالی بود. در مورد سؤالاتی مثل ‘چقدر درآمد داری؟’ یا ‘آیا ضررهات رو جبران کردی؟’ که مستقیم به مسائل مالی برمی‌گرده، بهترین راهکار برای مدیریت بحث چیه؟ چون معمولا نمی‌خوام اطلاعات شخصی بدم.

    1. 9persona.ir گفت:

      برای سوالات مالی بسیار شخصی، می‌توانید از پاسخ‌های عمومی و بدون جزئیات استفاده کنید. مثلاً: ‘خداروشکر زندگیم می‌گذره و در حال تلاش برای بهبود هستم’ یا ‘من در مورد مسائل مالی خیلی خصوصی صحبت نمی‌کنم، ولی ممنون که جویای احوالم هستید.’ سپس سریعاً بحث را به سمت علاقه‌مندی‌های مشترک یا موضوعات عمومی‌تر سوق دهید. مهم این است که با اعتماد به نفس و ادب، مرزهای خود را حفظ کنید.

  18. سارا گفت:

    محتوای بسیار خوبی بود. در محیط کار هم گاهی با همکارانی مواجه می‌شیم که پرسش‌های مشابهی دارن یا ناخواسته باعث رنجش میشن. فکر می‌کنم این مهارت‌ها برای مدیران و کوچ‌ها حیاتیه.

    1. 9persona.ir گفت:

      کاملاً با شما موافقم. مهارت همدلی و مدیریت مکالمات چالش‌برانگیز، ستون‌های اصلی رهبری مؤثر و کوچینگ در محیط کار هستند. یک مدیر یا کوچ توانمند می‌تواند با ایجاد فضایی از اعتماد و احترام، تیم خود را به سمت ارتباطات سازنده‌تر هدایت کند و از آسیب‌های ناشی از پرسش‌های نامناسب جلوگیری کند.

  19. علی گفت:

    همدلی با آدم‌های منفی یا اونایی که مدام زخم زبون می‌زنن، واقعاً سخته. گاهی حس می‌کنم خودم انرژی‌ام تحلیل میره. چطور میشه بدون اینکه خودمون آسیب ببینیم، همدلی کنیم؟

    1. 9persona.ir گفت:

      این دغدغه کاملاً بجاست. برای همدلی مؤثر بدون آسیب دیدن خودتان، دو استراتژی کلیدی وجود دارد: اول، ‘مرزبندی هیجانی’ (Emotional Boundary Setting) به این معنا که اجازه ندهید احساسات منفی دیگران کاملاً شما را فرابگیرد؛ دوم، تمرکز بر ‘گوش دادن فعال’ (Active Listening) به جای درگیر شدن در محتوا. گاهی افراد فقط نیاز دارند شنیده شوند. پس از گوش دادن، نیازی نیست حتماً راه‌حل ارائه دهید؛ فقط درک خود را نشان دهید و در صورت لزوم، موضوع را تغییر دهید.

  20. فاطمه گفت:

    وای دقیقا! این سوالات برای من همیشه کابوس عید بوده، مخصوصاً ‘کی ازدواج می‌کنی؟’. واقعاً ممنون که به این موضوع پرداختید، حداقل حس می‌کنم تنها نیستم.

    1. 9persona.ir گفت:

      متوجه ناراحتی شما از این سوالات پرتکرار هستیم. در چنین مواقعی، می‌توانید با آرامش و قاطعیت، پاسخ‌های کوتاه و کلی بدهید (مثلاً: ‘هر وقت زمانش برسه!’ یا ‘به وقتش حتماً خبر میدم’) و سپس سریعاً بحث را به سمت دیگری هدایت کنید. تکنیک ‘تغییر مسیر مودبانه’ (Polite Redirection) به شما کمک می‌کند کنترل مکالمه را در دست بگیرید بدون اینکه مرزهایتان نادیده گرفته شوند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *