بلاگ
فراتر از ۹ تیپ: معرفی غرایز سهگانه انیاگرام (جنسی، اجتماعی، حفظ خود) در محیط کار
- آیا تا به حال فکر کردهاید چرا برخی همکاران به شدت روی امنیت شغلی و جزئیات مالی تمرکز دارند، در حالی که برخی دیگر در هر موقعیتی به دنبال ایجاد ارتباط و کار گروهی هستند؟
- چرا بعضی از افراد در محیط کار به دنبال شور و اشتیاق و ارتباطات عمیق یکبهیک هستند و از کارهای روتین بیزارند؟
- آیا ممکن است یک لایه شخصیتی عمیقتر از تیپهای نهگانه انیاگرام وجود داشته باشد که این تفاوتهای کلیدی را توضیح دهد؟
- چگونه میتوان با درک این تفاوتها، تعارضات تیمی را کاهش داد و به همکاری مؤثرتری دست یافت؟
در این مقاله جامع، ما به تمام این سوالات و بیشتر از آن پاسخ خواهیم داد. اگر با سیستم انیاگرام آشنا هستید، احتمالاً تیپ شخصیتی خود را میشناسید. اما انیاگرام فقط به ۹ تیپ محدود نمیشود. یک بعد حیاتی دیگر به نام «غرایز» وجود دارد که انگیزههای بنیادین و ناخودآگاه ما را شکل میدهد. درک غرایز انیاگرام در کار به شما کمک میکند تا بفهمید چرا شما و همکارانتان به شیوههای متفاوتی به استرس، اولویتها و ارتباطات واکنش نشان میدهید. این دانش ابزاری قدرتمند برای بهبود روابط حرفهای، مدیریت تیم و رشد شخصی شماست.
غرایز سهگانه انیاگرام: لایهای عمیقتر از شخصیت
پیش از آنکه به بررسی کاربرد غرایز انیاگرام در کار بپردازیم، باید بدانیم این غرایز چه هستند. غرایز سهگانه، سه نیروی محرک اصلی و بقامحور هستند که در وجود همه ما حضور دارند اما با اولویتهای متفاوت. این غرایز تعیین میکنند که توجه و انرژی ما به طور ناخودآگاه به کدام حوزه از زندگی معطوف میشود. برخلاف تیپ انیاگرام که «چرا»ی کارهای ما را توضیح میدهد، غرایز نشان میدهند که «کجا» و «چگونه» این کارها را انجام میدهیم. این سه غریزه عبارتند از:
- غریزه حفظ خود (Self-Preservation): تمرکز بر امنیت، سلامت، رفاه مادی و ثبات.
- غریزه اجتماعی (Social): تمرکز بر تعلق، ارتباط با گروهها، جایگاه اجتماعی و همکاری.
- غریزه جنسی یا یکبهیک (Sexual/One-to-One): تمرکز بر ایجاد ارتباطات عمیق، شور و اشتیاق، و تأثیرگذاری شدید.
هر فردی هر سه غریزه را دارد، اما یکی از آنها غریزه غالب (Dominant) است که بیشترین تأثیر را بر رفتار و اولویتهای ما دارد. درک این غریزه غالب در خود و دیگران، کلید طلایی برای رمزگشایی از بسیاری از رفتارهای به ظاهر غیرقابل توضیح در محیط کار است.
غریزه حفظ خود (Self-Preservation): معماران ثبات و امنیت
افرادی که غریزه غالب آنها «حفظ خود» است، بهطور طبیعی بر روی بقا، آسایش و امنیت تمرکز دارند. آنها رادارهای دقیقی برای شناسایی ریسکها و نیازهای اساسی خود و سازمان دارند. در محیط کار، این افراد ستونهای قابل اعتماد و عملگرای تیم هستند.
نقاط قوت در محیط کار
- برنامهریزی دقیق: آنها در پیشبینی نیازها، مدیریت منابع (بودجه، زمان، تجهیزات) و ایجاد ساختارهای پایدار عالی هستند.
- مسئولیتپذیری بالا: میتوانید روی آنها حساب کنید که کار را با دقت و به موقع انجام دهند. آنها به تعهدات خود بسیار پایبندند.
- توجه به جزئیات: این افراد متوجه جزئیاتی میشوند که دیگران نادیده میگیرند، بهویژه در مسائل مربوط به قراردادها، ایمنی و کیفیت.
- عملگرایی: آنها به جای ایدههای انتزاعی، بر روی راهحلهای عملی و قابل اجرا تمرکز میکنند که نتایج ملموس به همراه داشته باشد.
- مدیریت بحران: در شرایط بحرانی، خونسردی خود را حفظ کرده و به دنبال راهحلهای منطقی برای بازگرداندن ثبات میگردند.
چالشهای احتمالی
- مقاومت در برابر تغییر: از آنجا که ثبات برایشان اولویت دارد، ممکن است در مقابل تغییرات ناگهانی یا ایدههای پرریسک مقاومت کنند.
- ریسکگریزی بیش از حد: تمایل آنها به امنیت میتواند باعث شود فرصتهای خوب اما پرریسک را از دست بدهند.
- اضطراب در مورد منابع: ممکن است بیش از حد نگران مسائل مالی، کمبود منابع یا امنیت شغلی باشند که این اضطراب به تیم نیز منتقل میشود.
- عدم تمایل به شبکهسازی: آنها ترجیح میدهند روی وظایف خود تمرکز کنند تا اینکه در فعالیتهای اجتماعی شرکت یا شبکهسازی کنند.
چگونه با همکاران دارای غریزه حفظ خود تعامل کنیم؟
برای همکاری مؤثر با این افراد، اطلاعات شفاف و دقیق ارائه دهید. برنامهها و انتظارات خود را به وضوح بیان کنید و به آنها زمان کافی برای برنامهریزی بدهید. از ایجاد تغییرات ناگهانی بپرهیزید و اگر تغییری ضروری است، منطق و مزایای آن را برای امنیت و ثبات بلندمدت توضیح دهید. قدردانی خود را از طریق پاداشهای ملموس و امنیت شغلی نشان دهید.
غریزه اجتماعی (Social): شبکهسازان و دیپلماتهای تیم
افرادی با غریزه غالب «اجتماعی»، به طور طبیعی به پویاییهای گروهی، روابط و جایگاه خود در تیم توجه دارند. آنها به دنبال احساس تعلق و همکاری هستند و درک میکنند که چگونه افراد مختلف میتوانند برای رسیدن به یک هدف مشترک با هم کار کنند. این افراد چسبی هستند که تیم را کنار هم نگه میدارند.
نقاط قوت در محیط کار
- مهارتهای ارتباطی قوی: آنها در ایجاد ارتباط، درک دیدگاههای مختلف و تسهیل گفتگوهای گروهی استاد هستند.
- توانایی شبکهسازی: به راحتی با افراد مختلف ارتباط برقرار کرده و شبکهای از ارتباطات مفید برای تیم و سازمان ایجاد میکنند.
- کار تیمی: به طور ذاتی تمایل به همکاری دارند و موفقیت تیم را بر موفقیت فردی ارجح میدانند.
- آگاهی از پویاییهای گروهی: آنها به خوبی حس میکنند که چه کسی در گروه تأثیرگذار است، چه کسی نادیده گرفته شده و چه تعارضات پنهانی وجود دارد.
- ایجاد اجماع: در موقعیتهای اختلافی، میتوانند نقش میانجی را ایفا کرده و افراد را حول یک هدف مشترک متحد کنند.
چالشهای احتمالی
- حساسیت به طرد شدن: نگرانی از عدم پذیرش یا از دست دادن جایگاه در گروه میتواند آنها را مضطرب کند.
- مشکل در تصمیمگیری فردی: ممکن است برای تصمیمگیری به دنبال تأیید دیگران باشند و در انجام کارهای انفرادی با مشکل مواجه شوند.
- پتانسیل درگیری در سیاستهای اداری: توجه زیاد به جایگاه و روابط میتواند آنها را ناخواسته درگیر شایعات یا سیاستبازیهای اداری کند.
- فدا کردن نیازهای شخصی: گاهی برای حفظ هماهنگی گروه، نیازها یا نظرات شخصی خود را نادیده میگیرند.
چگونه با همکاران دارای غریزه اجتماعی تعامل کنیم؟
برای تعامل موفق با این افراد، اهمیت نقش آنها در تیم را به رسمیت بشناسید. آنها را در پروژههای تیمی مشارکت دهید و از مهارتهای ارتباطیشان برای حل مشکلات استفاده کنید. جلسات منظمی برای هماهنگی و تبادل نظر برگزار کنید و فضایی ایجاد کنید که در آن احساس تعلق و ارزشمندی کنند. در مکالمات، بر اهداف و منافع مشترک تأکید کنید.
غریزه جنسی یا یکبهیک (Sexual/One-to-One): کاتالیزورهای انرژی و اشتیاق
این غریزه برخلاف نامش، لزوماً به معنای روابط رمانتیک نیست. تمرکز اصلی آن بر کیفیت و عمق ارتباط، ایجاد شور و هیجان و تأثیرگذاری شدید در تعاملات یکبهیک است. افرادی با این غریزه غالب، به دنبال انرژی، جذابیت و ارتباطی فراتر از سطح در کار و پروژههای خود هستند. آنها موتور محرک اشتیاق در تیم هستند.
نقاط قوت در محیط کار
- اشتیاق و انرژی بالا: وقتی به پروژهای علاقهمند شوند، با تمام وجود برای آن انرژی میگذارند و میتوانند این اشتیاق را به دیگران نیز منتقل کنند.
- توانایی متقاعدسازی: در ارتباطات یکبهیک بسیار تأثیرگذار هستند و میتوانند دیگران را برای همراهی با ایدههایشان ترغیب کنند.
- جسارت و ریسکپذیری: برای رسیدن به چیزی که میخواهند، حاضرند ریسک کنند و مرزها را جابجا نمایند.
- تمرکز شدید: میتوانند روی یک فرد یا یک پروژه خاص به شدت متمرکز شوند و آن را به سطحی بالاتر برسانند.
- ایجاد روابط کلیدی: در ساختن روابط عمیق و وفادار با مشتریان کلیدی، شرکا یا همکاران خاص بسیار موفق عمل میکنند.
چالشهای احتمالی
- بیحوصلگی در کارهای روتین: وظایف تکراری و فاقد هیجان به سرعت آنها را خسته و بیانگیزه میکند.
- رقابتجویی شدید: تمایل به برنده شدن و دیده شدن میتواند منجر به رقابتهای ناسالم در تیم شود.
- نادیده گرفتن ساختارهای گروهی: ممکن است قوانین یا فرآیندهای تیمی را نادیده بگیرند و ترجیح دهند به صورت مستقل یا با یک شریک نزدیک کار کنند.
- پتانسیل ایجاد دراما: شدت احساسی آنها گاهی میتواند منجر به ایجاد تنش یا درام در روابط کاری شود.
چگونه با همکاران دارای غریزه یکبهیک تعامل کنیم؟
برای بهرهبرداری از انرژی این افراد، به آنها پروژههای چالشی و هیجانانگیز بسپارید. فضایی برای ارتباط مستقیم و عمیق با شما یا دیگر اعضای کلیدی تیم فراهم کنید. از جلسات طولانی و عمومی پرهیز کرده و بیشتر از گفتگوهای یکبهیک استفاده کنید. شور و اشتیاق آنها را تحسین کنید اما به آرامی مرزهای حرفهای را نیز یادآوری نمایید.
ترکیب غرایز با تیپها: ۲۷ زیرتیپ شخصیتی در کار
قدرت واقعی درک غرایز انیاگرام در کار زمانی آشکار میشود که آنها را با ۹ تیپ شخصیتی ترکیب کنیم. هر تیپ انیاگرام بسته به اینکه کدام غریزه در او غالب است، به سه شکل متفاوت (زیرتیپ) ظاهر میشود. برای مثال، یک تیپ ۸ (چالشگر) با غریزه حفظ خود، به دنبال کنترل منابع و استقلال مالی است (یک امپراتوریساز). یک تیپ ۸ اجتماعی، از قدرت خود برای حمایت از گروه و «افراد خودش» استفاده میکند (یک رهبر قبیله). و یک تیپ ۸ یکبهیک، به دنبال اعمال نفوذ و تسلط از طریق روابط قدرتمند و پرشور است (یک نیروی تهاجمی).
درک این ۲۷ زیرتیپ به مدیران و اعضای تیم اجازه میدهد تا تفاوتهای ظریف بین افرادی که تیپ یکسانی دارند را بفهمند و رویکرد خود را متناسب با آنها تنظیم کنند.
جدول مقایسه تمرکز غرایز در محیط کار
| غریزه | سوال کلیدی ناخودآگاه | تمرکز اصلی در محیط کار | ارزش کلیدی |
|---|---|---|---|
| حفظ خود (Self-Preservation) | آیا من امن و راحت هستم؟ | امنیت شغلی، حقوق و مزایا، محیط کار آرام، وظایف مشخص، مدیریت منابع | ثبات |
| اجتماعی (Social) | جایگاه من در این گروه کجاست؟ | کار تیمی، روابط با همکاران، همکاری، فرهنگ سازمانی، اهداف مشترک | تعلق |
| یکبهیک (One-to-One) | شور و انرژی کجاست؟ | پروژههای هیجانانگیز، ارتباط نزدیک با افراد کلیدی، تأثیرگذاری، رقابت، رشد سریع | اشتیاق |
جمعبندی: استفاده از غرایز انیاگرام برای ساختن تیمی قدرتمندتر
شناخت غرایز انیاگرام در کار فقط یک ابزار جالب برای تحلیل شخصیت نیست؛ بلکه یک راهنمای عملی برای بهبود عملکرد و کاهش تعارضات است. وقتی میفهمید که همکارتان نه از روی بدخواهی، بلکه به دلیل غریزه غالب «حفظ خود» در برابر ایده جدید شما مقاومت میکند، میتوانید با ارائه دادهها و تحلیل ریسک با او ارتباط بهتری برقرار کنید. وقتی متوجه میشوید که غریزه «اجتماعی» مدیرتان باعث میشود روی هماهنگی تیم تأکید کند، میتوانید با نشان دادن اینکه چگونه پروژه شما به اهداف گروهی کمک میکند، حمایت او را جلب کنید.
با به کارگیری این دانش، میتوانید تیمی بسازید که در آن هر سه غریزه به رسمیت شناخته شده و از نقاط قوت هر یک به درستی استفاده میشود. تیمی که در آن، افراد با غریزه حفظ خود، ثبات و پایداری را تضمین میکنند؛ افراد با غریزه اجتماعی، همکاری و ارتباط را تقویت میکنند؛ و افراد با غریزه یکبهیک، انرژی و اشتیاق لازم برای نوآوری و پیشرفت را فراهم میآورند. این تعادل، کلید ساختن یک محیط کاری پویا، سازگار و موفق است.
چطور میتوانیم به یک همکار که غریزه حفظ خود بسیار بالایی دارد و در مقابل هر تغییری مقاومت میکند، کمک کنیم؟
آرش عزیز، بهترین راه این است که به او نشان دهید تغییر پیشنهادی، امنیت او یا منابع سازمان را تهدید نمیکند. به او دیتای دقیق و زمان کافی برای سازگاری بدهید تا احساس خطر نکند.
ممنون از سایت خوب 9persona. محتوای شما همیشه تخصصی و کاربردی است.
در بیزینسهای خانوادگی، این غرایز خیلی با هم اصطکاک پیدا میکنند. مخصوصاً وقتی نسل اول غریزه حفظ خود دارد و نسل جدید غریزه اجتماعی یا اشتیاق.
تحلیل بسیار دقیقی بود سعید جان. مدیریت این شکاف غریزی در بیزینسهای خانوادگی یکی از چالشهای اصلی کوچینگ است تا بقای مالی (حفظ خود) با نوسازی و ارتباطات (اجتماعی) همسو شود.
من تیپ ۴ هستم و غریزه اجتماعیام پایین است. همیشه در محیطهای تیمی احساس غریبگی میکنم. این مقاله به من کمک کرد بفهمم چرا اینطوری هستم.
درک این موضوع اولین قدم برای رشد است مینا جان. شما مجبور نیستید مثل تیپهای اجتماعی رفتار کنید، اما شناخت این ضعف به شما کمک میکند تا آگاهانه مهارتهای ارتباطی حداقلی را برای پیشبرد اهدافتان تقویت کنید.
بسیار عالی و دقیق. تفاوت این غرایز در واقع همان تفاوت در ‘ارزشهای بنیادین’ است که در بیزینس کوچینگ خیلی روی آن تاکید میشود.
کاش در مورد نحوه چیدمان میزهای کار بر اساس غرایز هم مطلب بنویسید. مثلاً حفظ خودها احتمالا گوشههای دنج را ترجیح میدهند!
ایده فوقالعادهای است نازنین عزیز! حتماً در مقالات آینده به بررسی تاثیر محیط فیزیکی بر غرایز سهگانه خواهیم پرداخت.
برای تیپ ۸ با غریزه اجتماعی، چه نوع سبک رهبری پیشنهاد میدهید؟
تیپ ۸ اجتماعی معمولاً «محافظ» گروه است. بهترین سبک رهبری برای این افراد، رهبری خدمتگزار (Servant Leadership) است؛ جایی که از قدرت خود برای عدالت و حمایت از حقوق تیم استفاده میکنند.
غریزه جنسی یا همان Sexual در محیطهای کاری ایران چطور تعریف میشود؟ گاهی اوقات این کلمه سوءتفاهم ایجاد میکند.
نکته بسیار مهمی را اشاره کردید مونا جان. در متون تخصصی، ما ترجیح میدهیم از واژه «یکبهیک» یا «جذب و اشتیاق» استفاده کنیم. این غریزه در کار به معنای تمایل به پروژههای پر چالش، تمرکز شدید روی یک فرد یا یک ایده و داشتن انرژی بالا برای تغییرات بزرگ است، نه لزوماً مسائل جنسی.
ترکیب Enneagram و هوش هیجانی (EQ) در مدیریت تیم معجزه میکند. من از وقتی با سابتایپهای تیمم آشنا شدم، تعارضات به حداقل رسیده است.
آیا ممکن است غریزه ما در طول زمان یا با تغییر شغل تغییر کند؟ مثلاً از اجتماعی به حفظ خود تبدیل شویم؟
فاطمه عزیز، طبق تئوری انیاگرام، غریزه غالب معمولاً ثابت میماند، اما ما میتوانیم روی «غرایز سرکوب شده» خود کار کنیم و آنها را تقویت کنیم تا به تعادل برسیم. محیط کار میتواند ما را مجبور به استفاده از غریزه دوم کند، اما ترجیح اصلی ما معمولاً تغییر نمیکند.
مقاله عالی بود، مخصوصاً بخشی که درباره تفاوتهای رفتاری در جلسات نوشته بودید. واقعاً برخی افراد فقط برای دیده شدن در گروه تلاش میکنند (اجتماعی) و برخی فقط به دنبال خروجی کار هستند.
خوشحالیم که برایتان مفید بوده نیما جان. درک این انگیزههای زیرپوستی باعث میشود به جای عصبی شدن از دست همکاران، یاد بگیریم چطور با زبان خودشان با آنها ارتباط برقرار کنیم.
من حس میکنم غریزه حفظ خود (Self-Preservation) در من خیلی بالاست و همین باعث شده در محیطهای استارتاپی که امنیت شغلی پایینی دارند همیشه مضطرب باشم. راهکاری برای مدیریت این اضطراب دارید؟
مریم عزیز، برای افراد با غریزه حفظ خود بالا، شفافیت مالی و ثبات محیطی اهمیت حیاتی دارد. پیشنهاد میکنیم با مدیر خود درباره دغدغههای امنیتیتان صحبت کنید و سعی کنید روتینهای کوچکی برای خود در محیط کار ایجاد کنید تا حس کنترل بیشتری داشته باشید.
به عنوان یک مدیر منابع انسانی، چطور میتوانم از این دانش در فرآیند استخدام استفاده کنم؟ مثلاً برای پوزیشن فروش، غریزه جنسی (یکبهیک) مناسبتر است یا اجتماعی؟
سوال بسیار هوشمندانهای است. برای فروشهای سازمانی و B2B که نیاز به ایجاد اعتماد عمیق دارند، غریزه یکبهیک عالی عمل میکند. اما برای نقشهایی که نیاز به لابیگری و درک ساختار قدرت دارند، غریزه اجتماعی کارآمدتر است. با این حال، تعادل در تیم حرف اول را میزند.
آیا تست معتبری وجود دارد که بفهمیم غریزه غالب ما کدام است؟ یا فقط باید از طریق خودشناسی و مطالعه به آن برسیم؟
سارا جان، اگرچه تستهایی برای تشخیص سابتایپها وجود دارد، اما دقیقترین راه، مشاهده الگوهای رفتاری در شرایط استرسزا و نحوه تخصیص انرژی روزانه است. پیشنهاد میکنیم به «کانون توجه» خود در طول روز دقت کنید.
خیلی مقاله کاربردی بود. من همیشه فکر میکردم چرا با اینکه من و همکارم هر دو تایپ ۵ هستیم، اما او اینقدر روی جزئیات قرارداد و بیمه حساس است و من بیشتر به دنبال شبکهسازی در سازمان هستم. حالا متوجه شدم تفاوت در غریزه حفظ خود و غریزه اجتماعی ماست.
دقیقا همینطور است رضا عزیز. درک غرایز به ما کمک میکند تا بفهمیم حتی افراد با تیپ شخصیتی یکسان، اولویتهای زیستی متفاوتی در محیط کار دارند. این شناخت باعث کاهش قضاوتهای نادرست بین همکاران میشود.