بلاگ
نقاط کور شخصیتی در کار: بزرگترین اشتباهات شغلی هر تیپ انیاگرام که از آن بیخبر است
- آیا میدانستید برخی از بزرگترین موانع پیشرفت شغلی شما، از الگوهای رفتاریای نشأت میگیرند که حتی از وجودشان بیخبرید؟
- چگونه تیپ شخصیتی انیاگرام شما میتواند موفقیت یا شکستتان را در محیط کار رقم بزند؟
- بزرگترین اشتباهی که تیپ شخصیتی شما به طور ناخودآگاه در مسیر شغلی خود مرتکب میشود چیست؟
- آیا آمادهاید با شناسایی نقاط کور انیاگرام خود، قفل پتانسیل واقعیتان را در کار باز کنید؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و به اعماق یکی از جذابترین جنبههای خودشناسی یعنی نقاط کور انیاگرام در محیط کار سفر خواهیم کرد. همه ما دارای نقاط قوتی هستیم که با افتخار از آنها استفاده میکنیم، اما این نقاط کور شخصیتی هستند که مانند یک لنگر پنهان، ما را از رسیدن به ساحل موفقیت بازمیدارند. این نقاط، الگوهای رفتاری، باورهای محدودکننده و واکنشهای ناخودآگاهی هستند که مستقیماً از ترسها و انگیزههای بنیادین تیپ انیاگرام ما سرچشمه میگیرند. درک این نقاط ضعف پنهان، اولین و مهمترین قدم برای تبدیل آنها به فرصتهای رشد و دستیابی به تعالی حرفهای است. با ما همراه باشید تا بزرگترین اشتباهات شغلی هر تیپ انیاگرام را برملا کنیم.
تیپ ۱: کمالگرای منتقد
افراد تیپ یک، با میل شدید به درستی، اخلاق و بهبود مستمر شناخته میشوند. آنها استانداردهای بالایی برای خود و دیگران دارند و وجدان کاری فوقالعادهای از خود به نمایش میگذارند. اما بزرگترین نقطه کور آنها دقیقاً از همین نقطه قوت نشأت میگیرد.
بزرگترین اشتباه شغلی: انتقادگرایی فلجکننده
بزرگترین اشتباه شغلی تیپ یک، تبدیل شدن از یک “اصلاحگر” به یک “منتقد سرزنشگر” است. نقاط کور انیاگرام برای این تیپ در عدم توانایی تفکیک بین “استاندارد بالا” و “کمالگرایی سمی” نهفته است. آنها آنقدر بر روی پیدا کردن خطاها و نواقص متمرکز میشوند که:
- همکاران خود را دلسرد میکنند: بازخوردهای مداوم و اغلب منفی آنها، انگیزه و خلاقیت تیم را از بین میبرد و فضایی پرتنش ایجاد میکند.
- از تفویض اختیار میترسند: باور دارند که “هیچکس نمیتواند کار را به درستیِ من انجام دهد”، بنابراین حجم زیادی از کار را به دوش میکشند که منجر به فرسودگی شغلی میشود.
- روند پیشرفت را کند میکنند: در جستجوی بینقص بودن، ممکن است پروژهها را به دلیل جزئیات بیاهمیت به تأخیر بیندازند و فرصتهای مهم را از دست بدهند.
راهکار: تیپ یکیها باید یاد بگیرند که پیشرفت را به کمال ترجیح دهند. تمرین قدردانی از تلاشهای دیگران (حتی اگر نتیجه بینقص نباشد) و تمرکز بر ارائه بازخورد سازنده به جای انتقاد، میتواند این نقطه کور را به نقطه قوت تبدیل کند.
تیپ ۲: یاریرسان نیازمند تأیید
تیپ دو، افرادی خونگرم، حمایتگر و همدل هستند که بزرگترین لذت را در کمک به دیگران مییابند. آنها ستون عاطفی هر تیمی هستند، اما نیاز شدیدشان به مورد نیاز بودن، بزرگترین نقطه کور آنهاست.
بزرگترین اشتباه شغلی: ناتوانی در “نه” گفتن و تعیین مرز
نقاط کور انیاگرام برای تیپ دو در این باور پنهان است که ارزش آنها به میزان فداکاریشان برای دیگران بستگی دارد. این امر منجر به اشتباهات زیر میشود:
- فراموش کردن وظایف اصلی: آنها آنقدر درگیر کمک به همکاران و حل مشکلات آنها میشوند که از مسئولیتهای کلیدی خود غافل میمانند.
- فرسودگی عاطفی و شغلی: ناتوانی در تعیین مرزهای سالم، باعث میشود دیگران از آنها سوءاستفاده کنند و انرژیشان تحلیل رود.
- ایجاد رنجش پنهان: وقتی فداکاریهایشان دیده نمیشود یا قدردانی لازم را دریافت نمیکنند، دچار دلخوری و رنجش میشوند که بر روابط کاریشان تأثیر منفی میگذارد.
راهکار: تیپ دو باید بپذیرد که ارزش ذاتی آنها به شخصیتشان است، نه به میزان خدمتی که به دیگران میکنند. تمرین “نه” گفتن به درخواستهای غیرضروری و اولویتبندی وظایف شخصی، کلید موفقیت شغلی آنهاست.
تیپ ۳: موفقطلبِ نگرانِ وجهه
تیپ سه، افرادی پرانرژی، هدفمند و عملگرا هستند. آنها استاد ارائه تصویری موفق از خود و رسیدن به اهداف هستند. اما تمرکز بیش از حد بر وجهه و موفقیت ظاهری، نقطه کور اصلی آنهاست.
بزرگترین اشتباه شغلی: قربانی کردن اصالت برای موفقیت
نقاط کور انیاگرام برای تیپ سه این است که موفقیت را با ارزش شخصی خود برابر میدانند. این ذهنیت باعث میشود:
- مسیرهای میانبر را انتخاب کنند: برای رسیدن سریعتر به هدف، ممکن است کیفیت را فدای کمیت کنند یا از جزئیات مهم چشمپوشی کنند.
- از شکست به شدت بترسند: ترس از شکست باعث میشود از ریسکهای هوشمندانه اجتناب کنند یا در صورت بروز مشکل، به جای پذیرش مسئولیت، دیگران را مقصر بدانند.
- روابط کاری سطحی ایجاد کنند: آنها آنقدر بر روی “چه کاری انجام میدهند” تمرکز میکنند که از “چگونه با دیگران ارتباط برقرار میکنند” غافل میشوند و ممکن است به عنوان فردی غیرقابل اعتماد یا فرصتطلب دیده شوند.
راهکار: تیپ سه باید بر روی تعریف مجدد موفقیت کار کند. موفقیت واقعی در رشد پایدار، ایجاد روابط عمیق و انجام کاری معنادار نهفته است، نه فقط در کسب عناوین و تحسینهای ظاهری. تمرین آسیبپذیری و صداقت، اعتبار آنها را افزایش میدهد.
تیپ ۴: فردگرای غرق در احساسات
تیپ چهار، افرادی خلاق، حساس و منحصر به فرد هستند که به دنبال عمق و معنا در همه چیز میگردند. توانایی آنها در درک احساسات، یک موهبت است، اما اگر مدیریت نشود، به بزرگترین نقطه کورشان تبدیل میشود.
بزرگترین اشتباه شغلی: اجازه دادن به احساسات برای دیکته کردن عملکرد
بزرگترین اشتباه تیپ چهار این است که اجازه میدهند نوسانات خلقی و احساسات درونی، بر تعهدات و مسئولیتهای حرفهایشان غلبه کند. نقاط کور انیاگرام برای آنها عبارتند از:
- پروژهها را نیمهکاره رها میکنند: اگر الهام و انگیزه اولیه فروکش کند، به راحتی علاقه خود را از دست میدهند و به دنبال کار هیجانانگیز بعدی میروند.
- بازخورد را شخصی تلقی میکنند: به دلیل حساسیت بالا، انتقادات کاری را حملهای به هویت خود میبینند و ممکن است حالت تدافعی بگیرند.
- در مقایسه خود با دیگران غرق میشوند: احساس میکنند که دیگران چیزی دارند که آنها ندارند و این حسادت و ناکافی بودن، انرژی و تمرکزشان را میگیرد.
راهکار: تیپ چهار باید انضباط شخصی را به عنوان ابزاری برای خدمت به خلاقیت خود ببیند. ایجاد یک روتین کاری، تعهد به انجام وظایف حتی در روزهایی که “حسش نیست” و تمرین جداسازی هویت شخصی از عملکرد کاری، برایشان حیاتی است.
تیپ ۵: مشاهدهگر منزوی
تیپ پنج، افرادی متفکر، تحلیلگر و مستقل هستند که تشنه دانش و اطلاعاتاند. آنها در دنیای ایدهها زندگی میکنند، اما ترس از کافی نبودن منابع (زمان، انرژی، دانش) نقطه کور اصلی آنهاست.
بزرگترین اشتباه شغلی: فلج تحلیلی و عدم مشارکت
اشتباه بزرگ تیپ پنج، انباشت بیش از حد اطلاعات به جای اقدام کردن است. نقاط کور انیاگرام آنها در موارد زیر خود را نشان میدهد:
- در مرحله تحقیق گیر میکنند: آنقدر زمان صرف جمعآوری اطلاعات میکنند که فرصت اقدام و اجرای ایدهها را از دست میدهند (فلج تحلیلی).
- از کار تیمی اجتناب میکنند: ترجیح میدهند به تنهایی کار کنند و دانش خود را به اشتراک نگذارند، که باعث میشود از خرد جمعی تیم محروم بمانند و منزوی به نظر برسند.
- در برقراری ارتباط ضعیف عمل میکنند: آنقدر در ذهن خود هستند که فراموش میکنند ایدههای پیچیده خود را به زبانی ساده و قابل فهم برای دیگران بیان کنند.
راهکار: تیپ پنج باید به این درک برسد که دانش واقعی در عمل به دست میآید، نه فقط در تئوری. مشارکت فعال در جلسات، به اشتراک گذاشتن دانش خود با دیگران و تعیین ضربالاجل برای اقدام، به آنها کمک میکند تا از انزوا خارج شده و تأثیرگذارتر باشند.
تیپ ۶: وفادارِ مضطرب
تیپ شش، افرادی مسئولیتپذیر، متعهد و وفادار هستند که به دنبال امنیت و اطمینان میگردند. آنها در پیشبینی مشکلات و مدیریت ریسک عالی هستند، اما شک و اضطراب مداوم، نقطه کور آنهاست.
بزرگترین اشتباه شغلی: مقاومت در برابر تغییر و تصمیمگیری
بزرگترین اشتباه تیپ شش، اجازه دادن به سناریوهای منفی ذهنشان برای فلج کردن توانایی تصمیمگیری و حرکت رو به جلو است. نقاط کور انیاگرام این تیپ شامل موارد زیر است:
- تعلل در تصمیمگیری: به دنبال کسب اطمینان صد درصدی از همه جوانب هستند و این شک و تردید، روند کار را کند میکند.
- وابستگی به تأیید بیرونی: برای تصمیمگیریهایشان به دنبال تأیید مدیر یا همکاران مورد اعتمادشان هستند که این امر استقلال آنها را زیر سوال میبرد.
- بدبینی بیش از حد: تمرکز مداوم بر روی آنچه ممکن است اشتباه پیش برود، باعث میشود فرصتهای نوآورانه را نادیده بگیرند و در برابر تغییر مقاومت کنند.
راهکار: تیپ شش باید یاد بگیرد که به قضاوت و شهود درونی خود اعتماد کند. تمرین پذیرش عدم قطعیت به عنوان بخشی از کار و تمرکز بر راهحلها به جای مشکلات، به آنها کمک میکند تا با اعتماد به نفس بیشتری عمل کنند.
تیپ ۷: خوشگذرانِ فراری از محدودیت
تیپ هفت، افرادی خوشبین، پرانرژی و سرشار از ایده هستند. آنها عاشق تنوع و هیجاناند و از درد و محدودیت فراری هستند، که این خود بزرگترین نقطه کور آنها را شکل میدهد.
بزرگترین اشتباه شغلی: عدم تعهد و پیگیری تا انتها
اشتباه بزرگ تیپ هفت، پریدن از شاخهای به شاخه دیگر بدون به سرانجام رساندن کارهاست. نقاط کور انیاگرام این تیپ عبارتند از:
- شروعکننده عالی، تمامکننده ضعیف: هیجان شروع یک پروژه جدید برایشان جذاب است، اما به محض مواجهه با بخشهای خستهکننده یا چالشبرانگیز، انگیزه خود را از دست میدهند.
- تعهد بیش از حد: به دلیل ترس از دست دادن فرصتها (FOMO)، به پروژههای زیادی “بله” میگویند و در نهایت نمیتوانند هیچکدام را با کیفیت بالا به اتمام برسانند.
- اجتناب از مشکلات: تمایل دارند از مکالمات دشوار، بازخوردهای منفی و مشکلات پیچیده فرار کنند و روی جنبههای مثبت و سرگرمکننده کار تمرکز کنند.
راهکار: تیپ هفت باید ارزش تمرکز و تعهد را بیاموزد. استفاده از ابزارهای مدیریت پروژه برای تقسیم کارها به بخشهای کوچکتر و جشن گرفتن موفقیتهای کوچک در مسیر، به آنها کمک میکند تا پروژهها را به پایان برسانند و از رضایت حاصل از آن لذت ببرند.
تیپ ۸: چالشگرِ کنترلگر
تیپ هشت، افرادی قدرتمند، قاطع و محافظ هستند که از کنترل اوضاع و دفاع از عدالت لذت میبرند. آنها رهبرانی طبیعی هستند، اما نیاز شدیدشان به کنترل، میتواند به نقطه کور ویرانگری تبدیل شود.
بزرگترین اشتباه شغلی: رویکرد “یا با من یا علیه من”
بزرگترین اشتباه تیپ هشت این است که شدت و قاطعیت خود را به پرخاشگری و ارعاب تبدیل میکنند. نقاط کور انیاگرام آنها شامل موارد زیر است:
- نادیده گرفتن نظرات مخالف: آنقدر به درستی راه خود اطمینان دارند که ممکن است نظرات و دیدگاههای دیگران را نادیده بگیرند یا رد کنند.
- ایجاد ترس به جای احترام: سبک ارتباطی مستقیم و بیپرده آنها ممکن است باعث ترس و مقاومت در همکاران شود، حتی اگر نیتشان خیر باشد.
- عدم نمایش آسیبپذیری: آسیبپذیری را با ضعف برابر میدانند و این باعث میشود دیگران نتوانند با آنها ارتباط عمیق برقرار کنند و آنها را فردی دستنیافتنی ببینند.
راهکار: تیپ هشت باید یاد بگیرد که قدرت واقعی در تأثیرگذاری است، نه در سلطه. تمرین گوش دادن فعال، ارزش قائل شدن برای دیدگاههای متفاوت و نشان دادن جنبههای نرمتر و آسیبپذیرتر شخصیتشان، آنها را به رهبرانی بسیار مؤثرتر و محبوبتر تبدیل میکند.
تیپ ۹: صلحطلبِ منفعل
تیپ نه، افرادی آرام، پذیرا و میانجی هستند که برای هماهنگی و صلح ارزش قائلند. توانایی آنها در دیدن تمام جوانب یک موضوع فوقالعاده است، اما اجتنابشان از تعارض، نقطه کور اصلی آنهاست.
بزرگترین اشتباه شغلی: نادیده گرفتن اولویتهای خود برای حفظ آرامش
اشتباه بزرگ تیپ نه، حل شدن در خواستهها و اولویتهای دیگران به قیمت نادیده گرفتن نیازها، نظرات و پتانسیل خودشان است. نقاط کور انیاگرام این تیپ عبارتند از:
- موافقت ظاهری، مقاومت پنهان: برای جلوگیری از تعارض، با تصمیمات موافقت میکنند اما در درون با آن مخالفند. این امر منجر به تعلل، کمکاری و مقاومت منفی میشود.
- عدم ابراز وجود: از بیان نظرات و ایدههای خود (به خصوص اگر بحثبرانگیز باشد) اجتناب میکنند و در نتیجه، ارزش واقعی خود را به تیم نشان نمیدهند.
- بیتفاوتی نسبت به اهداف خود: آنقدر با جریان پیش میروند که ممکن است اهداف و جاهطلبیهای شخصی خود را فراموش کنند و در یک وضعیت سکون شغلی باقی بمانند.
راهکار: تیپ نه باید به این باور برسد که نظر آنها ارزشمند است و تعارض سالم، بخشی ضروری از رشد و پیشرفت است. تمرین ابراز نظر خود به شکلی آرام و محترمانه، و تعیین اهداف کوچک و قابل دستیابی برای خود، به آنها کمک میکند تا از انفعال خارج شده و نقش فعالتری در مسیر شغلی خود ایفا کنند.
نتیجهگیری: از آگاهی تا اقدام
شناخت نقاط کور انیاگرام فقط نیمی از مسیر است. قدرت واقعی در تبدیل این آگاهی به اقدام عملی نهفته است. هر تیپ شخصیتی دارای استعدادهای منحصر به فردی است که میتواند در محیط کار بدرخشد. با این حال، این نقاط کور هستند که اغلب مانع از دستیابی به پتانسیل کامل ما میشوند. با پذیرش این جنبههای پنهان شخصیت خود و کار کردن آگاهانه بر روی آنها، نه تنها میتوانید از بزرگترین اشتباهات شغلی خود جلوگیری کنید، بلکه میتوانید نقاط ضعف خود را به بزرگترین فرصتها برای رشد و توسعه حرفهای تبدیل نمایید. به یاد داشته باشید، خودشناسی عمیقترین شکل سرمایهگذاری بر روی آینده شغلی شماست.
به نظرم شناخت نقاط کور حتی از شناخت نقاط قوت مهمتره، چون ضربهای که از ناآگاهی میخوریم خیلی سنگینتره.
کاملاً با شما موافقم رویا جان. همانطور که در مقاله اشاره شد، نقاط کور مانند لنگرهای پنهان هستند. تا آنها را بالا نکشیم، حرکت رو به جلو بسیار سخت خواهد بود.
مطالب سایت شما همیشه سطح بالاست. ممنون از تیم 9persona برای این تحلیلهای عمیق.
من تیپ ۴ هستم و محیطهای خشک اداری برام کابوسه. چطور میتونم با این موضوع کنار بیام بدون اینکه بازدهیم پایین بیاد؟
پریسا جان، سعی کنید در فضای کاریتان المانهای شخصی و خلاقانه اضافه کنید و به دنبال پروژههایی باشید که نیاز به نگاه متفاوت دارند. معنابخشی به کارهای روتین، راه نجات تیپ ۴ است.
واقعاً انیاگرام میتونه در استخدام نیروها هم کمک کنه؟
چقدر خوب به ترسهای بنیادین اشاره کردید. من تازه فهمیدم چرا از تغییرات ناگهانی در شرکت اینقدر میترسم (تیپ ۶).
الناز عزیز، آگاهی نیمی از درمان است. با شناخت این ترس، میتوانید سناریوهای حمایتی برای خودتان بسازید تا امنیت روانیتان در کار حفظ شود.
به عنوان یک بیزنس کوچ، از این محتوا برای تحلیل رفتاری مراجعینم استفاده خواهم کرد. دستهبندی بسیار دقیقی بود.
بسیار عالی نوید جان. انیاگرام ابزاری قدرتمند در دستان یک کوچ حرفهای است تا ریشه موانع عملکردی مراجع را به سرعت شناسایی کند.
من به عنوان یک کمالگرا (تیپ ۱) همیشه لیستهای طولانی دارم و آخر شب از خودم ناراضیم. این مقاله دیدگاهم رو به بهرهوری عوض کرد.
خوشحالیم که مفید بوده مونا عزیز. سعی کنید در لیستهایتان، «استراحت» را هم به عنوان یک وظیفه مهم درج کنید. شما لایق آرامش هستید، حتی اگر تمام کارها تیک نخورده باشند.
نقاط کور دقیقاً همون چیزهایی هستن که بقیه در مورد ما میبینن و ما خودمون انکارشون میکنیم. ممنون از مقاله خوبتون.
آیا ممکنه تیپ شخصیتی ما در فشار کاری زیاد تغییر کنه؟ من حس میکنم رفتارهام گاهی شبیه تیپهای دیگه میشه.
سوال خوبی است سپیده جان. طبق تئوری انیاگرام، تیپ اصلی تغییر نمیکند، اما ما در شرایط استرس یا امنیت به سمت تیپهای دیگر (بالها و خطوط حرکت) متمایل میشویم که به آن ‘Integrity’ و ‘Disintegration’ میگویند.
بسیار آموزنده بود. کاش در مورد ترکیب انیاگرام و MBTI هم مطلبی بنویسید.
من تیپ ۳ هستم و کل زندگیم شده کار و دستاورد. الان که این رو خوندم میبینم چقدر از روابط انسانی در محیط کار غافل شدم فقط برای اینکه رزومهام بهتر بشه.
مهسای عزیز، ارزشمندی شما به «انجام دادن» نیست، بلکه به «بودن» شماست. برای تیپ ۳، یادگیری تامل و توجه به نیازهای احساسی خود و همکاران، جلوی فرسودگی شغلی زودهنگام را میگیرد.
من تیپ ۹ هستم و به خاطر صلحطلبی، خیلی وقتها از حقم در جلسات دفاع نمیکنم. این مقاله بهم انگیزه داد که جدیتر به این نقطه ضعف نگاه کنم.
رضا جان، فراموش نکنید که «سکوت» همیشه به معنای صلح نیست؛ گاهی به معنای حذف شدن است. تمرین «قاطعیت» (Assertiveness) برای تیپ ۹ حیاتی است تا پتانسیلهای واقعیشان دیده شود.
من به عنوان تیپ ۶، همیشه نگران بدترین سناریوهای ممکن در پروژهها هستم. این موضوع باعث میشه خیلی کند تصمیم بگیرم.
آیدای گرامی، وفاداری و آیندهنگری شما عالی است. برای غلبه بر این ترس، سعی کنید روی «اعتماد به توانایی حل مسئله در لحظه» کار کنید. همه احتمالات قابل پیشبینی نیستند و این زیبایی مسیر حرفهای است.
تیپ ۸ بودن در محیطهای اداری ایران خیلی سخته. همه فکر میکنن داری زورگویی میکنی در حالی که فقط میخوای کار درست و سریع انجام بشه.
پویا عزیز، قدرت رهبری تیپ ۸ بینظیر است، اما نقطه کور شما عدم توجه به تاثیر لحن بر دیگران است. یادگیری هوش هیجانی (EQ) و مهارتهای نرم میتواند قدرت نفوذ شما را بدون ایجاد اصطکاک، چندین برابر کند.
من همیشه فکر میکردم چون تیپ ۷ هستم، انرژی بالام به تیم انگیزه میده. ولی متوجه شدم که تعویض مداوم شاخهها باعث سردرگمی همکارام شده.
نکته بسیار هوشمندانهای بود نازنین جان. تیپ ۷ نیاز دارد روی «تداوم» کار کند. اتمام پروژههای نیمهتمام به اندازه شروع پروژههای جدید برای رشد شغلی شما اهمیت دارد.
برای تیپ ۵ که تمایل داره همیشه در حال جمعآوری اطلاعات باشه و کمتر وارد فاز اجرایی میشه، چه راهکاری پیشنهاد میدید؟ من همیشه توی تحلیل غرق میشم.
حسین عزیز، برای تیپ ۵ مفهوم ‘Analysis Paralysis’ یک چالش جدی است. پیشنهاد میکنیم برای هر مرحله تحقیق، یک مهلت زمانی (Deadline) سختگیرانه تعیین کنید و خود را ملزم به ارائه خروجی، حتی ناقص، در آن زمان کنید.
من فکر میکنم تیپ ۴ هستم. همیشه در جلسات احساس میکنم ایدههام خیلی خاصه و کسی درکم نمیکنه. این موضوع باعث شده کمی از بقیه ایزوله بشم.
تیپ ۴ در محیط کار نیاز به احساس هویت دارد. مریم عزیز، سعی کنید بر روی نقاط مشترک با تیم تمرکز کنید. تعادل بین خلاقیت فردی و اهداف تیمی، نقطه کور شما را به یک مزیت رقابتی تبدیل میکند.
مقاله خیلی کاربردی بود. به عنوان یک مدیر، چطور میتونم بفهمم هر کدوم از اعضای تیمم چه تیپی دارن بدون اینکه ازشون آزمون رسمی بگیرم؟
نیما جان، مشاهده الگوهای رفتاری در زمان استرس بهترین راهنماست. با این حال، پیشنهاد میشود از تستهای استاندارد Enneagram استفاده کنید تا از سوگیریهای شخصی در تشخیص جلوگیری شود و فضایی برای گفتگوی سازنده باز شود.
من تیپ ۲ هستم و همیشه در محیط کار سعی میکنم به همه کمک کنم، اما ته دلم وقتی قدردانی نمیبینم خیلی ناراحت میشم. این مقاله بهم کمک کرد بفهمم این یک نیاز ناخودآگاه برای تایید شدنه.
سارای گرامی، درک مرز بین «کمک داوطلبانه» و «سرویس دادن برای جلب تایید» برای تیپ ۲ حیاتی است. توسعه Self-Care و اولویتبندی وظایف شخصی، کلید رهایی شما از این تله شغلی است.
واقعاً عالی بود. من به عنوان تیپ ۱ همیشه فکر میکردم کمالگرایی نقطه قوت منه، ولی الان میفهمم چطور همین موضوع باعث شده تیمم از من فاصله بگیره چون احساس میکردن هیچوقت کارشون به اندازه کافی خوب نیست.
دقیقاً همینطور است امیررضا عزیز. برای تیپ ۱، چالش اصلی پذیرش این است که «عالی» گاهی دشمن «خوب» است. تمرین روی پذیرش نقصهای کوچک میتواند انعطافپذیری مدیریتی شما را به شدت بالا ببرد.