بلاگ
تفاوتها و شباهتهای تیپ 1 و تیپ 6 انیاگرام
شباهتهای تیپ 1 و تیپ 6 انیاگرام
تیپ 1 و تیپ 6 در نظریات کلودیو نارانجو به دو احساس اصلی، یعنی خشم و ترس، مرتبط هستند. تیپ 1 معمولاً قاطعتر از تیپ 6 است و تصمیمگیری برایش آسانتر است. همچنین، تیپ 1 فعالتر و عملیتر از تیپ 6 است که بیشتر ایدهگراست. تیپ 1 به مقامها احترام میگذارد، اما در عین حال انتقادی نیز هست. این دوگانگی در تیپ 1 به شکل تردید دیده نمیشود، بلکه همزمانی احترام و انتقاد را نشان میدهد.
تفاوتهای تیپ 1 و تیپ 6 انیاگرام
هر دو تیپ 1 و 6 از عدم خودانگیختگی رنج میبرند و به دلیل کنترل عقلانی و الگوهای ثابت، دچار سخت گیری میشوند. با این حال، مشکل تیپ 1 بهطور کلی عدم اعتماد به نفس یا ترس نیست، بلکه بیشتر به رفتارهای عملی مربوط میشود. تیپ 6 از خودانگیختگی ذهنی که میتوان آن را شهود نامید، محروم است. تیپ 1 باید کنترل بیش از حد بر رفتار را کنار بگذارد و اجازه دهد تا به احساسات خود پاسخ دهد.
تیپ 6 به شدت از فکر کردن به چیزهایی که ممکن است باعث گناهش شود، میترسد و این ترس باعث اختلال در تفکرش میشود. در مقابل، تیپ 1 بهطور ضمنی سعی دارد از رفتارهایی که قبلاً برنامهریزی نشدهاند، اجتناب کند. رفتارهایی مانند ابراز خشم، بیشتر از همه مورد اجتناب قرار میگیرد.
بهطور کلی، تیپ 6 به دلیل ترس و تردید حرکت میکند، در حالی که تیپ 1 به دنبال بهبود واقعیت است و از استانداردهای خود مطمئنتر است. تیپ 1 با اعتماد به نفس بیشتری به استانداردهای خود عمل میکند، در حالی که تیپ 6 دائماً در مورد درست بودن کارهایش تردید دارد.
واقعاً عالی بود. درک این تفاوتها در مدیریت منابع انسانی و چیدمان تیمها مثل یک نقشه گنج عمل میکند.
دقیقاً همینطور است. شناخت تیپهای انیاگرام ابزاری قدرتمند برای افزایش بهرهوری و کاهش اصطکاک در تیمهای کاری است.
برای کوچینگ یک فرد تیپ ۱، چه پیشنهادی دارید وقتی که او مدام از عملکرد دیگران انتقاد میکند؟
باید آنها را به سمت «پذیرش نقص» هدایت کرد. کار روی شفقت با خود (Self-Compassion) باعث میشود آنها نسبت به دیگران هم منعطفتر شوند و به جای نقد مخرب، بازخورد سازنده بدهند.
نکتهای که درباره ترس از گناه در تیپ ۶ گفتید، دقیقاً همان چیزی است که باعث میشود این افراد در جلسات طوفان فکری (Brainstorming) کمتر مشارکت کنند.
تفاوت تیپ ۱ و ۶ در برخورد با قوانین سازمانی چیست؟ هر دو که قانونمند به نظر میرسند.
تفاوت در منشأ است؛ تیپ ۱ قانون را رعایت میکند چون آن را «درست و اخلاقی» میداند. تیپ ۶ قانون را رعایت میکند تا «امنیت» داشته باشد و دچار دردسر یا مواخذه نشود.
در محیطهای استارتاپی که سرعت تغییر بالاست، به نظرم تیپ ۶ فشار عصبی بیشتری را تحمل میکند چون مدام به دنبال تکیهگاه یا الگوی ثابت است.
تحلیل درستی است زهرا جان. تیپ ۶ در ابهام دچار اضطراب میشود. ایجاد شفافیت در نقشها و مسئولیتها میتواند سطح استرس آنها را به شدت کاهش دهد.
آیا تیپ ۶ میتواند با استفاده از متدهایی مثل Mindset Coaching بر مشکل عدم خودانگیختگی ذهنی غلبه کند؟
بله، قطعاً. تمرینات ذهنآگاهی و تکنیکهای شناختی-رفتاری به تیپ ۶ کمک میکند تا صدای منتقد درونی و ترسهای واهی را از واقعیت تفکیک کند و به شهود خود بازگردد.
مقاله بسیار تخصصی و عالی بود. دیدگاه کلودیو نارانجو همیشه لایههای عمیقتری از شخصیت را باز میکند. امیدوارم در مورد سایر تیپها هم بنویسید.
چطور میتوانیم به یک مدیر تیپ ۱ کمک کنیم تا کنترل بیش از حد روی رفتار کارمندان را کنار بگذارد؟ این موضوع در مقاله به عنوان یک راهکار ذکر شده بود.
بهترین راه، تمرکز بر روی خروجی (Result) به جای فرآیند (Process) است. مدیر تیپ ۱ باید بپذیرد که راههای متفاوتی برای رسیدن به یک نتیجه درست وجود دارد و نباید لزوماً استانداردهای رفتاری صلب خود را به دیگران دیکته کند.
موضوع عدم اعتماد به نفس در تیپ ۶ و تمرکز بر عمل در تیپ ۱، مرز بین این دو را در تستهای انیاگرام برای من روشنتر کرد. ممنون از تیم ۹persona.
خوشحالیم که این محتوا برای شما راهگشا بوده است. توجه به «انگیزه درونی» به جای «رفتار بیرونی» همیشه دقیقترین راه برای تشخیص تیپ شخصیتی است.
برای یک رهبر کسب و کار، کدام تیپ در مدیریت بحران بهتر عمل میکند؟ تیپ ۱ که عملیتر است یا تیپ ۶ که سناریوهای مختلف را میبیند؟
هر دو پتانسیل بالایی دارند. تیپ ۱ در بحرانهایی که نیاز به اقدام سریع و اصلاحی دارد عالی است. تیپ ۶ در پیشبینی بحرانهای احتمالی قبل از وقوع، بیرقیب است. ترکیب این دو در یک تیم مدیریت، امنیت سازمان را تضمین میکند.
تفاوت در «عدم خودانگیختگی» بین این دو تیپ خیلی خوب باز شده بود. کنترل عقلانی در محیطهای کاری خشک میتواند مزیت باشد اما برای خلاقیت سد بزرگی است.
من به عنوان یک تیپ ۶، واقعاً با موضوع «ترس از گناه» که در مقاله ذکر شد درگیر هستم. گاهی این ترس باعث میشود اصلاً به گزینههای جدید فکر نکنم.
حامد عزیز، این آگاهی اولین قدم برای تغییر است. در کوچینگ فردی، ما تلاش میکنیم تا فضای امنی برای تفکر بدون قضاوت ایجاد کنیم تا این سد ذهنی شکسته شود.
بسیار جالب بود که تیپ ۱ همزمان احترام میگذارد و انتقاد میکند. این تضاد را در بسیاری از کارمندان باسابقه میبینم که هم به ساختار وفادارند و هم همیشه شاکی هستند.
نکته ظریفی را اشاره کردید. در تیپ ۱، این انتقاد ناشی از میل به بهبود و اصلاح است، نه لزوماً مخالفت با اقتدار. آنها میخواهند سیستم «درست» کار کند.
آیا محرومیت تیپ ۶ از شهود و تفکر خودانگیخته، باعث میشود در پوزیشنهای استراتژیک عملکرد ضعیفی داشته باشند؟
خیر، لزوماً اینطور نیست. تیپ ۶ در شناسایی ریسکها فوقالعاده عمل میکند. چالش آنها «ترس از اشتباه» است که تفکرشان را محدود میکند. با تمرینهای خودآگاهی و کوچینگ، آنها میتوانند یاد بگیرند به تحلیلهای ذهنی خود اعتماد کنند.
مطلب بسیار مفیدی بود. من همیشه در تشخیص تفاوت بین مدیران کمالگرا (تیپ ۱) و مدیران محتاط (تیپ ۶) دچار چالش بودم. این نکته که تیپ ۱ سریعتر تصمیم میگیرد خیلی کلیدی است.
دقیقاً همینطور است، فاطمه عزیز. در بیزنس کوچینگ، تشخیص این تفاوت حیاتی است؛ چرا که تیپ ۱ با قاطعیت به سمت اجرا میرود، اما تیپ ۶ ممکن است در چرخه تحلیل و تردید (Analysis Paralysis) متوقف شود.