5
(37)

سال‌ها، حتی قرن‌ها، فلسفه کسب‌وکار این بود که احساسات را در درب ورودی بگذارید. تنها مهارتی که در محیط کار مورد استقبال بود، عمل‌گرایی یا تحلیل منطقی بود. اما با انتشار کتاب معروف دانیل گلمن به نام “هوش هیجانی” در سال 1995، اهمیت هوش هیجانی برای موفقیت در کار شناخته شد. از آن زمان، سازمان‌ها به آرامی به سمت ارزش‌گذاری این مهارت‌ها و تشویق توسعه آن‌ها حرکت کرده‌اند.

اما تغییر در سازمان‌ها زمان‌بر است. این فقط به معنای گفتن “حالا احساسات خوش آمدند” نیست. بلکه نیاز به تغییر در رویکردهای قدیمی رهبری و مدیریت افراد دارد. این تغییر شامل نحوه گوش دادن، نوع گفتگوهایی که تشویق می‌کنیم و واکنش به احساسات دیگران است. هر تعامل ما در محل کار، فرهنگ آنجا را شکل می‌دهد – یا آن را تقویت می‌کند یا تغییر می‌دهد.

انیاگرام ابزاری عالی برای افزایش هوش هیجانی در محیط کار است. بیایید ببینیم این موضوع در عمل چگونه است.

📌 مطلب مرتبط و خواندنی:رابطه بین تیپ 5 و تیپ 6 انیاگرام

هوش هیجانی چیست؟

هوش هیجانی توانایی درک و مدیریت احساسات خود و پاسخ‌دهی حساس به احساسات دیگران است. اگر زمانی را صرف تقویت هوش هیجانی خود کرده‌اید، معمولاً می‌دانید که چه احساسی دارید، این احساسات چه معنایی دارند و چگونه می‌توانند بر دیگران تأثیر بگذارند.

زمانی که می‌توانید نحوه ابراز احساسات و واکنش به احساسات غیرمنتظره را مدیریت کنید، در موارد زیر بهتر خواهید بود:

  • مدیریت و کاهش استرس خود
  • بهبود تعاملات و ارتباطات با دیگران
  • همدلی با احساسات و چالش‌های دیگران
  • عبور روان از موانع
  • کاهش تنش‌ها، چه در خود و چه با دیگران

برای بسیاری از افراد، به ویژه کسانی که در صنایع مبتنی بر دانش کار می‌کنند، کار با دیگران انجام می‌شود. کار در تعاملات و روابط ما با همکاران، مشتریان و جامعه اتفاق می‌افتد. برای این افراد، کار فقط ساخت یک قطعه از یک محصول نیست. موفقیت در کار نیاز به همکاری دارد. و هر چه هوش هیجانی بیشتری داشته باشید، همکاری مؤثرتری خواهید بود.

📌 نگاهی به این مقاله بیندازید:رابطه بین تیپ ۳ و تیپ ۸ انیاگرام

چگونه انیاگرام هوش هیجانی را افزایش می‌دهد؟

هوش هیجانی چهار عنصر دارد:

  1. خودآگاهی
  2. مدیریت خود یا خودتنظیمی
  3. آگاهی اجتماعی یا همدلی
  4. مدیریت روابط

بیایید هر یک از این عناصر را بررسی کنیم و ببینیم انیاگرام چگونه به افراد و سازمان‌ها در توسعه آن‌ها کمک می‌کند.

📌 توصیه می‌کنیم این را هم ببینید:رابطه بین تیپ ۱ و تیپ ۸ انیاگرام

خودآگاهی

خودآگاهی به معنای توانایی شناخت احساسات خود در حین تجربه آن‌ها و درک تأثیر آن‌ها بر افکار و اعمال ماست. همچنین شامل شناسایی نقاط قوت و ضعف خود است.

انیاگرام نه الگوی رایج از احساسات و واکنش‌های ما را توصیف می‌کند. برخی تیپ‌ها احساسات خود را کاهش می‌دهند، در حالی که برخی دیگر احساسات را به شدت تجربه می‌کنند. برخی تیپ‌ها احساسات را به عنوان حس‌ها درک می‌کنند و برخی دیگر به تحلیل احساسات می‌پردازند.

با درک الگوهای احساسی خود، می‌توانیم خودآگاهی بیشتری نسبت به تجربه‌های احساسی‌مان پیدا کنیم و نحوه واکنش به آن‌ها را بهتر بشناسیم.

ما در محل کار همواره احساسات را تجربه می‌کنیم. ممکن است قبل از یک جلسه ارزیابی نگران باشیم یا قبل از یک ارائه عصبی شویم. ممکن است از عدم تأمین مالی پروژه‌امان ناراحت شویم یا از عدم پیشرفت پروژه ناامید شویم. همچنین ممکن است بابت تیمی که در آن کار می‌کنیم سپاسگزار باشیم یا نسبت به برنامه‌های آینده خوشبین باشیم.

وقتی از تجربه‌های احساسی خود آگاه هستیم، می‌توانیم آن احساسات را به عنوان اطلاعات ببینیم. حال می‌توانیم مکث کنیم و آن‌ها را بیشتر بررسی کنیم، به جای اینکه به طور ناگهانی واکنش نشان دهیم.

وقتی یک سازمان خودآگاهی را در کارکنان خود تشویق و توسعه می‌دهد، فرهنگ آن سازمان بیشتر به سمت حل مسائل متمایل می‌شود. زیرا کارکنان به نقاط قوت خود اطمینان بیشتری دارند و می‌توانند قبل از واکنش، مکث کنند. این باعث می‌شود زمان کمتری را صرف سرزنش یا انتقاد از دیگران کنند.

📌 بیشتر بخوانید:رابطه بین تیپ ۲ و تیپ ۸ انیاگرام

مدیریت خود

پس از اینکه توانستیم احساسات خود را شناسایی کنیم، باید بتوانیم آن‌ها را به شیوه‌های سالم ابراز کنیم. این به معنای کنترل، سرکوب یا نادیده گرفتن احساسات نیست؛ بلکه باید بفهمیم که پشت هر احساس چه چیزی وجود دارد و از آن برای اقدام، پیگیری تعهدات یا سازگاری با شرایط تغییر یافته استفاده کنیم.

انیاگرام توصیف می‌کند که هر یک از نه تیپ چگونه به چهار احساس اصلی – خشم، غم، ترس و شادی – واکنش نشان می‌دهند.

به عنوان مثال، در مورد خشم، برخی تیپ‌ها سریعاً خشم خود را نشان می‌دهند. دیگران آن را به شیوه‌ای منفعل یا منفعل-تهاجمی ابراز می‌کنند، مانند اینکه وقتی چیزی نمی‌خواهند، می‌گویند “بله” یا وقتی از آن‌ها نظر خواسته می‌شود، نظری نمی‌دهند. هیچ‌یک از این واکنش‌ها سالم نیستند. وقتی خشم را تجربه می‌کنیم، احساسات ما به ما می‌گویند که مرزهای ما به نوعی نقض شده‌اند.

وقتی می‌توانیم به واکنش خود آگاه شویم، می‌توانیم مکث کنیم و از خود بپرسیم چه خطی رد شده و چگونه می‌توانیم به طور مؤثر با آن برخورد کنیم. گاهی این به معنای صحبت با کسی، گفتن “نه” یا ابراز نظر به نمایندگی از خود یا دیگران است. این یک فراخوان برای اقدام است. وقتی می‌توانیم از خشم به عنوان انگیزه‌ای برای اقدامات مثبت استفاده کنیم، نتیجه بسیار مؤثرتر خواهد بود.

سازمان‌هایی که سطح بالاتری از خودتنظیمی دارند، می‌توانند به طور مؤثرتر ارتباط برقرار کنند، استرس کمتری را تجربه کنند و از نگرانی در مورد چیزهایی که گفته نشده یا اقداماتی که انجام نشده، بهره‌وری بیشتری داشته باشند.

📌 همراه با این مقاله بخوانید:رابطه بین دو تیپ 4 انیاگرام

آگاهی اجتماعی

آگاهی اجتماعی به معنای داشتن همدلی و درک عمیق نسبت به تجربیات دیگران است، حتی اگر با تجربیات خودتان متفاوت باشد. وقتی در این مهارت پیشرفت کنید، می‌توانید نشانه‌های احساسات، نیازها و نگرانی‌های دیگران را درک کنید. همچنین در گروه‌های اجتماعی احساس راحتی بیشتری خواهید کرد و می‌توانید دینامیک‌های قدرت در گروه یا سازمان خود را شناسایی کنید.

در قلب هر یک از نه تیپ انیاگرام، یک چالش اصلی وجود دارد – یک باور نادرست که در کودکی شکل گرفته و شخصیت ما حول آن ساخته شده است. این باورهای نادرست هیچ‌کدام زیبا نیستند. چه دوران کودکی ساده‌ای داشته باشیم یا دشوار، همه ما نیازهایی داشتیم که برآورده نشده‌اند و این یعنی همه ما با یک باور نادرست دست و پنجه نرم می‌کنیم. این موضوع باعث می‌شود که دنیا را از یک لنز خاص ببینیم و آن را به دیگران دفاع کنیم.

به طور کلی، انیاگرام به ما می‌آموزد که همه ما به نوعی در حال مبارزه هستیم. این به ما کمک می‌کند تا نسبت به خود و دیگران همدلی بیشتری داشته باشیم. دانستن اینکه همه ما در یک قایق هستیم، به ما می‌فهماند که هیچ‌کس بهتر یا بدتر از ما نیست؛ فقط دیدگاه‌های متفاوتی داریم.

وقتی برای دیگران همدلی داریم، وقت بیشتری برای درک دیدگاه آن‌ها می‌گذاریم. ما فراتر از واکنش‌های سطحی می‌رویم و از خود می‌پرسیم چه چیزی ممکن است در زیر آن اتفاق بیفتد.

سازمان‌هایی که سطح بالاتری از آگاهی اجتماعی دارند، رضایت مشتری، مشارکت کارکنان، حفظ کارکنان و تنوع و شمول بیشتری را تجربه می‌کنند. هر چه بیشتر بتوانیم یکدیگر را بشنویم و به تفاوت‌هایمان ارزش بدهیم، مشارکت بیشتری خواهیم داشت.

📌 شاید این مطلب هم برایتان جالب باشد:رابطه بین تیپ ۳ و تیپ ۷ انیاگرام

مدیریت روابط

مدیریت روابط به معنای توانایی ایجاد و حفظ روابط کاری خوب، ارتباط واضح، کار گروهی مؤثر، الهام‌بخشی و تأثیرگذاری بر دیگران و مدیریت تعارض است.

انیاگرام نقاط قوت و چالش‌های هر تیپ را نشان می‌دهد و بنابراین به افراد درون تیم شما کمک می‌کند. به سادگی، انیاگرام می‌تواند به عنوان یک زبان مشترک برای مدیریت نقاط قوت و نقاط کور مختلف استفاده شود.

به عنوان مثال، تیپ هشت سریعاً اقدام می‌کند که گاهی بسیار ضروری است، اما در کند عمل کردن و تحلیل اطلاعات مشکل دارد. تیپ پنج‌ها ترجیح می‌دهند اطلاعات را تحلیل کنند و گزینه‌ها را ارزیابی کنند، اما ممکن است در اقدام کردن دچار مشکل شوند. این دو می‌توانند ترکیب عالی‌ای بسازند، به شرطی که نیازها و نقاط قوت متفاوت یکدیگر را شناسایی کرده و به گونه‌ای همکاری کنند که به هر دو احترام بگذارند.

سازمان‌هایی که در مدیریت روابط سطح بالاتری دارند، می‌توانند از تنوع شناختی بهره‌برداری بیشتری کنند. آن‌ها می‌توانند افرادی با مهارت‌ها، دیدگاه‌ها و تجربیات مختلف را گرد هم آورند و بدانند که می‌توانند به یکدیگر گوش دهند، دیدگاه‌های متفاوت را به اشتراک بگذارند و با هم برای عبور از موانع مختلف همکاری کنند، در حالی که به دیدگاه‌های یکدیگر همدلی کرده و به ارزش آن‌ها توجه می‌کنند، نه فقط به دیدگاه‌های خودشان.

📌 موضوع مشابه و کاربردی:رابطه بین تیپ ۲ و تیپ ۳ انیاگرام

استفاده از انیاگرام در تیم یا سازمان شما

انیاگرام ممکن است در ابتدا کمی افراد را ناراحت کند، زیرا نقاط ضعف یا نقاط کور ما را نشان می‌دهد که از آن‌ها آگاه نیستیم. بنابراین، اطمینان حاصل کنید که کسی که جلسات را تسهیل می‌کند، در طول فرایند درک و همدلی زیادی از خود نشان دهد.

اگر تیم شما تصمیم به استفاده از انیاگرام به عنوان یک زبان مشترک برای مدیریت چالش‌ها گرفت، بهتر است چند قاعده اساسی تعیین کنید که مشخص کند این چارچوب چگونه استفاده خواهد شد. باید اطمینان حاصل کنید که همه توافق دارند که از آن در یک زمینه بی‌طرف استفاده کنند و نه به عنوان سلاح علیه یکدیگر.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 5 / 5. تعداد رای‌ها: 37

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

درباره حسام الدین عالمیان

از روزی که اولین سایت انگلیسی خودم رو راه اندازی کردم حدود 5 سالی میگذره. البته من 15 ساله که وب سایت های مختلف و کسب و کارهای آنلاین زیادی رو هم راه اندازی کرده بودم و هنوز هم ادارشون میکنم. تو این مدت یک نفره همه کارهای سایت رو انجام می دادم. اونم سایت انگلیسی با مخاطب و بازدیدکننده از سرتاسر دنیا.اینکه محتوا تولید کنم، اینکه روی سئو سایت کار کنم، اینکه امنیت سایت رو بالا ببرم و جلوی هکرها و خرابکارها رو بگیرم. اینکه درآمد دلاری رو نقدش کنم و به راه های افزایش درآمد فکر کنم.نتیجش این شد که تونستم به بازدیدکننده بالایی روی سایت برسم. روزی نزدیک 70هزار بازدیدکننده از گوگل. و تونستم چیزی که همیشه آرزوش رو داشتم، یک سایت انگلیسی با بازدیدکننده بالا از سرتاسر دنیا.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *