فروش

چگونه با استفاده از تیپ های شخصیتی ارتباطات عمیق‌تری با مشتریان برقرار کنیم

چگونه با استفاده از تیپ های شخصیتی ارتباطات عمیق‌تری با مشتریان برقرار کنیم
آنچه در این مقاله خواهید خواند:
5
(167)

ساختن روابط قوی با مشتریان کلید موفقیت در هر کسب‌وکاری است. درک عمیق‌تر مشتریان به شما کمک می‌کند تا با آن‌ها ارتباط برقرار کنید، نیازهایشان را برآورده کنید و در نهایت اعتماد آن‌ها را جلب کنید. یکی از روش‌های مؤثر برای دستیابی به این هدف، استفاده از بینش‌های شخصیتی است. در اینجا نحوه ایجاد ارتباطات عمیق‌تر با مشتریان از طریق درک شخصیت‌های آن‌ها آورده شده است.

📌 نگاهی به این مقاله بیندازید:رابطه بین تیپ 4 و تیپ 6 انیاگرام

درک تیپ‌های شخصیتی

بینش‌های شخصیتی از این ایده نشأت می‌گیرد که هر فرد ویژگی‌های منحصر به فردی دارد که بر نحوه تفکر، احساس و رفتار او تأثیر می‌گذارد. مدل‌های مختلفی برای درک شخصیت وجود دارد، مانند شاخص تیپ مایرز-بریگز (MBTI)، پنج ویژگی بزرگ شخصیتی یا حتی چارچوب‌های ساده‌تری مانند مدل DISC. هر یک از این مدل‌ها افراد را بر اساس ویژگی‌های مختلف دسته‌بندی می‌کند و به شما این امکان را می‌دهد که تعاملات خود را متناسب با آن‌ها تنظیم کنید.

۱. شخصیت‌های مشتریان خود را بشناسید

اولین قدم در استفاده از بینش‌های شخصیتی، یادگیری درباره شخصیت مشتریان است. شما می‌توانید این کار را از طریق:

  • گفتگوهای مستقیم: در جلسات یا گفتگوهای غیررسمی سوالات باز بپرسید. این رویکرد به مشتریان اجازه می‌دهد تا افکار، ترجیحات و احساسات خود را با کلمات خود به اشتراک بگذارند.
  • نظرسنجی‌ها و آزمون‌ها: در نظر داشته باشید که یک نظرسنجی یا آزمون ساده ایجاد کنید که مشتریان بتوانند آن را پر کنند. این می‌تواند شامل سوالاتی درباره سبک کاری، فرآیند تصمیم‌گیری و ترجیحات ارتباطی آن‌ها باشد.
  • مشاهده: به نحوه تعامل مشتریان با شما و دیگران توجه کنید. سبک ارتباطی آن‌ها، واکنش‌هایشان به چالش‌ها و نحوه ابراز رضایت یا نگرانی‌هایشان را مشاهده کنید.

۲. سبک ارتباطی خود را تنظیم کنید

پس از به‌دست آوردن بینش‌هایی درباره شخصیت مشتریان، سبک ارتباطی خود را متناسب با آن‌ها تنظیم کنید. به عنوان مثال:

  • اگر مشتری شما تحلیلی است: داده‌ها و توضیحات دقیق ارائه دهید. آن‌ها منطق و دقت را ارزشمند می‌دانند، بنابراین آماده باشید تا ادعاهای خود را با حقایق پشتیبانی کنید.
  • اگر مشتری شما بیانی است: ایده‌ها و بینش‌ها را با اشتیاق به اشتراک بگذارید. آن‌ها احتمالاً به گفتگوهای زنده واکنش خوبی نشان می‌دهند و خلاقیت را قدردانی می‌کنند.
  • اگر مشتری شما دوستانه است: بر ایجاد ارتباط شخصی تمرکز کنید. همدلی و درک نشان دهید و برقراری رابطه را به فروش تهاجمی ترجیح دهید.
  • اگر مشتری شما قاطع است: مختصر و مستقیم باشید. آن‌ها کارایی را ارزشمند می‌دانند و می‌خواهند سریع به اصل مطلب برسند.

۳. همدلی و درک نشان دهید

همدلی در ساخت روابط قوی با مشتریان بسیار مهم است. از دانش به‌دست‌آمده از بینش‌های شخصیتی برای همدلی با وضعیت مشتریان استفاده کنید. وقتی مشتریان احساس کنند که درک شده و ارزشمند هستند، احتمالاً به شما اعتماد کرده و وفادار می‌مانند.

  • به‌طور فعال گوش دهید: در گوش دادن فعال شرکت کنید. این به معنای حضور کامل در طول گفتگوها، تأیید احساسات آن‌ها و پاسخ‌دهی با تفکر است.
  • صبور باشید: شخصیت‌های مختلف ممکن است به زمان‌های متفاوتی برای توضیح نیازهای خود نیاز داشته باشند. با کسانی که به زمان بیشتری برای بیان افکارشان نیاز دارند، صبور باشید.

۴. پیشنهادات خود را سفارشی کنید

هر مشتری منحصر به فرد است و بینش‌های شخصیتی می‌تواند به شما کمک کند تا پیشنهادات خود را به‌گونه‌ای تنظیم کنید که نیازهای آن‌ها را بهتر برآورده کند.

  • راه‌حل‌های شخصی‌سازی‌شده: از درک شخصیت آن‌ها برای پیشنهاد راه‌حل‌هایی که با آن‌ها همخوانی دارد، استفاده کنید. به عنوان مثال، مشتری با شخصیت دقیق ممکن است از یک گزارش جامع قدردانی کند، در حالی که یک متفکر سطح بالا ممکن است یک خلاصه از نکات کلیدی را ترجیح دهد.
  • گزینه‌های انعطاف‌پذیر: گزینه‌هایی ارائه دهید که به تیپ‌های شخصیتی مختلف پاسخ دهد. این می‌تواند به معنای ارائه سطوح مختلف تعامل، مانند ارائه‌های دقیق برای مشتریان تحلیلی یا جلسات طوفان فکری برای مشتریان خلاق باشد.

۵. پیگیری و درخواست بازخورد

پس از کار با یک مشتری، پیگیری کنید تا نشان دهید که به نظرات و دیدگاه‌های آن‌ها اهمیت می‌دهید. از این فرصت برای جمع‌آوری بازخورد درباره خدمات و تجربه آن‌ها استفاده کنید.

  • از آن‌ها نظر بخواهید: درباره رضایت کلی آن‌ها بپرسید و ببینید آیا بهبودهایی وجود دارد که می‌توانید انجام دهید. بینش‌های شخصیتی می‌تواند به شما در هدایت سوالات کمک کند و به درک ترجیحات آن‌ها کمک کند.
  • بر اساس بازخورد تنظیم کنید: اگر بازخورد نشان می‌دهد که مشتری به ارتباط بیشتر یا جزئیات کمتری نیاز دارد، آماده باشید تا رویکرد خود را تطبیق دهید. انعطاف‌پذیری کلید ایجاد روابط پایدار است.
📌 این مقاله را از دست ندهید:رابطه بین تیپ‌های 7 و تیپ 9 انیاگرام

نتیجه‌گیری

استفاده از بینش‌های شخصیتی برای ارتباط با مشتریان یک استراتژی مؤثر برای ساخت روابط عمیق‌تر است. با درک شخصیت‌های منحصر به فرد آن‌ها، می‌توانید ارتباطات خود را تنظیم کنید، همدلی نشان دهید، پیشنهادات خود را سفارشی کنید و به‌طور معناداری پیگیری کنید. این رویکرد پیشگیرانه نه تنها رضایت مشتری را افزایش می‌دهد بلکه وفاداری و اعتماد را نیز تقویت می‌کند و راه را برای موفقیت بلندمدت در کسب‌وکار شما هموار می‌سازد. به یاد داشته باشید، هر چه بیشتر در درک مشتریان خود سرمایه‌گذاری کنید، ارتباطات شما قوی‌تر خواهد شد.

این پست چقدر برای شما مفید بود؟

برای امتیاز دادن روی ستاره‌ها کلیک کنید!

امتیاز میانگین 5 / 5. تعداد رای‌ها: 167

اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می‌دهد.

درباره حسام الدین عالمیان

از روزی که اولین سایت انگلیسی خودم رو راه اندازی کردم حدود 5 سالی میگذره. البته من 15 ساله که وب سایت های مختلف و کسب و کارهای آنلاین زیادی رو هم راه اندازی کرده بودم و هنوز هم ادارشون میکنم. تو این مدت یک نفره همه کارهای سایت رو انجام می دادم. اونم سایت انگلیسی با مخاطب و بازدیدکننده از سرتاسر دنیا. اینکه محتوا تولید کنم، اینکه روی سئو سایت کار کنم، اینکه امنیت سایت رو بالا ببرم و جلوی هکرها و خرابکارها رو بگیرم. اینکه درآمد دلاری رو نقدش کنم و به راه های افزایش درآمد فکر کنم. نتیجش این شد که تونستم به بازدیدکننده بالایی روی سایت برسم. روزی نزدیک 70هزار بازدیدکننده از گوگل. و تونستم چیزی که همیشه آرزوش رو داشتم، یک سایت انگلیسی با بازدیدکننده بالا از سرتاسر دنیا.

  1. امین گفت:

    این روش چه تفاوتی با روانشناسی فروش داره؟ یا به عبارتی، کوچینگ کسب‌وکار اینجا به چه معناست؟

    1. 9persona.ir گفت:

      امین عزیز، تفاوت در هدف نهایی است. روانشناسی فروش عمدتاً بر درک مشتری برای تسهیل فرایند خرید و افزایش فروش تمرکز دارد. در حالی که کوچینگ کسب‌وکار، با هدف توانمندسازی فرد یا سازمان برای دستیابی به اهدافشان از طریق توسعه مهارت‌ها، تغییر دیدگاه‌ها و رفع موانع درونی، فعالیت می‌کند. در این زمینه، استفاده از تیپ‌شناسی شخصیت به کوچ کمک می‌کند تا: ۱. مراجع را بهتر درک کند. ۲. سبک کوچینگ خود را متناسب با نیازها و نحوه پردازش اطلاعات مراجع تنظیم کند. ۳. به مراجع کمک کند تا نقاط قوت شخصیتی خود را بشناسد و از آن‌ها در کسب‌وکارش بهره ببرد. ۴. به مراجع کمک کند تا چالش‌های ارتباطی خود با تیم یا مشتریانش را از منظر تیپ‌شناسی حل کند. بنابراین، هدف افزایش ‘اثربخشی’ کوچینگ است، نه فقط ‘فروش’.

  2. الهه گفت:

    ممنون از مقاله. نکته مهمی که در این روش هست، بحث انعطاف‌پذیریه. بعضی وقتا آدم‌ها ترکیبی از چند تیپ هستن. چطور باید با این وضعیت کنار اومد؟

  3. مهدی گفت:

    چقدر طول میکشه تا یک کوچ بتونه تو تشخیص تیپ‌های شخصیتی ماهر بشه؟ آیا دوره‌های آموزشی خاصی برای این کار وجود داره؟

    1. 9persona.ir گفت:

      مهدی عزیز، تسلط بر تشخیص تیپ‌های شخصیتی یک فرایند مداوم است که با تجربه و تمرین عمیق‌تر می‌شود. نمی‌توان یک بازه زمانی دقیق تعیین کرد، اما با مطالعه مداوم، مشاهده فعال و بازخوردگیری، می‌توان در عرض چند ماه به یک درک کاربردی رسید. بله، دوره‌های آموزشی متعددی برای مدل‌های مختلف مانند DISC، MBTI و Enneagram وجود دارد که هم به صورت آنلاین و هم حضوری برگزار می‌شوند. بسیاری از برنامه‌های آموزش کوچینگ نیز بخشی را به این مباحث اختصاص می‌دهند. مهم این است که بعد از آموزش، آموخته‌ها را به صورت عملی در تعاملات روزمره خود به کار ببرید و نتایج را تحلیل کنید.

  4. مرجان گفت:

    بنظرم خیلی از این مدل‌های تیپ‌شناسی مثل MBTI اعتبار علمی کافی ندارن. آیا بهتر نیست روی مهارت‌های عمومی ارتباطی مثل همدلی و گوش دادن فعال تمرکز کنیم؟

  5. رضا گفت:

    برای کسب‌وکارهای نوپا (استارتاپ‌ها) که هنوز مشتریان زیادی ندارن، چطور میشه این تیپ‌شناسی رو انجام داد؟ آیا لازمه از ابتدا به فکرش باشیم؟

    1. 9persona.ir گفت:

      رضا جان، برای استارتاپ‌ها، این رویکرد حتی حیاتی‌تر هم می‌تواند باشد. در مراحل اولیه که تعداد مشتریان کم است، هر تعامل با مشتری فوق‌العاده ارزشمند است. شما می‌توانید با هر مشتری که دارید، از همین حالا تمرین کنید. سوالات باز بپرسید، به بازخوردها گوش دهید و سعی کنید الگوهای رفتاری و ترجیحات آن‌ها را شناسایی کنید. این کار به شما کمک می‌کند تا پرسونای مشتری (Customer Persona) خود را با دقت بیشتری بسازید و نه تنها در ارتباطات، بلکه در توسعه محصول و استراتژی‌های بازاریابی آینده نیز هدفمندتر عمل کنید. هر مشتری اولیه، یک منبع یادگیری گرانبهاست برای درک بهتر بازار هدف شما.

  6. کیمیا گفت:

    کاش چند مثال عملی از سوالات باز برای تیپ‌های مختلف هم می‌گذاشتید. این قسمت ‘گفتگوهای مستقیم’ همیشه برای من چالش برانگیزه.

  7. پریسا گفت:

    به نظرم این مقاله بیشتر به جنبه‌های فروش و بازاریابی می‌خوره تا کوچینگ. کوچینگ یعنی کمک به رشد فرد، نه صرفاً جلب اعتماد برای فروش محصول. آیا این تفاوت رو در نظر گرفتید؟

    1. 9persona.ir گفت:

      پریسا خانم، دیدگاه شما ارزشمند است. درست است که مفاهیم ارتباط‌سازی عمیق در فروش و بازاریابی نیز کاربرد دارد، اما در کوچینگ، «جلب اعتماد» و «برقراری ارتباط عمیق» پایه‌های اصلی فرایند رشد هستند. یک کوچ بدون اعتماد و درک متقابل نمی‌تواند به مراجع خود کمک کند تا به اهدافش برسد. شناخت تیپ‌های شخصیتی به کوچ کمک می‌کند تا: ۱. زبان مشترک مؤثرتری با مراجع پیدا کند. ۲. چالش‌ها و مقاومت‌های مراجع را از منظر شخصیتی بهتر درک کند. ۳. تمرینات و رویکردهای کوچینگ را متناسب با سبک یادگیری و انگیزه‌های مراجع تنظیم کند. ۴. اعتماد و رپورت (rapport) قوی‌تری بسازد که برای پیشبرد فرایند کوچینگ حیاتی است. بنابراین، هدف فقط «فروش» نیست، بلکه افزایش اثربخشی فرایند کوچینگ و تعمیق تجربه مراجع است.

  8. رامین گفت:

    آیا تمرکز زیاد روی تیپ‌شناسی باعث نمیشه که ما مشتری رو برچسب‌گذاری کنیم و از دیدن جنبه‌های منحصر به فردش غافل بشیم؟

    1. 9persona.ir گفت:

      نکته بسیار مهمی را مطرح کردید، رامین عزیز. هدف از تیپ‌شناسی هرگز برچسب‌گذاری یا محدود کردن فرد به یک قالب نیست. بلکه، این چارچوب‌ها ابزاری هستند برای درک بهتر الگوهای رفتاری و ترجیحات ارتباطی اولیه. تیپ‌شناسی نباید منجر به قضاوت شود، بلکه باید به عنوان یک نقطه شروع برای درک عمیق‌تر به کار گرفته شود. هر فردی منحصر به فرد است و فراتر از هر تیپ شخصیتی است. این بینش‌ها به ما کمک می‌کنند تا در ابتدا بهتر با فرد ارتباط برقرار کنیم، اما همواره باید آماده باشیم تا در طول تعامل، فرضیات خود را بازنگری کرده و به جنبه‌های فردی و نادیده گرفته‌شده شخصیت مشتری توجه کنیم. انعطاف‌پذیری و باز بودن ذهن، کلید اصلی است.

  9. نگین گفت:

    مقاله خیلی خوبی بود، مرسی. فکر می‌کنم این روش به خصوص برای افرادی که مثل من، درون‌گرا هستن و اولش نمی‌تونن ارتباط خوبی با مشتری بگیرن، خیلی کمک‌کننده‌ست.

  10. آرش گفت:

    برای کسب‌وکارهای آنلاین که تعامل چهره به چهره نداریم، چطور می‌تونیم از تیپ‌شناسی استفاده کنیم؟ آیا از طریق تحلیل متن ایمیل‌ها یا چت‌ها ممکنه؟

    1. 9persona.ir گفت:

      بله، آرش جان، حتی در فضای آنلاین نیز می‌توان از نشانه‌هایی برای تیپ‌شناسی استفاده کرد، هرچند که پیچیده‌تر است. تحلیل متن ارتباطات (ایمیل، چت، پیام‌های شبکه‌های اجتماعی) می‌تواند سرنخ‌هایی بدهد. مثلاً: آیا مشتری سوالات مفصل و جزئی می‌پرسد (تحلیلی)؟ آیا بر روی جنبه‌های احساسی یا ارتباطی تأکید دارد (ارتباط‌محور)؟ آیا مستقیم و نتیجه‌گرا صحبت می‌کند (مقتدر)؟ آیا به دنبال ثبات و رویه‌هاست (پایدار)؟ همچنین، محتوای پروفایل‌های عمومی آن‌ها در لینکدین یا سایر پلتفرم‌ها نیز می‌تواند اطلاعاتی بدهد. فرم‌های نظرسنجی هدفمند نیز می‌توانند کمک‌کننده باشند. هرچند دقت این روش‌ها کمتر از تعاملات حضوری است، اما با تمرین و دقت، می‌توان به بینش‌های مفیدی دست یافت.

  11. شیما گفت:

    آیا تجربه شما نشان داده که یک تیپ شخصیتی خاص، بیشتر به دنبال کوچینگ می‌رود یا نتایج بهتری از آن می‌گیرد؟

  12. امیر گفت:

    اینکه می‌گید «تعاملات خود را متناسب با آن‌ها تنظیم کنید» خیلی مهمه. اما این به معنی تغییر دادن خودم نیست؟ چطور می‌تونم ضمن وفاداری به سبک خودم، با تیپ‌های مختلف ارتباط مؤثر برقرار کنم؟

    1. 9persona.ir گفت:

      سوال بسیار اساسی و هوشمندانه‌ای است، امیر عزیز. «تنظیم تعاملات» به معنای تغییر دادن شخصیت یا اصالت شما نیست، بلکه به معنی تطبیق‌پذیری در شیوه ارائه اطلاعات و برقراری ارتباط است. شما می‌توانید با حفظ هویت و ارزش‌های خود، زبان بدن، لحن صدا، انتخاب کلمات و ساختار پیام‌هایتان را طوری تنظیم کنید که برای گیرنده (مشتری) قابل فهم‌تر، جذاب‌تر و مؤثرتر باشد. مثلاً برای یک تیپ تحلیلی، بیشتر بر روی فکت‌ها و داده‌ها تمرکز کنید و برای یک تیپ ارتباط‌محور، جنبه‌های انسانی و تأثیر بر تیم را برجسته سازید. این کار نه تنها اصالت شما را زیر سوال نمی‌برد، بلکه نشان‌دهنده هوشمندی و احترام شما به تفاوت‌های فردی است و به شما کمک می‌کند تا به عنوان یک کوچ، تأثیرگذاری بیشتری داشته باشید.

  13. لیلا گفت:

    به عنوان یک کوچ، چقدر باید روی تیپ‌شناسی تخصصی کار کنم؟ آیا صرفاً درک کلی از انواع تیپ‌ها کافی نیست؟ نگرانم که درگیر جزئیات بشم و از اصل کار کوچینگ دور بشم.

  14. حسین گفت:

    من خودم درگیر مدل Enneagram هستم و به نظرم عمیق‌تر از MBTI به انگیزه‌های درونی افراد می‌پردازه. آیا این مدل هم می‌تونه در کوچینگ برای ارتباط بهتر با مشتری استفاده بشه؟

    1. 9persona.ir گفت:

      قطعاً، حسین عزیز. مدل Enneagram یکی از قوی‌ترین ابزارهای شناخت شخصیت است و به دلیل تمرکزش بر انگیزه‌های اصلی، ترس‌ها و تمایلات درونی، می‌تواند بینش‌های فوق‌العاده‌ای در کوچینگ فراهم کند. در حالی که MBTI بیشتر به رفتارهای قابل مشاهده می‌پردازد، Enneagram به لایه‌های عمیق‌تر ‘چرایی’ آن رفتارها نفوذ می‌کند. استفاده از Enneagram به شما کمک می‌کند تا نه تنها سبک ارتباطی مشتری را درک کنید، بلکه انگیزه‌های پنهان تصمیمات و مقاومت‌های احتمالی او را نیز بشناسید. این درک عمیق‌تر به شما امکان می‌دهد تا کوچینگ مؤثرتری ارائه دهید و ارتباطی مبتنی بر همدلی و اعتماد واقعی بسازید. البته استفاده از آن نیاز به آشنایی عمیق‌تر با مدل و ظرافت‌های آن دارد.

  15. فاطمه گفت:

    اینکه می‌گید باید سوالات باز بپرسیم خیلی درسته. ولی گاهی حس می‌کنم مشتریان ممکنه این سوالات رو نوعی فضولی تلقی کنن. چطور میشه مرز بین ارتباط‌سازی و تجاوز به حریم شخصی رو رعایت کرد؟

    1. 9persona.ir گفت:

      سوال بسیار مهمی است، فاطمه خانم. کلید در این است که هدف از پرسش را شفاف کنید و سوالات را در بستر مناسبی مطرح نمایید. مثلاً می‌توانید با بیان اینکه هدف شما درک بهتر نیازها و ارائه راهکار شخصی‌سازی شده است، شروع کنید. همچنین، به جای پرسش‌های خیلی شخصی، روی ترجیحات کاری، سبک تصمیم‌گیری، یا چالش‌های حرفه‌ای متمرکز شوید. مثلاً به جای «چه چیزی شما را خوشحال می‌کند؟»، بپرسید «چه نوع همکاری یا روش کاری‌ای برای شما رضایت‌بخش‌تر است؟». نکته دیگر، گوش دادن فعال و همدلی است؛ اگر مشتری تمایلی به پاسخ دادن نشان نداد، اصرار نکنید و به سمت موضوع دیگری بروید. اعتماد به تدریج شکل می‌گیرد و اصرار بیش از حد می‌تواند نتیجه عکس داشته باشد.

  16. پویا گفت:

    ممنون از مقاله خوبتون. من مدت‌هاست از مفهوم EQ در کارم استفاده می‌کنم. آیا تیپ‌شناسی شخصیت‌ها مکمل EQ محسوب میشه یا ابزار کاملاً متفاوتیه؟

  17. نسرین گفت:

    این خیلی جالبه! من فکر می‌کنم MBTI ممکنه یکم پیچیده باشه برای استفاده روزمره در ارتباط با مشتری. آیا مدل DISC که اشاره کردید، برای کوچ‌ها کاربردی‌تر نیست؟

  18. مجید گفت:

    سلام. چطور میشه از این روش برای مشتریانی که خیلی کم‌حرف هستن و علاقه‌ای به باز کردن صحبت ندارن، استفاده کرد؟ گاهی اوقات پرسیدن سوالات باز هم جواب نمی‌ده.

    1. 9persona.ir گفت:

      سلام مجید جان. این یک چالش رایج است. برای مشتریان کم‌حرف، به جای تمرکز صرف بر سوالات باز، می‌توانید از تکنیک‌های مشاهده فعال (Active Observation) و گوش دادن فعال (Active Listening) بهره ببرید. به زبان بدن، واکنش‌ها به موضوعات مختلف، و حتی سکوت‌هایشان توجه کنید. همچنین، می‌توانید سوالات باز را با یک زمینه مشترک یا یک مشاهده غیرمستقیم شروع کنید؛ مثلاً: «می‌بینم که در جلسه قبلی به نکته X واکنش نشون دادید، می‌تونم بپرسم چه چیزی شما رو در اون لحظه درگیر کرد؟» یا «تجربه من نشون می‌ده که افرادی با زمینه کاری شما، معمولاً به Y اهمیت می‌دن. در مورد شما چطوره؟». گاهی ارائه گزینه‌های محدود نیز (به جای سوال کاملاً باز) می‌تواند مشتری را به صحبت ترغیب کند؛ مثلاً: «آیا نگرانی شما بیشتر مربوط به سرعت اجراست یا کیفیت نهایی؟».

  19. سارا گفت:

    مقاله بسیار روشنگری بود. همیشه به شهود خودم برای درک مشتری اعتماد می‌کردم، اما این ایده که سیستماتیک به تیپ‌های شخصیتی نگاه کنیم، خیلی جذاب‌تره. آیا ابزار خاصی برای تشخیص سریع تیپ‌های شخصیتی در جلسات اول وجود داره؟

  20. علی گفت:

    ممنون بابت این مقاله عالی. واقعاً ساختن ارتباط عمیق با مشتری چیزیه که خیلی از بیزینس‌ها توش ضعف دارن. تیپ‌شناسی شخصیت‌ها چقدر می‌تونه تو فضای کوچینگ B2B کاربردی باشه؟

    1. 9persona.ir گفت:

      خواهش می‌کنم، علی عزیز. در فضای کوچینگ B2B، تیپ‌شناسی شخصیت‌ها حتی کاربردی‌تر هم می‌تواند باشد. شناخت شخصیت‌های کلیدی در سازمان مشتری (تصمیم‌گیرندگان، کاربران نهایی) به شما کمک می‌کند تا استراتژی‌های ارتباطی، ارائه راه‌حل‌ها و حتی سبک مذاکره خود را متناسب با ویژگی‌های آن‌ها تنظیم کنید. مثلاً، با یک تصمیم‌گیرنده که تیپ شخصیتی تحلیلی دارد، باید بر روی داده‌ها و منطق تمرکز کنید؛ در حالی که برای یک تیپ متمرکز بر ارتباط، تأکید بر تأثیر انسانی و همکاری نتیجه‌بخش‌تر خواهد بود. این رویکرد به شما امکان می‌دهد تا نیازها و دغدغه‌های پنهان مشتری را بهتر درک کرده و ارزش پیشنهادی خود را به شکلی مؤثرتر ارائه دهید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *