بلاگ
تست A/B با عینک انیاگرام: چگونه فرضیههای تست خود را هوشمندانهتر طراحی کنیم؟
- آیا تستهای A/B شما اغلب نتایج قاطعی به همراه ندارند؟
- چگونه میتوان فرضیههایی برای تست A/B طراحی کرد که شانس موفقیت بالاتری داشته باشند؟
- آیا میدانستید که شخصیتشناسی انیاگرام میتواند به درک عمیقتر کاربران و بهینهسازی وبسایت شما کمک کند؟
- چطور میتوان از ترکیب تست A/B و انیاگرام برای ایجاد تجربیات کاربری شخصیسازیشده و افزایش نرخ تبدیل استفاده کرد؟
در این مقاله جامع، به تمام این سوالات پاسخ خواهیم داد و به شما نشان میدهیم که چگونه با استفاده از یک ابزار قدرتمند شخصیتشناسی یعنی انیاگرام، میتوانید فرضیههای هوشمندانهتری برای تستهای خود بسازید. ترکیب تست A/B و انیاگرام به شما کمک میکند تا از سطح حدسهای کلی فراتر رفته و مستقیماً به انگیزههای درونی کاربران خود نفوذ کنید. با این رویکرد، نه تنها نتایج دقیقتری به دست میآورید، بلکه میتوانید استراتژی بازاریابی و طراحی محصول خود را به سطح جدیدی از کارایی برسانید.
تست A/B چیست و چرا گاهی اوقات شکست میخورد؟
تست A/B (که گاهی تست تقسیم یا Split Testing نیز نامیده میشود) یک روش تحقیقاتی برای مقایسه دو نسخه از یک صفحه وب، ایمیل، تبلیغ یا هر عنصر دیگری است تا مشخص شود کدام نسخه عملکرد بهتری دارد. در این روش، ترافیک کاربران به دو گروه تقسیم میشود: گروه A نسخه اصلی (کنترل) را میبیند و گروه B نسخه تغییریافته (آزمایشی) را تجربه میکند. سپس با تحلیل دادهها مشخص میشود که کدام نسخه به اهداف مورد نظر (مانند نرخ کلیک، نرخ تبدیل یا زمان ماندگاری) نزدیکتر است.
با وجود سادگی ظاهری، بسیاری از تستهای A/B به نتایج معناداری نمیرسند یا حتی شکست میخورند. دلایل اصلی این شکستها عبارتند از:
- فرضیههای ضعیف: بسیاری از فرضیهها بر اساس حدس و گمانهای سطحی یا کپیبرداری از رقبا ساخته میشوند، نه بر اساس درک عمیق از رفتار و روانشناسی کاربر.
- تغییرات جزئی و بیاثر: تغییر رنگ یک دکمه یا جابجایی یک عکس، اگر پشتوانه روانشناختی نداشته باشد، معمولاً تأثیر بزرگی بر رفتار کاربر نمیگذارد.
- نادیده گرفتن انگیزههای کاربر: بزرگترین اشتباه این است که «چه چیزی» را تغییر دهیم اما ندانیم «چرا» این تغییر باید مؤثر باشد. کاربران انسانهایی با نیازها، ترسها و انگیزههای متفاوت هستند.
اینجاست که انیاگرام به عنوان یک ابزار مکمل وارد میدان میشود. با درک کهنالگوهای شخصیتی، میتوانیم فرضیههایی طراحی کنیم که مستقیماً با انگیزههای ناخودآگاه مخاطبان ما صحبت میکنند.
انیاگرام: نقشه راهی برای درک ۹ تیپ شخصیتی
انیاگرام یک سیستم شخصیتشناسی قدرتمند است که انسانها را به ۹ تیپ اصلی تقسیم میکند. هر تیپ دارای یک انگیزه، ترس و دیدگاه منحصربهفرد نسبت به جهان است. این سیستم صرفاً یک برچسب نیست، بلکه یک نقشه پویا برای درک عمیقتر رفتارها، نیازها و نقاط کور شخصیتی است. آشنایی با این ۹ تیپ به ما کمک میکند تا بفهمیم کاربران مختلف در مواجهه با یک محصول یا پیام بازاریابی، چه واکنشی نشان خواهند داد.
مروری کوتاه بر ۹ تیپ انیاگرام:
- تیپ ۱ (کمالگرا): به دنبال درستی، کیفیت و بهبود مستمر هستند. از اشتباه کردن و بینظمی بیزارند.
- تیپ ۲ (یاریرسان): به دنبال دوست داشته شدن و مورد نیاز بودن هستند. تمرکزشان بر کمک به دیگران است.
- تیپ ۳ (موفقیتطلب): به دنبال تحسین و موفقیت هستند. تصویر بیرونی و کارآمدی برایشان بسیار مهم است.
- تیپ ۴ (فردگرا): به دنبال هویت منحصربهفرد و اصالت هستند. از معمولی بودن و پیشپاافتادگی دوری میکنند.
- تیپ ۵ (پژوهشگر): به دنبال دانش، شایستگی و درک عمیق هستند. از نادانی و وابستگی به دیگران میترسند.
- تیپ ۶ (وفادار): به دنبال امنیت، راهنمایی و اطمینان هستند. نگران خطرات احتمالی و عدم قطعیت هستند.
- تیپ ۷ (خوشگذران): به دنبال شادی، تجربه و هیجان هستند. از درد، محدودیت و از دست دادن فرصتها میگریزند.
- تیپ ۸ (چالشگر): به دنبال کنترل، قدرت و محافظت از خود و دیگران هستند. از کنترل شدن و نشان دادن ضعف بیزارند.
- تیپ ۹ (صلحطلب): به دنبال آرامش، هماهنگی و پذیرش هستند. از درگیری و تنش اجتناب میکنند.
حال که با هر دو مفهوم آشنا شدیم، بیایید ببینیم چگونه میتوان از ترکیب قدرتمند تست A/B و انیاگرام برای طراحی فرضیههای هوشمندانه استفاده کرد.
چگونه با عینک انیاگرام، فرضیههای تست A/B خود را طراحی کنیم؟
راز موفقیت در این است که به جای تمرکز بر تغییرات ظاهری، بر انگیزههای اصلی هر تیپ شخصیتی تمرکز کنیم. شما باید ابتدا تشخیص دهید که مخاطب هدف شما بیشتر به کدام تیپهای انیاگرام نزدیک است. سپس میتوانید فرضیههایی طراحی کنید که مستقیماً با نیازها و ترسهای آن تیپها صحبت کند.
در ادامه، برای هر تیپ شخصیتی، چند ایده برای طراحی فرضیه تست A/B ارائه میدهیم.
تیپ ۱: کمالگراها (The Perfectionist)
انگیزه اصلی: درستی، کیفیت، بهبود.
پیام کلیدی: “این محصول بینقص است و به شما کمک میکند کارها را به بهترین شکل انجام دهید.”
- فرضیه ۱ (صفحه محصول): اگر در توضیحات محصول بر استانداردهای بالا، گواهینامهها و جزئیات دقیق کیفی تأکید کنیم (نسخه B)، نرخ تبدیل افزایش مییابد زیرا به نیاز کمالگراها برای اطمینان از کیفیت پاسخ میدهد، در مقایسه با توضیحات کلی و عمومی (نسخه A).
- فرضیه ۲ (دکمه فراخوان به عمل – CTA): استفاده از متنی مانند «مشاهده جزئیات دقیق» یا «دانلود گزارش کامل» (نسخه B) نسبت به «بیشتر بدانید» (نسخه A) کلیک بیشتری دریافت میکند، زیرا حس کنترل و دسترسی به اطلاعات کامل را به آنها میدهد.
تیپ ۲: یاریرسانها (The Helper)
انگیزه اصلی: مورد نیاز بودن، کمک به دیگران.
پیام کلیدی: “با این محصول، میتوانید به دیگران کمک کنید و روابط بهتری بسازید.”
- فرضیه ۱ (صفحه اصلی): نمایش تصاویر و داستانهای مشتریانی که با استفاده از محصول به دیگران کمک کردهاند (نسخه B)، در مقایسه با نمایش ویژگیهای فنی محصول (نسخه A)، باعث افزایش تعامل و اعتماد در این تیپ میشود.
- فرضیه ۲ (ایمیل مارکتینگ): اگر در عنوان ایمیل به این اشاره کنیم که خرید آنها به یک هدف خیرخواهانه کمک میکند (مثلاً درصدی از فروش صرف امور خیریه میشود)، نرخ باز شدن ایمیل افزایش خواهد یافت.
تیپ ۳: موفقیتطلبها (The Achiever)
انگیزه اصلی: موفقیت، تحسین، کارایی.
پیام کلیدی: “این محصول به شما کمک میکند سریعتر به موفقیت برسید و بهترین به نظر برسید.”
- فرضیه ۱ (صفحه قیمتگذاری): برجسته کردن پلنی که «محبوبترین» یا «بهترین بازدهی» را دارد (نسخه B)، نسبت به نمایش ساده پلنها (نسخه A)، فروش بیشتری را به همراه خواهد داشت، زیرا موفقیتطلبها به دنبال انتخابهای برنده هستند.
- فرضیه ۲ (لندینگ پیج): نمایش لوگوی شرکتهای معتبری که از محصول استفاده میکنند یا نقلقول از افراد موفق (اثبات اجتماعی)، نرخ تبدیل را به شدت افزایش میدهد.
تیپ ۴: فردگراها (The Individualist)
انگیزه اصلی: اصالت، هویت منحصربهفرد.
پیام کلیدی: “این محصول به شما کمک میکند خودتان را به شکلی خاص و منحصربهفرد ابراز کنید.”
- فرضیه ۱ (گالری محصول): نمایش محصول در زمینههای خلاقانه و هنری (نسخه B) به جای پسزمینههای سفید و استاندارد (نسخه A)، جذابیت بیشتری برای فردگراها دارد.
- فرضیه ۲ (کپیرایتینگ): استفاده از زبان و عباراتی که بر کمیابی، خاص بودن و «برای شما ساخته شدن» تأکید دارد (مثلاً «نسخه محدود» یا «طراحی سفارشی»)، نرخ تبدیل را بالا میبرد.
تیپ ۵: پژوهشگرها (The Investigator)
انگیزه اصلی: دانش، شایستگی، درک عمیق.
پیام کلیدی: “تمام اطلاعاتی که برای یک تصمیمگیری هوشمندانه نیاز دارید، اینجاست.”
- فرضیه ۱ (صفحه محصول): قرار دادن یک بخش «مشخصات فنی کامل» یا لینک به وایتپیپر و دادههای تحقیقاتی (نسخه B) در بالای صفحه، در مقایسه با پنهان کردن آن در تبهای پایینی (نسخه A)، اعتماد پژوهشگرها را جلب کرده و نرخ تبدیل را افزایش میدهد.
- فرضیه ۲ (CTA): استفاده از دکمه «مشاهده دمو» یا «دوره آزمایشی رایگان» (بدون نیاز به اطلاعات کارت اعتباری) برای این تیپ مؤثرتر از «همین حالا بخرید» است، زیرا به آنها اجازه میدهد قبل از تعهد، اطلاعات کافی کسب کنند.
تیپ ۶: وفادارها (The Loyalist)
انگیزه اصلی: امنیت، اطمینان، راهنمایی.
پیام کلیدی: “ما در کنار شما هستیم. میتوانید به ما اعتماد کنید.”
- فرضیه ۱ (صفحه پرداخت): نمایش برجسته نمادهای اعتماد الکترونیکی، گارانتی بازگشت وجه و نظرات مثبت کاربران (نسخه B) در نزدیکی دکمه پرداخت، نرخ رها کردن سبد خرید را کاهش میدهد.
- فرضیه ۲ (پشتیبانی): اگر گزینه چت آنلاین یا شماره تماس پشتیبانی به صورت واضح در تمام صفحات نمایش داده شود (نسخه B)، حس امنیت را در این تیپ افزایش داده و آنها را به خرید ترغیب میکند.
تیپ ۷: خوشگذرانها (The Enthusiast)
انگیزه اصلی: شادی، تجربه، هیجان.
پیام کلیدی: “این محصول زندگی شما را هیجانانگیزتر و لذتبخشتر میکند.”
- فرضیه ۱ (صفحه اصلی): استفاده از ویدیوهای پرانرژی و تصاویر جذاب از تجربیات مثبت کاربران (نسخه B) به جای متنهای طولانی و خستهکننده (نسخه A)، نرخ ماندگاری در صفحه را افزایش میدهد.
- فرضیه ۲ (فرایند ثبتنام): اگر فرایند ثبتنام سریع، ساده و همراه با عناصر گیمیفیکیشن باشد (نسخه B)، نرخ تکمیل آن در میان این تیپ بالاتر خواهد بود. آنها از پیچیدگی و محدودیت بیزارند.
تیپ ۸: چالشگرها (The Challenger)
انگیزه اصلی: کنترل، قدرت، محافظت.
پیام کلیدی: “کنترل را به دست بگیرید و به قویترین نسخه خود تبدیل شوید.”
- فرضیه ۱ (کپیرایتینگ): استفاده از زبان مستقیم، قاطع و جسورانه که بر قدرت و کنترل کاربر تأکید میکند (مثلاً «قوانین خود را بسازید»)، مؤثرتر از زبان نرم و منفعل است.
- فرضیه ۲ (صفحه ویژگیها): برجسته کردن ویژگیهایی که به کاربر کنترل کامل بر محصول یا فرایند را میدهد (مانند داشبوردهای پیشرفته و تنظیمات قابلشخصیسازی)، این تیپ را بیشتر جذب میکند.
تیپ ۹: صلحطلبها (The Peacemaker)
انگیزه اصلی: آرامش، هماهنگی، سادگی.
پیام کلیدی: “زندگی خود را سادهتر و آرامتر کنید.”
- فرضیه ۱ (طراحی بصری): استفاده از طراحی مینیمال، رنگهای آرامشبخش و فضای خالی زیاد (نسخه B) در مقایسه با طراحی شلوغ و پر از اطلاعات (نسخه A)، تجربه کاربری بهتری برای این تیپ ایجاد میکند.
- فرضیه ۲ (فرایند خرید): اگر فرایند خرید تا حد ممکن ساده، بدون تنش و با مراحل کم طراحی شود (مثلاً خرید با یک کلیک)، نرخ تبدیل در این گروه افزایش مییابد.
جدول خلاصه: اتصال تست A/B به انگیزههای انیاگرام
برای جمعبندی، جدول زیر به شما کمک میکند تا ایدههای تست خود را بر اساس تیپهای شخصیتی انیاگرام سازماندهی کنید.
| تیپ انیاگرام | انگیزه اصلی | ایده برای تست A/B |
|---|---|---|
| ۱. کمالگرا | کیفیت و درستی | تأکید بر گواهینامهها، جزئیات فنی و ضمانتها. |
| ۲. یاریرسان | ارتباط و کمک | نمایش داستانهای مشتریان و تأثیر اجتماعی محصول. |
| ۳. موفقیتطلب | کارایی و موفقیت | استفاده از اثبات اجتماعی (لوگوها، نظرات افراد موفق). |
| ۴. فردگرا | اصالت و هویت | تأکید بر منحصربهفرد بودن، طراحی خاص و سفارشیسازی. |
| ۵. پژوهشگر | دانش و شایستگی | ارائه دادههای کامل، مشخصات فنی و نسخههای آزمایشی. |
| ۶. وفادار | امنیت و اطمینان | برجسته کردن گارانتیها، نمادهای اعتماد و پشتیبانی. |
| ۷. خوشگذران | تجربه و لذت | استفاده از ویدیو، طراحی جذاب و فرایندهای سریع و سرگرمکننده. |
| ۸. چالشگر | قدرت و کنترل | استفاده از زبان قاطع و تأکید بر ویژگیهای کنترلی. |
| ۹. صلحطلب | آرامش و سادگی | طراحی مینیمال، فرایندهای بدون تنش و پیامهای آرامشبخش. |
نتیجهگیری: از حدس زدن به سوی درک عمیق
تست A/B به تنهایی یک ابزار قدرتمند است، اما بدون فرضیههای هوشمندانه، مانند یک کشتی بدون قطبنما در اقیانوس دادهها سرگردان است. انیاگرام آن قطبنمای روانشناختی است که به شما کمک میکند تا مسیر خود را پیدا کنید. با ترکیب تست A/B و انیاگرام، شما دیگر فقط رنگ دکمهها را تغییر نمیدهید؛ بلکه با عمیقترین انگیزههای انسانی ارتباط برقرار میکنید.
به یاد داشته باشید که هدف، برچسب زدن به کاربران نیست، بلکه درک بهتر نیازهای متنوع آنهاست. با طراحی تستهایی که به این نیازها پاسخ میدهند، نه تنها نرخ تبدیل خود را افزایش میدهید، بلکه تجربه کاربری بهتری خلق میکنید که باعث وفاداری بلندمدت مشتریان خواهد شد. از امروز با عینک انیاگرام به وبسایت خود نگاه کنید و ببینید چه فرصتهای پنهانی برای بهینهسازی در انتظار شماست.
چقدر احتمال داره که یک کاربر در لحظات مختلف، رفتارهای تیپهای مختلفی رو نشون بده؟ این روی نتایج تست اثر منفی نمیذاره؟
سوالی کلیدی! انسانها در شرایط استرس یا امنیت، به سمت تیپهای دیگر (بالهای انیاگرام یا خطوط حرکت) متمایل میشوند. به همین دلیل ما در طراحی تست، روی ‘انگیزه اصلی’ تمرکز میکنیم که معمولاً ثابت است، اما شرایط محیطی لندینگ پیج را هم در نظر میگیریم.
من به عنوان یک برنامه نویس، همیشه فکر میکردم این مباحث روانشناسی خیلی انتزاعیه، اما مدلسازی اون برای تست A/B برام منطقی به نظر رسید.
خیلی از آژانسهای دیجیتال مارکتینگ فقط روی ابزار متمرکزند، اما این مقاله نشون داد که تفکر استراتژیک و شناخت انسان چقدر مهمتره.
شایان عزیز، ابزارها فقط وسیله هستند. آنچه تفاوت واقعی را ایجاد میکند، فهم عمیق از رفتار انسانی است که انیاگرام آن را به بهترین شکل در اختیار ما قرار میدهد.
آیا دورهای دارید که این موارد رو به صورت عملی آموزش بدید؟ مخصوصاً بخش طراحی فرضیه بر اساس تیپها.
برای تیپ ۷ (تنواعطلب) چه پیشنهادی برای صفحه پرداخت دارید؟ چون اینها معمولاً در لحظه آخر از خرید منصرف میشن.
برای تیپ ۷، فرآیند پرداخت باید بسیار سریع، لذتبخش و بدون اصطکاک باشد. استفاده از المانهای Gamification یا نشان دادن ‘پاداش آنی’ بلافاصله بعد از خرید، میتواند نرخ خروج آنها را در مرحله پرداخت کاهش دهد.
واقعاً استفاده از انیاگرام در بیزینس کوچینگ یک ابزار قدرتمنده. مرسی از تیم ۹ پرسونا برای این محتوای تخصصی.
من از این متد در کمپین اینستاگرام استفاده کردم و نرخ تعامل واقعاً تغییر کرد. مخصوصاً وقتی روی ترسهای تیپ ۴ تمرکز کردم.
مقاله رو خوندم، خیلی کاربردی بود. به نظرم تیپ ۶ (وفادار) سختترین گروه برای متقاعد کردن در تستهای A/B هستند چون خیلی شکاکن.
دقیقاً همینطور است حامد جان. برای تیپ ۶، باید در نسخههای تست، روی ‘اعتمادسازی’، ‘گارانتی’، ‘نمادهای اعتماد’ و ‘نظرات مشتریان واقعی’ تاکید دوچندان داشته باشید تا تست شما موفق شود.
آیا ممکنه استفاده از این روش باعث بشه که محتوای سایت خیلی پراکنده بشه و برند بوک (Brand Book) ما آسیب ببینه؟
نکته بسیار مهمی است الناز عزیز. ما نباید هویت برند را فدای تست کنیم. استراتژی درست این است که ارزشهای برند خود را با زبانهای مختلف (که برای تیپهای مختلف جذاب است) بیان کنیم، نه اینکه شخصیت برند را کلاً عوض کنیم.
ترکیب EQ و دادههای سخت (Hard Data) در این مقاله عالی بود. به نظرم آینده مارکتینگ همینجاست؛ جایی که علم داده با روانشناسی گره میخوره.
من همیشه فکر میکردم تست A/B فقط برای سایتهای فروشگاهی بزرگه. برای یک کسبوکار کوچک هم این روش پیشنهاد میشه؟
آیدا جان، تست A/B برای هر بیزینسی که ورودی کاربر دارد مفید است. اتفاقاً در بیزینسهای کوچک که بودجه محدودی دارند، استفاده از روانشناسی (مثل انیاگرام) باعث میشود با تعداد تستهای کمتر، به نتایج بزرگتری برسید چون هوشمندانهتر شلیک میکنید.
به عنوان یک مدیر محصول، برام جالب بود که چطور انیاگرام میتونه روی اولویتبندی فیچرها در تست A/B تاثیر بذاره. ممنون از نگاه متفاوتی که داشتید.
خیلی ممنون از مقاله خوبتون. کاش برای هر ۹ تیپ، یک مثال عملی از تغییر لندینگ پیج میزدید. اینطوری درک مطلب برای ما که تازه با این حوزه آشنا شدیم راحتتر بود.
پیشنهاد فوقالعادهای است زهرا جان. حتماً در مقالات بعدی، چکلیستهای اختصاصی برای هر تیپ شخصیتی در طراحی لندینگ پیج را منتشر خواهیم کرد.
من کمی با انیاگرام آشنا هستم. برای تیپ ۲ (امدادگر) چه نوع فراخوانی برای اقدام (CTA) پیشنهاد میدید؟
برای تیپ ۲، کلمات کلیدی که حس ‘ارتباط’، ‘کمک به دیگران’ و ‘قدردانی’ را منتقل میکنند عالی هستند. مثلاً به جای ‘همین حالا بخرید’، عبارتی مثل ‘به جمع خانواده ما بپیوندید و در این مسیر همراه ما باشید’ تاثیرگذاری بیشتری دارد.
آیا ابزاری وجود داره که به صورت خودکار محتوا رو بر اساس تیپ شخصیتی تغییر بده؟ یا هنوز باید دستی این کار رو انجام بدیم؟
در حال حاضر سیستمهای Personalization Engine پیشرفتهای در حال توسعه هستند که با هوش مصنوعی کار میکنند. اما هنوز بهترین روش، طراحی سناریوهای مختلف توسط متخصص مارکتینگ و اجرای آنها از طریق ابزارهایی مثل Google Optimize یا VWO است.
به نظرم برای شروع، بهتره روی تیپهای پرجمعیتتر در بازار هدف تمرکز کنیم. مثلاً اگر مخاطب ما مدیران میانی هستند، احتمالاً تیپهای ۳ و ۱ فراوانی بیشتری دارند.
کاملاً درست است علی جان. تمرکز بر بخش بزرگی از بازار (Major Segments) بر اساس ویژگیهای تیپ ۳ (موفقیتطلب) یا ۱ (کمالگرا) میتواند Quick Winهای خوبی در تستهای A/B اولیه به شما بدهد.
مطالب عالی بود. من به عنوان یک UX Designer همیشه با این چالش روبرو بودم که چرا یک طرح زیبا نرخ تبدیل پایینی داره. حالا متوجه شدم که شاید زیبایی برای همه تیپها اولویت اول نباشه.
نکته بسیار ظریفی را اشاره کردید مریم عزیز. برای یک تیپ ۸، سادگی و قدرت (Efficiency) بسیار مهمتر از جزئیات گرافیکی پیچیده است. انیاگرام به ما کمک میکند تا زیبایی را از دیدگاه مخاطب تعریف کنیم.
من در حوزه فروش B2B فعالیت میکنم. آیا این ترکیب تست A/B و انیاگرام برای ایمیل مارکتینگ هم جواب میده؟ چون اونجا پرسناها خیلی جدیتر هستند.
بله حتماً. در واقع در B2B، چون تصمیمگیرندگان بر اساس مسئولیتهای شغلی و ترسهای خاص خود (مثل ترس از اتلاف منابع که در تیپ ۶ و ۱ زیاد دیده میشود) عمل میکنند، استفاده از ادبیات متناسب با انیاگرام در Subject Line و Body ایمیل میتواند نرخ کلیک را به شدت بالا ببرد.
یک سوال داشتم؛ چطور میتوانیم بدون گرفتن تست انیاگرام از کاربران، متوجه شویم که اکثر ترافیک ورودی ما از چه تیپ شخصیتی هستند؟
سوال بسیار هوشمندانهای است سارا جان. ما از ‘پروکسیهای رفتاری’ استفاده میکنیم. برای مثال، کاربرانی که زمان زیادی را صرف مطالعه جزئیات فنی و دیتاشیتها میکنند، رفتارهایی مشابه تیپ ۵ دارند. با تحلیل دادههای Google Analytics و نحوه تعامل آنها با محتوا، میتوانیم پرسنای غالب را حدس بزنیم.
واقعاً مقاله متفاوتی بود. همیشه فکر میکردم تست A/B فقط بازی با رنگ دکمهها و جابجایی المانهاست، اما نگاه کردن به تستها از زاویه انگیزههای درونی تایپهای انیاگرام، عمق جدیدی به بیزینس میده.
دقیقاً همینطور است آرش عزیز. هدف ما در این رویکرد این است که از ‘تغییرات تصادفی’ به سمت ‘تغییرات روانشناختی’ حرکت کنیم. وقتی بدانید محرک اصلی هر تایپ چیست، فرضیههای شما بسیار دقیقتر عمل میکنند.